روزآقای بحرینی

خبرگزاری پانا :در استقبال از بهار طبیعت، دانش آموزان مدرسه شهید فخار کاشان، در تجلیل  از معلم بازنشسته خود گلهای قدرشناسی و سپاسگذاری افشاندند.

به گزارش خبرگزاری پانا ،"حسین بحرینی" معلم علوم مدرسه شهید فخار کاشان، در مهر ماه 1361 تدریس خود را از مدرسه دین و دانش منطقه هجده تهران آغاز کرده است.
وی به فاصله سالهای 62 تا 80 در مدرسه والفجر تدریس کرده و بعد از آن در مدارس شاهد امام خمینی و نمونه مردمی  امام صادق علیه السلام اشتغال داشته است و در سال 85 به مدرسه شهید فخار کاشان منتقل شد.
این فرهنگی بازنشسته کاشانی رمز موفقیت و محبوب شدن یک معلم در کار خود را داشتن  آرامش روحی، محبت نسبت به دانش آموزان و حوصله در برخورد با آنها عنوان کرد.
بحرینی افزود: امنیت روحی نخستین گام موفقیت یک معلم است بنابراین باید شرایط و مسوولیت خود در خانه و مدرسه را از هم جدا دانسته و از دخالت دادن آنها خودداری کند.
به گفته وی، معلم باید به فن سخنوری مسلط باشد تا بتواند در مدیریت کلاس قدرت نفوذ کلام داشته باشد و اصول روانشناسی مثبت را در کلاسداری خود استفاده کند.
وی گفت: مهمترین عاملی محبوب شدن یک فرد در نظر دیگران، داشتن آرامش است و معلم نیز قبل از تدریس محتوای آموزش باید با آرامش در مدرسه حاضر شده و در لحظه ورود به کلاس، آرامش را به دانش آموزان تزریق کند.
وی بااشاره به فناوری مدرن افزود: در نگاه دانش آموزان، الگو بودن معلم، پررنگتر از آموزشگر بودن است و اگر معلم نتواند این نقش خود را به خوبی ایفا کند، ورزشکاران و بازیگران جای او را گرفته و در نتیجه، کلاس به شلوغی انجامیده و تدریس بی اثر خواهد شد.   



لینک پانا

وصل دوباره سیمین و جلال

حکایتی غریبی نیست که آشنایی جلال و سیمین در سال 1327 بود. ازدواج آنها در سال 1329 بود. جدایی آنها در سال 1348 ولی جدایی تسلیم عشق آن دو شد و در اسفند 1390 سیمین و جلال به هم رسیدند.

ادامه نوشته

نفرات برتر جشنواره مشق عشق

نفرات برتر  دومین جشنواره مشق عشق ، گرامیداشت دهه فجر، هنرجویان آقای غفوری اعلام شد.

کلاس اول: فرشاد مصاحبی وحید بلندیان میلاد بصیری- متین موجودی-  امین شهسواری

کلاس دوم: علی نیکوکار- مهدی جوکار- علیرضا زارعی علی امیریان سجاد چهارباغی

کلاس سوم : سعید جلالی- رضا نارنجی- مجید پرهیزکاری- صالح شبانی- حسین غفارزاده

جشن شکفتن

به نام یگانه مهربان

فرزند صالح، گلی از گلهای بهشت است

رسول اکرم(ص)

فرارسیدن فصل رویش و بیداری جان و جهان را تبریک گفته و خرسندیم از اینکه شما در کانون گرم خانواده تان، نوجوانی را پرورش داده اید که این مرز و بوم بدان می بالد.

به استحضار می رساند، مدرسه راهنمایی شهید فخار، در آستانه شکفتن شقایقها و نسترنها، جشن شکوفایی دانش آموزان را در محفلی آسمانی، قرین خاطره ها کند.

زمان: پنجشنبه 25/12/90   ساعت: 9صبح تا 4 بعداز ظهر

مکان: حرم مطهر حضرت سلطانعلی علیه السلام . مشهد اردهال   

آریوبرزن

تهیه کننده: علی معماری

آریو برزن دارای یکی از قویترین هنگ ها بود و توسط همین سردار بود که ایران توانست مصر بابل و شوش را تصرف کند اما امروزه می بینیم که هیچ نامی از این سردار بزرگ برده نشده است .اسکندر وقتی توانائی و قدرت اریوبرزن را دید از او خوشش امد و از او خواست تسلیم شود اما ایو برزن قبول نکرد.خواهر اریو برزن یکی از شیر زنان پارس هم بخشی از سپاه را فرماندهی می کرد و راه را در کوهستان به روی اسکندر بست.

بله سردار سپاه بزرگ ایران که تا اخرین قطره خون در برابر سپاه اسکندر مقدونی ایستادگی کرد و حاضر به تسلیم یا فرار نشد. وی با سپاهش راه را بر اسکندر بست و نگذاشت اسکندر حتی یک وجب به جلو حرکت کند.آریوبرزن نام سردار بزرگ ایرانی است که فقط به خاطر خیانت یک چوپان وطن فروش به نام لی بانی که راه کوهستان را به اسکندر نشان داد سپاهش شکست خورد.جال اسکندر پس از فح ایران دستور داد این چوپان وطن فروش را بخاطر خیانت به وطنش بکشند. جالب است بدانید هنگامی که خشایار شاه به یونان حمله کرده فرمانده پارتیان یونان تا آخرین قطره زندگی خود برای دفاع از یونان جنگید و امروز یونانیان مجسمه وی را در همان محل کشته شدنش ساخته اند و هر ساله توریستان را به این محل برده اند و او را به دنیا معرفی می کنند .

محل و چگونگی نبرد

، به نظر می آید نبردگاه جایی در استان کهگیلوئیه وبویراحمد کنونی یا غرب استان فارس و یا بنا بر برخی روایت ها اطراف شهر ارجان یا اریاگان (بهبهان کنونی) باشد.به هر روی ناآشنایی اسکندر با منطقه به سود پارسیان بود ولی یک چوپان که تاریخنگاران نامش را لی بانی نوشته‌اند راه گذر از کوهستان را به مقدونیان نشان می‌دهد و اسکندر می تواند آریوبرزن و یارانش را به دام اندازد. (گفته می شود اسکندر پس از پایان جنگ آن اسیر را به خاطر خیانت می کشد).آریوبرزن با ۴۰ سوار و ۵۰۰۰ پیاده خود را بی‌پروا به سپاه مقدونی زد و شمار بسیاری از یونانیان را کشت و خود نیز تلفات بسیاری داد، ولی موفّق گردید از محاصرهٔ سپاه مقدونی بگریزد.

چون از محاصره بیرون آمد خواست تا به کمک پایتخت بشتابد و آن را پیش از رسیدن سپاه مقدونی اشغال کند. اما لشگر اسکندر که از راه جلگه به پارس رفته بودند، مانع او شدند. در این هنگام وی به مخاطرهٔ سختی افتاد، ولی راضی نشد تسلیم گردد. گفته می شود ایستادگی آریوبرزن یکی از چند ایستادگی انگشت شمار در برابر سپاه اسکندر بوده است.

