راز موفقیت در زندگی
تهیهکننده: محمد عنایتی شایان - رضا رمضانزاده
ادب؛ کارنامهی کامیابی و موفقیت
ادب تاج عزت و بزرگی و کارنامه کامیابی و موفقیت است که انسان را به اوج سربلندی و بلندای مجد و سعادت سوق میدهد. ادب را جایگاه رفیعی در قاموس انسانیت است که حکایت از اهمیت بسیار آن در راستای ساختار ابعاد درونی و بیداری روحی انسان دارد. ادب در حقیقت رشد و شکوفایی شخصیت یک فرد است.
هرکس که بر مدارج کمال و کامیابی گام نهاده است، سرمنشأ آن رعایت ادب بوده و هرکس از مرتبهای سقوط کرده است. یقینا درنتیجه بی ادبی بوده است.
ما انسانها از کجا به کسی میگوییم که فلانی بیادب است؛ چون رفتارهایی دارد که از ادب به دور است و این رفتار از گذشتهگان برای ما به اثبات رسیده است و در کشاکش روزگار ادبهای جدیدی اختراع شده است. اما یکی از شرطهای لازم برای انسانیت، ادب است.
اینجاست که اقبال میگوید:
دین سراپا سوختن اندر طلب
انـتهـایــش عشـــق آغــازش ادب
آدمـیت احـــترام آدمی
باخــبر شـــو از مـقام آدمــی
ادب چیزی نیست که با رعایت آن ضرری بکنیم، بلکه این بیادبی است که برای ما ضرر دارد. پس اگر من ادب را رعایت میکنم، سادهترین و ابتداییترین توجیه، خوب بودن آن برای خودم است
دانش آموزی که با یک سخن بهجا و بیانی شیوا سئوالش را مطرح میکند، آنچنان ارتباط زیبائی با معلم برقرار میکند که معلم در پاسخ نهتنها احساس رفع تکلیف نمیکند، بلکه گوئی فرزند خودش را دیده و سئوالهای او را با جان و دل پاسخ میدهد و نه تنها از توضیحهای مفصلی که به او میدهد، خسته نمیشود، بلکه بسیار هم لذت میبرد.
این خاصیت دانش آموزان موفقی است که موفقیت خود را از راه ایجاد ارتباطی خوب بهدست میآورند. بههمین دلیل است که ارتباطها را ”کلید طلائی موفقیت“ انسان در عرصهی زندگی مینامند. موفقیتهای بزرگ انسانها از مسیر ارتباطهای انسانی میگذرد
می توانم به دیگران مهر بورزم
وقتی که دیگران خشمگین هستند تنفر دارند انتقاد می کنند یا مهاجم به نظر می رسند می توانم آن لحظه آنان را چنان که به نظر می رسند ببینم و یا هراسیده و نیاز مند کمک به عشق. وقتی که با خشم نفرت انتقاد و تهاجم واکنش نشان ندهم آنگاه می توانم به درون خود روم و برکت عشق خویش را دریابم.بدین سان می توانم برگزینم که با عشق ومهربانی ونه از دیدگاه ترس واکنش نشان دهم
حفظ اصول اخلاقی
شما وقتی برای تفریح به پارک می روید تا ساعاتی را خوش بگذرانید آیا مجاز هستید برای لذت بیشتر به پارک آسیب برسانید؟ برای آشنایی با میراث فرهنگی کشورمان به موزه می روید آیا اگر حتی نگهبان موزه هم متوجه نباشد شما مجاز به آسیب رساندن به اشیای موزه هستید؟ مسلما پاسخ شما منفی می باشد . ما برای زندگی و امرار معاش و تفریحات خود از امکانات این کشور که بهر شکل متعلق به همه افراد مملکت است استفاده می کنیم . آیا ما مجاز هستیم در این راه هر کاری که دوست داریم انجام دهیم و هر خسارتی را به این اموال وارد کنیم؟آیا مجاز هستیم برای بدست آوردن سود محیط زیست را نابود کنیم؟ اصول اخلاقی و شخصیت افراد و فرهنگ جامعه نیز از سرمایه های این مملکت است . ما مجاز نیستیم برای رسیدن به اهداف خود هر روشی را بکار گیریم و اصول اخلاقی مقبول جامعه را زیر پا بگذاریم .
قبول کنید که عدم رعایت آن صدمات جدی در دراز مدت به ساختار اجتماعی ما وارد می کند . وقتی شما برای رسیدن به اهداف خود به هر روش ناپسند و غیر اخلاقی توسل می جویید . بنیانها و سرمایه های فرهنگی را نابود می کنید .. حفظ اصول اخلاقی از اولین مشخصه های یک فرد است . اصول اخلاقی و فرهنگی ستونهای این بنا است آنها را ویران نکنیم . نگهبانهای این میراث فرهنگی و اخلاقی چه کسانی هستند ؟ آیا جز خود ما؟ پاسدار این بنای اخلاقی جامعه مان باشی
خودت باش
آنقدر قوی باش که بتوانی با روزگار روبهرو شوی.
آنقدر ضعیف باش تا قبول کنی که نمیتوانی همه کارها را به تنهائی انجام دهی.
در مقابل کسانیکه به کمک تو احتیاج دارند، بخشنده باش.
در مورد نیازهای شخصیات صرفهجو و قانع باش.
آنقدر عاقل باش تا قبول کنی که در مورد همه چیز آگاهی نداری.
آنقدر ساده باش که به معجزه اعتقاد داشته باشی.
شادیهایت را با دیگران تقسیم کن.
در غم و اندوه دیگران شریک شو.
راهنمای افرادی باش که راه خود را گم کردهاند.
هنگامیکه تردید داری پیرو کسانی باش که به موفقیت رسیدهاند.
اولین کسی باش که از رفیق شکست خوردهات انتقاد میکنی.
برای اینکه دچار اشتباه نشوی، از جائیکه قدم بعدیت را میگذاری مطمئن شو.
از مقصد و هدفت خاطرجمع شو تا مبادا راه غلط را بروی.
با کسانیکه به تو عشق میورزند، مهربان باش.
و بالاتر از همه، خودت باش.
بخشیدن دیگران چه زیباست
بسیاری از افراد تصور می کنند که داشتن روحیه گذشت و بخشایش، دلیل سستی اراده و تزلزل است؛ به طور مثال فکر می کنند اگر فردی را به خاطر خلق بد و رنج آورش نبخشوده اند، کار درستی انجام داده اند زیرا این مشکلی بوده که خودش ایجاد کرده و خودش هم چوب اخلاق و رفتارش را می خورد و باید بخورد!
حال آن که این را نمی توان مشکل آن فرد محسوب کرد بلکه مشکل خود اوست! هنگامی که ما فکر گذشت و عفو را از سرمان خارج می کنیم، این مشکلی است که خود برای خویشتن به وجود می آوریم و رنج و عذاب زیادی را برای خود ایجاد می کنیم. بیشتر اوقات، شخصی را که ما مقصر قلمداد کرده ایم، آسوده و آرام به زندگی خویش ادامه می دهد و کم ترین اعتنایی هم به ما نمی کند چون در اصل خبر ندارد که در سر ما چه می گذرد و ما چگونه در محکمه ذهنی خویش او را متهم و محکوم ساخته ایم.
این ما هستیم که حرص و جوش خواهیم خورد و زخم معده می گیریم و خواب خوش را بر خود حرام می کنیم و اوقاتمان تلخ می شود.اگر روحیه عفو و گذشت نداشته باشیم و به این گفته زیبا توجه نکنیم که: کسانی را که نسبت به شما تعدی روا می دارند، عفو کنید و از گناه آنان در گذرید بالطبع در رنج، عذاب، بدخلقی و ناراحتی زندگی را سر خواهیم کرد و همواره بهانه ای برای قهر کردن و از مردم بریدن خواهیم داشت.
داشتن روحیه گذشت سبب می شود که ما از نظر روانی، شاد و راحت باشیم و اطرافیان، نزدیکان و آشنایان خود را با ملامت از خود دور نکنیم.
فکر ناسالم و بیمار جسم را نیز ناتوان و بیمار خواهد کرد و تا زمانی که مردم دیگری را مسئول و مقصر گرفتاری ها، بدبختی ها و غم و غصه خود به شمار آورند، از زیر بار مسئولیتی که در قبال خویش و زندگی خود دارند، شانه خالی خواهند کرد. دیگران را سرزنش و شماتت کردن، باری از دوش ما بر نخواهد داشت.
هنگامی که تصمیم می گیریم دست از مقصر شناختن دیگران برداریم، به طور ناگهانی متوجه می شویم که اوضاع و احوال رو به راه و کارها بهتر می شود. ایراد گرفتن و سرزنش کردن، عذر و بهانه ای است تا هیچ کاری در مورد واقعیت انجام ندهیم و دستاویزی است تا وارد عمل نشویم و از مقابله با حقیقت سر باز زنیم. شخصی که می گوید: من شما را می بخشایم، ولی نمی توانم فراموش کنم. در واقع می گوید: من شما را تا حدودی می بخشم، اما خطایی را که مرتکب شده اید، هم چنان در ذهن نگاه می دارم تا بعدا سر فرصت به حسابتان برسم. عفو و گذشت واقعی چنین نیست، بلکه پاک کردن حساب ها با خود و دیگران است.