بر پایه یادداشتهای روزانه کالیستنس مورخ رسمی اسكندر، 12 اوت سال ۳۳۰ پیش از میلاد، نیروهای اسکندر مقدونی در پیشروی به سوی پرسپولیس پایتخت آن زمان ایران، در یک منطقه كوهستانی صعب العبور (دربند پارس، تکاب در كهگیلویه) با یک هنگ ارتش ایران (۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ نفر) به فرماندهی آریو برزن رو به رو شد و از پیشروی باز ایستاد.این هنگ چندین روز مانع ادامه پیشروی ارتش ده ها هزار نفری اسكندر شده بود كه مصر، بابل و شوش را پیشتر گرفته بود و در سه جنگ، داریوش سوم را شكست و فراری داده بود. سرانجام این هنگ با محاصره كوهها و حمله به افراد آن از ارتفاعات بالاتر از پای درآمد و فرمانده سرسخت آن نیز برخاک افتاد.

مورخ دربار اسکندر نوشته است كه اگر چنین مقاومتی در نبرگوگمل در (کردستان كنونی عراق) در برابر ما صورت گرفته بود، شكست مان قطعی بود. در گوگمل با خروج غیر منتظره داریوش سوم از صحنه، واحدهای ارتش ایران نیز كه در حال پیروز شدن بر ما بودند؛ در پی او دست به عقب نشینی زدند و ما پیروز شدیم. داریوش سوم در جهت شمال شرقی ایران فرار كرده بود و آریو برزن در ارتفاعات جنوب ایران و در مسیر پرسپولیس به ایستادگی ادامه می داد.نبرد سپاه آریوبرزن شگفت آور بود. آریوبرزن با شمار اندکی سوار و پیاده خود را به سپاه عظیم دشمن زد. گروهی بسیار از آنان را به خاک افكند و با اینكه بسیاری از سربازان خود را از دست داد، توانست حلقه ی سپاه دشمن را بشكافد. او می خواست زودتر از یونانیان خود را به تخت جمشید برساند تا بتواند از آن دفاع كند.

در این هنگام آن قسمت از سپاه اسكندر كه در جلگه مانده بود، راه را بر او گرفت. لازم به یادآوری است که یوتاب (به معنی درخشنده و بیمانند) خواهر آریو برزن نیز فرماندهی بخشی از سپاهیان برادر را برعهده داشت و در کوه ها راه را بر اسکندر بست . یوتاب همراه برادر به مقابله با سپاه اسکندر رفتند و به خاطر نبود نیروی کافی همگی به دست سپاه اسکندر کشته شدند.

در کتاب اتیلا نوشته ی لویزدول امده که در آخرین نبرد او اسکندر که از شجاعت او خوشش امده بود به او پیشنهاد داده بودکه تسلیم شود تا مجبور به کشتن او نشود ولی آریوبرزن گفته بود:(( شاهنشاه ایران مرا به اینجا فرستاده تا از این مکان دفاع کنم و من تا جان در بدن دارم از این مکان دفاع خواهم کرد.))

اسکندر نیز در جواب او گفته بود:((شاه تو فرار کرده .تو نیز تسلیم شو تا به پاس شجاعتت تو را فرمانروای ایران کنم.)) ولی آریو برزن جواب داده بود:((پس حالا که شاهنشاه رفته من نیز در این مکان می مانم و آنقدر مبارزه میکنم تا بمیرم)).

واسکندر که پایداری او را دیده بود دستور داد تا او را از راه دور و با نیزه و تیر بزنند.و آنها آنقدر با تیر و نیزه اورا زدند که یک نقطه ی سالم در بدن او باقی نماند.پس از مرگ او او را درهمان محل به خاک سپردند و روی قبر او نوشتند "به یاد لئونیداس"

 مقایسه ی آریوبرزن با همتای یونانی

نبرد آریوبرزن درست ۹۰ سال پس از ایستادگی لئونیداس یکم در برابر ارتش خشایارشاه در جنگ ترموپیل رخ داد كه آن هم در ماه اوت بود و از این نظر این دو واقعه ی تاریخی بسیار همانند یکدیگرند. اما تفاوت میان مقاومت لئونیداس و ایستادگی آریوبرزن در این است؛ كه یونانیان در ترموپیل، در محل بر زمین افتادن لئونیداس، یک پارک و بنای یاد بود ساخته و مجسمه او را برپا داشته اند و واپسین سخنانش را بر سنگ حک كرده اند تا از او سپاسگزاری شده باشد، ولی از آریوبرزن جز چند سطر ترجمه از منابع دیگران اثری در دست نیست.از شباهت های مرگ لئو نیداس با اریو برزن این است که هر دو در راه محافظت از یک معبر مردند و لئونیداس نیز مانند اریو برزین حاضر به تسلیم نشدو خشایار شا دستور داده بود او را ان قدر با تیر و نیزه زدند تا از پا در امد.و به دلیل همین شباهت در از خودگذشتگی او و اریو برزن بود که اسکندر دستور داده بود روی قبر اریوبرزن بنویسند به "یاد لئو نیداس".

با نگاهی به درآمدهای گردشگری کشور یونان دیده می شود که بازدید از بنای یاد بود و گرفتن عكس در كنار مجسمه لئونیداس برای یونان هر ساله میلیون ها دلار درآمد گردشگری به همراه دارد. همه گردشگران ترموپیل این آخرین پیام لئونیداس را با خود به كشورهایشان می برند که: "ای رهگذر، به مردم لاكونی اسپارت بگو كه ما در اینجا به خون خفته ایم تا وفاداریمان را به قوانین میهن ثابت كرده باشیم."( قانون اسپارت عقب نشینی سرباز را اجازه نمی داد). ولی در سالروز ایستادگی سردار ایرانی آریوبرزن که در12اوت برابر با ۲۱ مرداد از میهنش دفاع کرد، برنامه ویژه ای اجرا نمی شود و جای تاسف است که هیچ اقدامی برای بزرگداشت وی انجام نمی شود.

 

منبع"http://postman13.mihanblog.com/post/187

 

نقش مدرسه در ارتقای بهداشت روان دانش آموزان

گروهی از روان شناسان و روان درمانگران، فردی را از نظر روانی سالم می دانند که احساس اجتماعی در او رشد یافته و قادر باشد ارتباط سازنده ای با دیگران برقرار کند .چنین کسی، ضمن احساس احترام نسبت به خود و د یگران، کمبود های خویش را نیز قبول دارد و انعطاف پذیر است. بعضی دیگر از متخصصان، سلامت روان را منوط به برآوردن دو نیاز اساسی در انسان می دانند : یکی درگیری عاطفی با دیگران و دیگری احساس ارزشمند بودن در زندگی سازمان جهانی بهداشت» بهد اشت روانی را چنین تعریف می کندبهداشت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت جای می گیرد و بهداشت، یعنی توانایی کامل برای ایفای نقش های روانی، جسمانی و اجتماعی.