درک این نکته از اهمیت خاصی برخوردار است که باید تا آن جا که می توانیم به بهترین وجه زندگی کنیم و بدانیم چگونه می توانیم این مهم را به انجام برسانیم.
ما اغلب در راهی که طی می کنیم دچار اشتباهات کوچک و بزرگی می شویم و گاهی اوقات به سبب سوء تفاهم و اطلاعات نادرستی که کسب می کنیم، از مسیر درست زندگی به بیراهه می افتیم و یا دست به کارهای احمقانه می زنیم، با این حال برای شناخت بهترین راه نباید از هیچ تلاش و کوششی خودداری کنیم.
زمانی که از دیگران می گذریم، سطل زباله ای را که درون آن پر از کینه، حسادت دلخوری ها، توهین ها و بالاخره تمام چیزهایی است که به صورتی باعث ناراحتی ما شده را از وجود خود جدا می سازیم و دیگر مجبور به حمل آن در تمام لحظات زندگیمان نیستیم زیرا بیشترین کسی که از بوی این سطل زباله در عذاب است خودمان هستیم.
با صفت گذشت یاد می گیریم که در زمان حال زندگی کنیم و زندگی پر از شادی و سرور و زیبایی را برای خود ترسیم کنیم و متوجه این موضوع می شویم که همه مرتکب اشتباه می شویم و با این حال همه ما شایسته مهر و محبت هستیم
به خودتان اهمیت بدهید
ابتدا به خودتان اهمیت داده و از خود مراقبت کنید. از قدیم گفته اند تا زمانیکه یک صفت اخلاقی را در خود نداشته باشید، نمی توانید انتظار آن را از طرف مقابل داشته باشید. تا زمانیکه احساس آرامش و شادی در وجود خودتان حکمفرما نباشد، قارد نخواهید بود تا آرامش و شادکامی را در روابط خود وارد کنید.
اگر احساس کنید که این نوع مسائل اهمیت خاصی ندارند و برای بهبود روابط خود یک مرتبه به حل مشکلات بپردازید، احتمال تخریب و واپاشی ارتباط را تا حد بسیار زیادی افزایش می دهید. به همین دلیل باید بدانید که پیش از حل هر گونه مشکلی ابتدا باید خصوصیات اخلاقی خودتان را تثبیت کنید. پیش از مواجهه با مقوله های هسته ای ارتباط ابتدا این دو مورد را در نظر داشته باشید تا به موفقیت بالاتری دست پیدا کنید.
۱) به خودتان قول بدهید که هر اتفاقی هم که بیفتد شما خوب هستید
خودتان را جزء متعلقاتتان بدانید و به خود قول دهید که تحت هر شرایطی از خودتان محافظت خواهید نمود.
اگر این نوع نگرش را داشته باشید که خوشحالیتان به شدت وابسته به حضور دیگران می باشد، باید بدانید که نه تنها با این نوع نگرش قدرت وجودی خود را کاهش می دهید، بلکه ترس و وحشت را نیز در وجود خود حکمفرما می سازید. از اینرو خودتان را درگیر رفتارهای مخرب، نظیر دادخواهی، شفاعت و یا به عبارتی گدایی محبت نکنید.
نکته دیگری که باید به آن توجه داشته باشید، این است که نباید به طور کامل خود را مسئول خوشحالی طرف دیگر بدانید. بیشتر افراد زمانی که صحبت از یک چنین مسائلی به میان می آید، معمولاً ترجیح می دهند حرفی در این مورد به میان نیاورند.
۲) حتی اگر احساس خوشایندی ندارید، زندگی را برای خود شاد کنید
برای خود برنامه ریزی کنید و به انجام فعالیت های سرگرم کننده بپردازید. می توانید در کلاس های آموزشی شرکت کنید. می توانید لیستی از مکان هایی که در شهر خود و یا شهرهای اطراف وجود دارد، تهیه کنید و به مرور زمان از آنها دیدن نمایید. مهارت های جدیدی را آموزش ببینید و دنیای خود را گسترش دهید.
زمانی که مشغول به فعالیت بوده و سرگرم باشید، خوشحال تر خواهید بود. افرادی که خوشحال تر هستند، به طور طبیعی در نظر دیگران جذاب تر جلوه کرده و زیباتر به نظر می رسند.