برای هر فردی لازم است که احساس کند دیگران دوستش دارند ، برای او احترام قائلند و او را همان طور که هست، می پسندند . این احساس در تقویت حس اعتماد به خود و اتکا به نفس بسیار مؤثر است و به ویژه برای کودکی که خود را متکی به بزرگسالان می بیند ، اهمیت خاصی دارد . احساس امنیت و رضایت عاطفی کودک، قبل از این که به مدرسه برود ، منحصراً از سوی پدر و مادر تأمین می شود . کودک باید مطمئن باشد که والدینش، دوستش دارند و دوستش خواهند داشت. آنان برای کودک منبع خوشی، امنیت و رضایت خاطر جسمی و روانی هستند . هنگامی که کودک به مدرسه می رود ، آموزگاران و هم کلاسانش سهم مهمی در ایجاد احساس امنیت در او خواهند داشت. زیرا او به توجه و مورد قبول بودن معلمان و شاگردان مدرسه احتیاج دارد .

این احتیاج در دوران بلوغ شدت می یابد ، به طوری که اغلب اوقات کودک به آنچه که هم سالان به او می گویند ، اهمیت بیش تری می دهد تا نظر پدر و مادر در نتیجه، شخصیت سالم در سال های اولیه زندگی، براساس برطرف کردن خواسته های عاطفی و جسمانی پایه گذاری می شود ، نه برمبنای محرومیت و ناکامی. کودکی که از اوان زندگی با خوشحالی و آرامش پرورش یافته است، این شانس را دارد که در زندگی، امیدوار و دیدگاه مثبت و مفیدی به دنیای خود داشته باشد .

ابعاد گوناگون بهداشت روانی

بهداشت روانی دارای ۳ مرحله به این شرح است:

۱) مرحله مثبت

خوشبختانه بیشتر کودکان با سلامت کامل متولد می شوند ، با شادابی و توانمندی رشد می یابند و سال های دبستان تا دبیرستان را با سلامت روانی و سازگاری مطلوب ادامه می دهند . وظیفه بزرگسالان در خانه و مدرسه، آماده کردن آنان برای پاسخگویی به ابتکارات و توقعات زندگی است. طرح ریزی هدف های واقع بینانه، بهره وری هرچه بیش تر از توانایی های جسمانی، ذهنی و روانی اجتماعی خود ، پذیرش محدودیت های خویش، خویشتن پنداری مثبت، کار و تلاش مداوم و پیگیر برای رسیدن به هدف های مورد نظر، از جمله تکالیفی هستند که جنبه های مثبت بهد اشت روانی را تشکیل می د هند .

۲) مرحله پیشگیری

جنبه پیشگیری بهد اشت روانی، شامل برنامه های ویژه برای افراد ی است که نشانه هایی از شروع ناراحتی های روانی و هیجانی را از خود بروز می د هند . برای مثال، رفتار د انش آموزی که ناگهان از رفتن به مد رسه خود د اری می کند ، باید د قیقاً مورد مطالعه قرارگیرد و زمینه های مشکل او شناسایی شود ، قبل از آن که این رفتار به صورت عاد ت د ربیاید یا به صورت نشانه های د یگری بروز کند .

به طور د قیق، در جنبه پیشگیری بهد اشت روانی است که بزرگسالان فرصت های زیاد ی برای ارائه خد مات به نوجوانان پید ا می کنند . آنان با توجه و د قت روی انحرافات جزیی رفتار نوجوان د رباره مشکلات جد ی تر سازگاری د رآیند ه هشد ار می د هند .

۳) مرحله درمانی

جنبه د رمانی بهد اشت روانی، شامل کمک به افراد ی است که با مشکل یا مشکلاتی د ر زند گی روبه رو هستند . مشکلاتی که سازگاری آنان را مختل ساخته است. رفع این مشکلات باید به کمک افراد متخصص و کارشناس فن، مانند روان شناس یا روان پزشک صورت پذیرد .

تأثیر مد رسه در سلامت بهد اشت روان

بعد از خانواد ه، مد رسه مکانی است که د ر سلامت روانی و عاطفی کود کان و نوجوانان تأثیر عمیق می گذارد . د ر د وره د بستان، کود ک خود را بهتر می شناسد و از طریق مشاهد ه و به کار بستن فرایند های فکری، شناخت او از د نیای حقیقی گسترش می یابد . کود ک د ر فراگیری مطالب به فعالیت های سازند ه علاقه نشان می د هد و تمایل د ارد هرچه را می آموزد ، به عمل د رآورد . گرچه تکامل فکری و منطقی کود ک و نوجوان د ر تکامل عاطفی او مؤثر است، اما رسید ن به بلوغ امری ساد ه نیست، بلکه مستلزم تحمل و غلبه برناکامی ها و فشارهای روانی زیاد ی است که کود ک یا نوجوان با آن ها مواجه می شود .در موارد ی که کودک به د لیل داشتن والدین مستبد و سختگیر یا د ر اثر تنبیهات آنان، قادر به ابراز وجود نیست و خود را د ر برابر دیگران ناتوان و حقیر می شمارد ، یا در اثر حمایت ها و مراقبت های بیش از حد والدین، خود محور می شود و انتظار د ارد د یگران نیز به میل او رفتار کنند ، همچنین د رباره نوجوانی که د ر خانواد ه نابسامانی زند گی می کند و برای یافتن امنیت و جایگاه اجتماعی احتمال د ارد د ر خارج از خانه به گروه های بزهکار بپیوند د و د ر نمونه هایی از این قبیل که د ر آن ها، حل و فصل مشکلات خانواد ه، د شوار یا ناممکن است، این پرسش مطرح می شود که چه وقت و د ر کجا باید اشکالات و نارسایی های حاصل از تربیت کود ک د ر خانواد ه، اصلاح و جبران شود . بی ترد ید بهترین پاسخی که برای پرسش مذکور می توان یافت، مد رسه است. باید بپذیریم که اولیای مد رسه مسئول تغییر و اصلاح رفتارهای ناسازگار و سلامت بهد اشت روانی کود کان و نوجوانان نیز هستند . مد رسه، محلی است که د ر آن، هر کود ک یا نوجوان به منظور برآورد ن نیازهای خویش و براساس تجربه های قبلی، رفتارهای متفاوتی از خود نشان می د هد . مثلاً د انش آموزی پرخاشگر و بی انضباط است، د یگری فعالیت و پشتکار د ارد ، سومی رهبری می کند و آن یکی رفتار لود گی را پیش می گیرد .به نظر د انشمند ان، نظام تعلیم و تربیت مد رسه باید چنان باشد که د ر آن، هر د انش آموزی بتواند ، د وست د اشتن و د وست د اشته شد ن و احساس ارزش را تجربه کند . مد رسه رشد اجتماعی کود ک و نوجوان را سرعت می بخشد .

روش های ارتقای بهد اشت روانی د انش آموزان

۱) اعتماد به نفس د انش آموزان را افزایش د هید . اعتماد به نفس مهارتی نیست که انسان بتواند خیلی سریع آن را کسب کند . بلکه خصوصیتی است که باید قد م به قد م و به آهستگی د ر شخصیت افراد شکل گیرد . با اختصاص زمان کافی و کمی تشویق و ترغیب می توان این کار را انجام د اد .

۲) از انتقاد بیش از حد از د انش آموزان بپرهیزید .

۳) نحوه مقابله با مشکلات را به د انش آموزان آموزش د هید تا بتوانند با مشکلات روبرو شوند و د ر پی حل آن ها برآیند .

۴) تجسم فکری مثبت را به د انش آموزان القاء کنید . به آن ها یاد د هید با تجسم فکری مثبت، به تمرین های تمد د اعصاب بپرد ازد و د قایقی از روز را د ر آرامش و سکوت به سر ببرد .

۵) برای تفکر و خود یابی به د انش آموزان فرصت بد هید . راجرز می گوید ، رفتار براساس احساس حاصل می شود و چون احساس د ر زمان حال به انسان د ست می د هد ، باید د ر برخورد با فرد ، رفتار کنونی مد نظر قرار گیرد تا افراد نحوه ابراز احساسات را یاد بگیرند .

۶) باید به افراد کمک کرد تا با محیط اجتماعی شان سازش پید ا کنند . البته این سازگاری می تواند ، هم با محیط د رونی فرد باشد و هم با محیط بیرونی او .

حمیده نصیریان                                                                         

عضدالدوله دیلمی


تهیه کننده: سیدابوالفضل ساجدی نژاد پس از در گذشت رکن الدوله ، عضد الدوله بر تخت سلطنت جلوس ‍ كرد، و او اول كسى است كه لقب ((پادشاهى )) را گرفت عضد الدوله در سال 356 هجرى به حكومت رسيد. عضدالدوله در 357 ه.ق. يك لشكر كشي به كرمان انجام داده بود . عضدالدوله پسر ركن الدوله با عزالدوله پسر معزالدوله چندين بار به جنگ پرداخت . يكي از آن جنگها در حوالي بغداد بود كه طي آن ، عزالدله شكست خورد و به موصل فرار كرد . معروف است وقتي اين خبر را به ركن الدوله رساندند، از شدت خشم خود را از تخت به زير انداخت و چند روز از خوردن باز ماند . بعدها ، عزالدوله بختيار مورد بخشش امراي آل بويه قرار گرفت.  اين امر به تدبير ابوالفتح وزير انجام يافت . او با دانشمندان رفتارى خوش ‍ داشت و نسبت به مقام شامخ حضرت على بن ابيطالب عليه السلام از خود كرنش خاصى نشان مى داد. بقعه مباركه امام على عليه السلام و امام حسين عليه السلام را به طرز با شكوهى تعمير كرد، و در اطراف شهر مدينه ديوار كشيد، براى شيخ مفيد احترام قائل بود و به ديدنش ‍ مى رفت . عضدالدوله در شوال سال 372 ه.ق. در بغداد به بيماري صرع دچار شد و در همان جا در گذشت . او را در نجف به خاك سپردند . تاسيس بيمارستان عضدي بغداد در سال 371 ه.ق. به توصيه محمد زكرياي رازي ، فيلخانه عضدي ، كتابخانه عضدي شيراز و بند امير بر رود كر ، از بناهاي عضدالدوله است (365ه.ق ) . مزار سلمان فارسي را نيز او بنا نهاد. الپ ارسلان پس از فوت طغرل در سال 455 هـ .ق با ياري خواجه نظام الملک بر برادرش سليمان كه جانشين رسمي طغرل بود ، غلبه كرد و زمام امور را به دست گرفت. وي در مدت نه سال و نيم با تدبير وزير با كفايت ايراني خويش ، مرز هاي خود را به درياي مديترانه رسانده و در نبردي به نام ملازگرد برلشگر رومانوس ديوجانوس ( امپراتور روم شرقي ) غلبه نمود كه اين يكي از درخشان ترين فتوحات سلجوقيان است و پس از كشتار تعداد زيادي از روميان عده ي كثيري را به اسارت گرفت و در پي اين فتح « قيمت بنده و چهارپا به نازلترين قيمت ها رسيد.» (اصفهاني بنداري ، زبده النصره و نخبه العصره ، ترجمه محمد حسن جليلي ، تهران :بنياد فرهنگي ايران ،2536 ، ص50) دولت آل بویه در عهد عضدالدوله که اوج دوران شکفتگی آن بود از دریای خزر تا بحر عمان و از دشت کرمان تا ماوراء فرات را شامل می‏شد و هر چند از این جمله، ولایات طبرستان و جبال تنها مع الواسطه در حیطه تصرف وی بود در تمام این قلمرو وسیع، نظارت و مراقبت دقیق این امیرالامراء بزرگ آل بویه به طرز شگفت آوری محسوس و مرئی به نظر می‏رسید و در خارج از قلمرو وی نیز، هم در سیستان و هم حتی در سند به نام وی خطبه خوانده می‏شد. امیر یمن برای وی هدیه می‏فرستاد و امیر حلب گه گاه خود را به اظهار طاعت نسبت به وی موظف می‏دید. العزیز بالله خلیفه فاطمی مصر برای مقابله با تهدید بیزانس از وی درخواست کمک می‏کرد و وی با امپراتور بیزانس و سرداران آن دیار برای واگذاری قلعه‏های سرحدی و مبادله اسیران و گروگانها روابط سیاسی داشت. منبع: دانشنامه

خوارزمی  

                                            تهیه کننده: امیرحسین احمدزاده

  زادگاه

برخی پژوهشگران اروپايي سده‌های 19 و 20 ميلادی، ابوعبدالله محمد بن موسی خوارزمی را با ابوجعفر محمد بن موسی بن شاکر يکی دانسته‌اند يا اگر اين دو نام را مربوط به دوتن می‌دانسته‌اند گهگاه يکی را با ديگری اشتباه گرفته‌اند. ابوجعفر محمد بن موسی بزرگ‌ترين برادر از 3 برادر دانشمند ايرانی بود که به بنو موسی (فرزندان موسی بن شاکر) مشهور بوده‌اند.

  جايگاه خوارزمی در تاريخ رياضيات جهان

  در اهميت نقش خوارزمی در تاريخ رياضيات جهان همين بس که دو واژه‌ی آلگوريسم يا آلگوريتم که تا سده‌ی 18 ميلادی بر «فنّ محاسبه با ارقام هندی‌» اطلاق می‌شد و امروزه نيز به معنی «روش ويژه‌ی محاسبه در نوع خاصی از مسائل رياضي» به کار می‌رود، از تلفظ نام خوارزمی در زبان لاتين (زبان رايج اروپا تا سده‌ی 17 ميلادی) گرفته شده است. واژه‌ی جبر در زبان‌های اروپايی (مانند algerba و غيره) نيز بی‌ترديد برگرفته از نام کتاب الجبر و المقابله اوست. در اينجا نظرات برخي پژوهشگران برجسته‌ی غربی درباره‌ی خوارزمی به اختصار ياد می‌شود:

  1. آريستيد مار پژوهشگر برجسته‌ی فرانسوی (در قرن 19 ميلادی) درباره‌ی خوارزمی می‌گويد: «يک موضوع تاريخی را امروزه نمی‌توان انکار کرد و آن اين است که محمد بن موسی خوارزمی، معلم واقعی ملل اروپايی جديد در علم جبر بوده است

  2. جُرج سارتُن پژوهشگر آمريکايی در کتاب مشهور خود، به نام « مقدمه بر تاريخ علم »، آورده است: «خوارزمی بزرگترين رياضی‌دان عصر خود، و در صورت در نظر گرفته شدن همه‌ی جوانب، يکی از بزرگترين رياضی‌دانان همه‌ی اعصار به شمار می‌آيد.» او خوارزمی را يکی از بنيانگذاران آناليز يا جبر به صورتی جدا از هندسه دانسته است، زيرا کتاب جبر و مقابله حل آناليزی معادلات درجه‌ی اول و دوم را در بر دارد. سارتن به همين جهت نيمه‌ی اول قرن نهم ميلادی را عصر خوارزمی ناميده و فصلی از کتاب خود را به نام او مزيّن‏‏‏ ساخته است.

  3. آيلْهارد ويدِمان پژوهشگر مشهور آلمانی اواخر سده‌ی 19 و اوائل سده‌ی 20 ميلادی، خوارزمی را يک نابغه و دارای شخصيت علمی ممتاز خوانده است.

  4. اسميت نيز در تاريخ رياضيات خود وی را بزرگ‌ترين رياضی‌دان دربار مأمون به‌ شمار آورده است.

  گفتنی است در سال 1362 هجری شمسی برابر 1983 ميلادی، به مناسبت هزار و دويستمين سالگرد تولد خوارزمی يادنامه‌ای به زبان روسی در 260 صفحه و مشتمل بر 16 مقاله در مسکو و يادنامه‌ی ديگری در تهران به زبان فارسی و به همت کميسيون ملی يونسکو منتشر شده است.

  آثار خوارزمی

  آثار خوارزمی در تاريخ علم جهان از اهميتی ويژه برخوردارند و به همين لحاظ پژوهشگران دو قرن اخير به نشر يا بررسی ارزش علمی آن‌ها پرداخته‌اند.

  1. الجبر و المقابله. در ادامه معرفی خواهد شد.

  2. الجمع و التفريق بحساب الهند. در ادامه معرفی خواهد شد.

  3. زيج . زيج(جدول‌های اخترشناسی) خوارزمی يکی از مهم‌ترين و مشهور‌ترين آثار اوست. اين زيج از لحاظ تاريخ رياضيات و نجوم بسيار مهم است، زيرا نخستين اثری است که در آن تابع جِيْب (معادل تابع سينوس) به کار رفته است. اين زيج در ميان مسلمانان و اروپائيان سده‌های ميانه از اهميتی بسيار برخوردار بود. به همين لحاظ در دوره‌ی اسلامی دست کم 9 اثر در شرح يا نقد آن نوشته شد. مَسْلَمه بن احمد مَجْريطی (مادريدی) اختر‌شناس مسلمان اَندُلُسی (بخش مسلمان نشين اسپانيا) زيج خوارزمي را باز نويسی کرد و آن را تذهيب زيج الخوارزمی ناميد. در نيمه‌ی نخست سده 12 ميلادی آدِلاردِ باثی (نخستين دانشمند مشهور انگليسی و از مردم شهرِ باث) تذهيب زيج الخوارزمی را به زبان لاتين ترجمه کرد.

  4. مقاله فی استخراج تاريخ اليهود و اعيادهم. اين اثر يکی از کهن‌ترين پژوهش‌های موجود درباره تقويم و گاه‌شماری يهود و کهن‌ترين پژوهش مسلمانان در اين زمينه به شمار می‌آيد و از اين رو بسيار مهم است. پژوهشگر پرآوازه‌ي آمريکايی، اِدوارد اِستوارت کِنِدی، در 1964 ميلادی اين اثر را بررسی کرده است.

  5. کتاب الرُخامَه. درباره چگونگی ساخت و نصب ساعت‌های آفتابی افقی. امروزه نشانی از اين کتاب در دست نيست .

  6. عمل الأسطرلاب. درباره ساخت اسطرلاب

  7. العمل بالأسطرلاب. دربار ه کار با اسطرلاب

  8. صوره‍ الأرض. موضوع اين کتاب، چنان‌که از نامش پيدا است، جغرافيای جهان است. در 1926 ميلادی هانس فُن‌مُژيک اين کتاب را در لايپزيگ منتشر ساخت. وی در اين چاپ نام مؤلف را به اشتباه ابوجعفر محمد بن موسی (يعنی محمد بن موسی بن شاکر) ثبت کرده است.

  کتاب حساب

  اين کتاب نخستين اثری است که در دوره‌ی اسلامی درباره حساب با ارقام هندی نوشته شده و در بسط و رواج حساب هندی، چه در کشورهای اسلامی و چه بعدها در کشورهای اروپايی، تأثير بسيار داشته است. مسلمانان فن حساب هندی را به طور مستقيم از اين کتاب فرا گرفتند و اروپائيان نيز از راه ترجمه‌هايی که در سده 12 ميلادی از اين کتاب فراهم آمد با حساب هندی آشنا شدند. خوارزمی در آغاز اين کتاب از کتاب جبر و مقابله خود ياد کرده است. با اين حساب بايد گفت که اين کتاب دومين کتاب رياضی برجای‌مانده از دوره اسلامی است.

  متن عربی اين کتاب از بين رفته اما يک نسخه خطی از ترجمه لاتينی اين کتاب که در ميانه‌ی سده 12 ميلادی صورت گرفته در کتابخانه کمبريج موجود است. اين نسخه که در سده 13 ميلادی کتابت شده است با عبارت Dixit Algorismi يعنی، «خوارزمی گفته است» (ترجمه‌ی عبارت «قالَ الخوارزمي») آغاز می‌شود و با مثالی درباره‌ی ضرب کسرها پايان می‌يابد. همين عبارت موجب شد که اروپائيان فن محاسبه با ارقام هندی را آلگوريسم (و بعدها در زبان انگليسی آلگوريتم) بنامند.

  دو کتاب مهم لاتينی رابطه بسيار نزديکی با کتاب حساب خوارزمی دارند که عبارتند از :

  1. کتاب آلگوريسم حساب عملی. اين کتاب نه از روی متن اصلی الجمع و التفريق خوارزمی، که از روی يک تحرير عربی ناشناخته آن به لاتين ترجمه شده است. مترجم اين کتاب احتمالا يوهانس اسپانيايی (يا طُلَيْطَلی يا سِويلی)، مترجم مشهور عربی به لاتينی است که از 1135 تا 1153 ميلادی در طُلَيْطَله (تولدوی اسپانيا) به کار ترجمه مشغول بود. بخش نخست اين ترجمه و نسخه خطی کمبريج (يعنی ترجمه‌ی متن اصلی کتاب خوارزمی) شبيه هم هستند. کتاب آلگوريسم حساب عملی مشتمل است بر شرح ارقام و اعمال اصلی حساب با روش هندی و استخراج جذر و غيره .

  2. کتاب شرح آلگوريسم در فن نجوم. اين کتاب را شخصی ناشناس به نام « استاد A » تأليف کرده است. چند نسخه خطی از آن موجود است که يکی از آنها در 1143 ميلادی نوشته شده است. ممکن است مقصود از استاد A ، آدلارد باثی (مترجم زيج خوارزمی) يا رابِرت چِسْتِری (مترجم جبر خوارزمی) باشد. هر دو شخص ياد شده انگليسی بودند و در همين ايام در انگليس و اسپانيا مشغول فعاليت بودند. در اين کتاب اصول حساب و هندسه و موسيقی و اخترشناسی در 5 مقاله بيان شده و ممکن است که اين مطالب بر گرفته از آثار خوارزمی و از جمله کتاب حساب او باشد.

  جبر و مقابله

  کتاب جبر و مقابله، کهن‌ترين کتاب نوشته شده در جبر و نيز کهن‌ترين کتاب رياضی است که از مسلمين به دست ما رسيده است. اين کتاب در روزگار خلافت مأمون، يعنی حدود 1210 سال قمری و 1170 سال شمسی پيش از اين تأليف شده است. اين کتاب از سده 12 ميلادی، که اروپائيان با علم جبر آشنا شدند، تا سده 16 ميلادی (يعنی حدود 4 قرن)، مبنای مطالعات علمی آنان در جبر بود. در اهميت اين کتاب همين بس، که امروزه اين رشته مهم رياضيات به نام همين کتاب يعنی جبر (در زبان‌های اروپايی به صورت‌هايی مانند Algebra و مانند آن) خوانده می‌شود. اين کتاب حل آناليزی معادلات درجه اول و دوم را در بر دارد.

  جبر و مقابله دو بار به زبان لاتين ترجمه شده است. نخست توسط مترجمی انگليسی به نام رابرت چِسْتِری در 1145 ميلادی که ترجمه‌ای ناقص است. اندکی بعد نيز گِراردوسِ کِرِمونايی، مترجم بزرگ اروپايی و شايد بزرگترين مترجم از عربی به لاتينی در طول تاريخ (درگذشته 1187 ميلادی)، اين کتاب را بار ديگر از عربی به لاتينی ترجمه کرد.

  ترجمه‌ی لاتينی رابرت چستری در تاريخ رياضيات اهميت بسيار دارد. زيرا اروپائيان از راه همين ترجمه با علم جبر آشنا شدند و در واقع سال 1145 ميلادی را بايد سال آغاز علم جبر در اروپا دانست. اَدْريان رومانوس (1561-1615 ميلادی)، رياضی‌دان هلندی، با بهره گيری از يک نسخه خطی نفيس ترجمه لاتينی رابرت چستری، نگارش تفسيری بر جبر خوارزمی را با عنوان درباره‌ی جبر محمد عرب (شايد به اين دليل که کتاب او عربی بوده است) آغاز کرده بود که تنها مقدمه‌ی آن در 72 صفحه در سال 1598 يا 1599 ميلادی چاپ شده است. محققی به نام هانری بُسمانس مقاله‌ي پژوهشی کاملي درباره‌ی اين مقدمه نوشته است. مقدمه‌ی ادريان نخستين اثر چاپی درباره‌ی جبر و مقابله خوارزمی به شمار می‌آيد. برخی ديگر از چاپ‌های اين کتاب به شرح زير است:

  1. در 1830 ميلادی، فردريش رُزِن آلمانی، متن عربی جبر و مقابله خوارزمی را در لندن به چاپ رساند. وی يک سال بعد ترجمه‌ی انگليسی اين کتاب را نيز در همان شهر منتشر کرد.

  2. در 1838 ميلادی گيوم (يا گوليلمو) ليبری، پژوهشگر فرانسوی و عضو فرهنگستان علوم فرانسه، ترجمه‌ی لاتينی گراردوس کرمونايی را به چاپ رساند.

  3. در 1846 ميلادی آريستيد مار فرانسوی بخشی از جبر و مقابله را که باب المساحه نام دارد، از روی ترجمه‌ی انگليسی فردريش رزن به فرانسه ترجمه کرد. وی 20 سال بعد همين بخش را اين بار از عربی به فرانسه ترجمه و چاپ کرد.

  4. در 1915 ميلادی کارپينسکی ترجمه‌ی لاتينی ناقص رابرت چستری را همراه با ترجمه انگليسی و مقدمه‌ و يادداشت‌های سودمند منتشر ساخت. اين کتاب مهم، همچنين بحثی مفصل درباره‌ی احوال و آثار خوارزمی و ترجمه‌های آثار وی به زبان لاتيني  دارد.

  5. در 1932 ميلادی سولومون گانتس بار ديگر باب المساحه را از روی نسخه خطی عربی آن به انگليسی ترجمه و به همراه متن عربی به چاپ رساند و در واقع ترجمه‌های پيشين اين بخش را تصحيح کرد.

  6. در 1983 ميلادی و در يادنامه‌ی روسی هزار و دويستمين سالگرد تولد خوارزمی (چاپ مسکو) چند مقاله‌ی مهم درباره‌ی جبر خوازمی و ترجمه‌های لاتين آن به چاپ رسيد. برخی از مقالات اين مجموعه بعدها به طور مستقل و به ديگر زبان‌های اروپايی منتشر شد.

  7. در 1348 هجری شمسی نيز حسين خديوِ جم جبر خوارزمی را با استفاده از متن عربی چاپ مصر به فارسی ترجمه و تحت عنوان ترجمه‌ی فارسی جبر و مقابله خوارزمی در تهران (انتشارات خوارزمی) به چاپ رساند. اين ترجمه در سال 1362 شمسی و به مناسبت 1200 سالگرد تولد خوارزمی به همت کميسيون ملی يونسکو با برخی تصحيحات دوباره چاپ شد.  

  8. در سال 1383 بازنويسی و شرح جبر و مقابله (به کوشش يونس کرامتی) منتشر شد. اين کتاب برای خوانندگان جوان و علاقه مندان به تاريخ رياضيات بسيار مناسب است.  

  9. تازه‌ترين ترجمه‌ی اين اثر به زبان فرانسه در سال 2006ميلادی به دست رشدی راشد انجام شد.

  سخنانی از خوارزمی

  دانشمندان روزگاران گذشته، و خردمندان ملت‌های پيشين پيوسته سرگرم نگارش و تأليف بوده‌اند. آنان به اندازه‌ی توان و دانش خود، برای آيندگان، در هر رشته‌ای از دانش، آثاری تأليف کرده‌اند؛ بدان اميد که در سرای ديگر، پاداشی يابند و در اين جهان نيز نام نيکی از آنان برجای ماند. نام نيکی که همه‌ی ثروت‌ها و پيرايه‌های مادی، با آن‌که با رنج بسيار به دست می‌آيند، در برابرش ناچيز است. شوق رسيدن به نام نيک است که رنج کشف رازهای دانش، و زحمت حل مشکلات علمی را بر دانشمند آسان می‌سازد .

   مردم دانشور سه دسته هستند :

  دسته‌ی نخست کسانی هستند که برای نخستين بار دانشی ناشناخته را می‌شناسند و مردمان ديگررا نيز با آن دانش آشنا می‌سازند و آيندگان را ميراث خوار علم خويش می‌سازند.

  دسته‌ی دوم کسانی هستند که می‌کوشند با شرح و تفسير آثار پيشينيان، درک مطالب اين آثار را بر ديگران آسان سازند. آنان با روشن ساختن نکات مبهم آثار دانشمندان پيشين، راه‌های ساده‌تری برای بيان مطالب آن‌ها می‌يابند و با اين کار نتيجه‌گيری از آن‌ها را آسان می‌سازند.

  دسته‌ی سوم نيز کسانی هستند که اشکالات و آشفتگی‌های آثار پيشينيان خود را درمی‌يابند. پس اين اشکالات را برطرف می‌کنند و آشفتگی‌ها را سامان می‌بخشند. آنان با خوشبينی به کار مؤلفان اين آثار می‌نگرند و بر آنان خرده نمی‌گيرند و از اين که متوجه‌ی اشتباه ديگران شده‌اند بر خويشتن نمی‌بالند

 

 

منبع : جزیره دانش

برندگان مسابقه آموزه های قرآنی

برندگان مسابقه آموزه های قرآنی ویژه گرامیداشت روز امورتربیت که به قید قرعه انتخاب شده اند

جایزه نفرات اول تا سوم توسط معاون پرورشی اداره آقای افراشی اهدا خواهد شد.

هرکه از خدا بترسد، خدا گناهانش را می پوشاند.

عرفان صدری

هرکه در انفاق، بخل کند، به ضرر خود اوست.

مجید اربابیان

آنان که شکیبایی می کنند، پاداشی بهتر از کردار شان دارند.

محمد غفاریان

به عهد و پیمان خود وفا کنید.

ابوافضل قائمی نژاد

هرچه از نیکویی به تو رسد، از جانب خداست  هر بدی که برسد، از نفس تست.

سلیمی

گرامیداشت روز آقای سلمانی

پاما :دانش آموزان مدرسه راهنمایی شهید فخار کاشان روز امورتربیتی، را با ختم قرآن دسته جمعی گرامی داشتند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مدارس ایران (پاما)  ،مدیر مدرسه شهید فخار کاشان گفت: قرآن راه روشن زندگی و سعادت دنیا وآخرت است و دوران جوانی، بهترین فرصت برای آغاز این راه است.
"سیدعلی طالبی" افزود: فراهم کردن زمینه های شکوفا کردن استعدادهای انسان از جمله اهداف نظام آموزشی است.
وی در ادامه افزود :در جهان امروز،با همۀ پیشرفتهای آن، بشر به دنبال گمشدۀ خود می باشد تا بتواند این خلاء ناشی ازکمبود معنویات را پرنماید، که مسیر آن تعالیم والای قرآن است.
وی اظهار داشت: برگزاری این طرح، می تواند آغاز آشنایی دانش آموزان با آموزه های روشنی بخش قرآن باشد که ثواب آن نیز به فرهنگیان شهید تقدیم می شود که معلمان بزرگ انسانیت هستند.
طالبی گفت: شهید اصغر فخار، معلم شهیدی بود که نام بلندش بر تارک این مدرسه، تکرار درس ایثار و شهادت و مقام والای انسان است که می تواند به بالاتر از  ملایک نیز عروج کند.
برگزاری مسابقه ، دو پیامک قرآنی با برداشتی آزاد از ترجمه آیه های قرآن به قلم دانش آموزان از برنامه های جنبی این مراسم معنوی است.

http://www.pana.ir/NSite/FullStory/News/?Id=245726

 

لینک ایمنا

 

زندگینامه خوارزمی


                                      تهیه کننده: حمیدرضا زارع زاده خوارزمی ابو جعفر محمد بن موسی از دانشمندان بزرگ ریاضی و نجوم می باشد از زندگی خوارزمی چندان ا طلاع قابل اعتمادی در دست نیست الا اینکه وی در حدود سال 780 میلادی در خوارزم(خیوه کنونی) متولد شد شهرت علمی وی مربوط به کارهایی است که در ریاضیات مخصوصاٌ‌ در رشته جبر انجام داده به طوری که هیچیک از ریاضیدانان قرون وسطی مانند وی در فکر ریاضی تاثیر نداشته اند اجداد خوارزمی احتمالاٌ اهل خوارزم بودند ولی خودش احتمالاٌ از قطر بولی ناحیه ای نزدیک بغداد بود. به هنگام خلافت ماموی عضو دارالحکمه که مجمعی از دانشمندان در بغداد به سرپرستی مامون بود، گردید خوارزمی کارهای دیونانتوس را در رشته جبر دنبال کرد و به بسط آن پرداخت خود نیز کتابی در این رشته نوشت. الجبر و المقابله که به مامون تقدیم شده کتابی است در باره ریاضیات مقدماتی و شاید نخستین کتاب جبری باشد که به عربی نوشته شده است دانش پژوهان بر سر این که چه مقدار از محتوای کتاب از منابع یونانی و هندی و عبری گرفته شده است اختلاف نظر دارند معمولاٌ در حل معادلات دو عمل معمول است خوارزمی این دو را تنقیح و تدوین کرد و از این راه به واردساختن جبر به مرحله علمی کمک شایانی انجام داد اثر ریاضی دیگری که چندی پس از جبر نوشته شد رساله ای است مقدماتی در حساب که ارقام هندی(یا به غلط ارقام عربی) در آن به کار رفته بود و نخستین کتابی بود که نظام ارزش مکانی را(که آن نیز از هند بود) به نحوی اصولی و منظم شرح می داد اثر دیگری که به مامون تقدیم شد زیج السند هند بود مه نخستین اثر اختر شناسی عربی است که به صورت کامل بر جای مانده و شکل جداول آن از جداول بطلمیوس تاثیر پذیرفته است. کتاب صورت الارض که اثری است در زمینه جغرافیا اندک زمانی بعد از سال 195 – 196 نوشته شده است و تقریباٌ فهرست طولها و عرضهای همه شهرهای بزرگ و اماکن را شامل می شود این اثر که احتمالاٌ‌ مبتنی بر نقشه جهان نمای مامون است(که شاید خود خوارزمی هم در تهیه آن کار کرده بوده باشد)، به نوبه خود مبتنی بر جغرافیای بطلمیوسی بود این کتاب از بهضی جهات دقیق تر از اثر بطلمیوس بود خاصه در قلمرو اسلام. تنها اثر دیگری که بر جای مانده است رساله کوتاهی است در باره تقویم یهود. خوارزمی دو کتاب نیز در باره اسطرلاب نوشت آثار علمی خوارزمی از حیث تعداد کم ولی از نفوذ بی بدیل برخوردارند زیرا که مدخلی بر علوم یونانی و هندی فراهم آورده اند بخشی از جبر دوبار در قرن ششم / دوازدهم به لاتینی ترجمه شد و نفوذی عمده بر جبر قرون وسطایی داشت رساله خوارزمی در باره ارقام هندی پس از آنکه در قرن دوازدهم به لاتینی ترجمه و منتشر شد بزرگترین تاثیر را بخشید نام خوارزمی مترادف شد با هر کتابی که در باره حساب جدید نوشته می شد(و از اینجا است اصطلاح جدید))الگوریتم)) به معنی قاعده محاسبه کتاب جبر و مقابله خوارزمی که به عنوان الجبرا به لاتینی ترجمه گردید باعث شد که همین کلمه در زبانهای اروپایی به معنای جبر به کار رود نام خوارزمی هم در ترجمه به جای الخوارزمی به صورت الگوریتمی تصنیف گردید و الفاظ آلگوریسم و نظایر آنها در زبانهای اروپایی که به معنی فن محاسبه ارقام یا علامات دیگر است مشتق از آن می باشد. ارقام هندی که به غلط ارقام عربی نامیده می شود از طریق آثار فیبوناتچی به اروپا وارد گردید همین ارقام انقلابی در ریاپیات به وجود آورد و هر گونه اعمال محاسباتی را مقدور ساخت باری کتاب جبر خوارزمی قرنها در اروپا ماخذ و مرجع دانشمندان و محققین بوده و یوهانس هیسپالنسیس و گراردوس کرموننسیس و رابرت چستری در قرن دوازدهم هر یک از آن را به زبان لاتینی ترجمه کردند نفوذ کتاب زیج السند چندان زیاد نبود اما نخستین اثر از این گونه بود که به صورت ترجمه لاتینی به همت آدلاردباثی در قرن دوازدهم به غرب رسید جداول طلیطلی(تولدویی) یکجا قرار گرفتند و به توسط ژرار کرمونایی در اواخر قرن یازدهم به لاتینی ترجمه شدند، از مقبولیت گستره تری در غرب برخوردار شدند و دست کم یکصد سال بسیار متداول بودند از کارهای دیگر خوارزمی تهیه اطلسی از نقشه آسمان و زمین و همچنین اصلاح نقشه های جغرافیایی بطلمیوس بود جغرافیای وی تا اواخر قرن نوزدهم در اروپا ناشناخته ماند، دیگر از کتب مهم خوارزمی کتاب مفاتیح العلوم است که کتاب مهم و ارزنده ای است خوارزمی در حدود سال 848 میلادی مطابق با 232 هجری قمری در گذشت

زندگینامه خوارزمی

                                      تهیه کننده: محمد گلشن

 

شهرت علمی وی مربوط به کارهایی است که در ریاضیات مخصوصاً در رشته جبر انجام داده به طوری که هیچ یک از ریاضیدانان قرون وسطی مانند وی در فکر ریاضی تأثیر نداشته اند.  
خوارزمی ابوجعفر محمدبن موسی از دانشمندان بزرگ ریاضی و نجوم می باشد. از زندگی خوارزمی چندان اطلاع قابل اعتمادی در دست نیست الا اینکه وی در حدود سال ۷۸۰ میلادی در خوارزم (خیوه کنونی) متولد شد. شهرت علمی وی مربوط به کارهایی است که در ریاضیات مخصوصاً در رشته جبر انجام داده به طوری که هیچ یک از ریاضیدانان قرون وسطی مانند وی در فکر ریاضی تأثیر نداشته اند. اجداد خوارزمی احتمالاً اهل خوارزم بودند ولی خودش احتمالاً از قطر بولی ناحیه ای نزدیک بغداد بود به هنگام خلافت مأمون وی عضو «دارالحکمه» که مجمعی از دانشمندان در بغداد به سرپرستی مأمون بود، گردید. خوارزمی کارهای دیونانتوس را در رشته جبر دنبال کرد و به بسط آن پرداخت. خود نیز کتابی در این رشته نوشت الجبر و المقابله که به مأمون تقدیم شده کتابی است درباره ریاضیات مقدماتی و شاید نخستین کتاب جبری باشد که به عربی نوشته شده است. دانش پژوهان بر سر این که چه مقدار از محتوای کتاب از منابع یونانی و هندی و عبری گرفته شده است اختلاف نظر دارند. معمولاً در حل معادلات دو عمل معمول است. خوارزمی این دو را تنقیح و تدوین کرد و از این راه به وارد ساختن جبر به مرحله علمی کمک شایانی انجام داد. اثر ریاضی دیگری که چندی پس از جبر نوشته شد رساله است مقدماتی در حساب که ارقام هندی (یا به غلط ارقام عربی) در آن به کار رفته بود و نخستین کتابی بود که نظام ارزش مکانی را (که آن نیز از هند بود) به نحوی اصولی و منظم شرح می داد. اثر دیگری که به مأمون تقدیم شد زیج السند هند بود که نخستین اثر اخترشناسی عربی است که به صورت کامل برجای مانده و شکل جداول آن از جداول بطلمیوس تأثیر پذیرفته است. کتاب صورت الارض که اثری است در زمینه جغرافیا اندک زمانی بعد از سال ۱۹۵-۱۹۶ نوشته شده است و تقریباً فهرست طولها و عرضهای همه شهرهای بزرگ و اماکن را شامل می شود. این اثر که احتمالاً مبتنی بر نقشه جهان نمای مأمون است (که شاید خود خوارزمی هم در تهیه آن کار کرده بوده باشد)، به نوبه خود مبتنی بر جغرافیای بطلمیوسی بود. این کتاب از بعضی جهات دقیق تر از اثر بطلمیوس بود خاصه در قلمرو اسلام. تنها اثر دیگری که برجای مانده است رساله کوتاهی است درباره تقویم یهود. خوارزمی دو کتاب نیز درباره اسطرلاب نوشت آثار علمی خوارزمی از حیث تعداد کم ولی از نفوذ بی بدیل برخوردارند زیرا که مدخلی بر علوم یونانی و هندی فراهم آورده اند عمده بر جبر قرون وسطایی داشت. رساله خوارزمی درباره ارقام هندی پس از آنکه در قرن دوازدهم به لاتینی ترجمه و منتشر شد بزرگترین تأثیر را بخشید. نام خوارزمی متراف شد با هر کتابی که درباره «حساب جدید» نوشته می شد (و از اینجا است اصطلاح جدید «الگوریتم» به معنی قاعده محاسبه

کتاب جبر و مقابله خوارزمی که به عنوان الجبرا به لاتینی ترجمه گردید باعث شد که همین کلمه در زبانهای اروپایی به معنای جبر به کار رود. نام خوارزمی هم در ترجمه به جای «الخوارزمی» به صورت «الگوریسمی» تصنیف گردید و الفاظ آلگوریسم و نظایر آنها در زبانهای اروپایی که به معنی فن محاسبه ارقام یا علامات دیگر است مشتق از آن می باشد.

 ارقام هندی که به غلط ارقام عربی نامیده می شود از طریق آثار فیبوناتچی به اروپا وارد گردید. همین ارقام انقلابی در ریاضیات به وجود آورد و هرگونه اعمال محاسباتی را مقدور ساخت. باری کتاب جبر خوارزمی قرنها در اروپا مأخذ و مرجع دانشمندان و محققین بوده و یوهانس هیسپالنسیس و گراردوس کرموننسیس و رابرت چستری درقرن دوازدهم هر یک از آن را به زبان لاتینی ترجمه کردند. نفوذ کتاب زیح السند چندان زیاد نبود اما نخستین اثر از این گونه بود که به صورت ترجمه لاتینی به همت آدلاردباثی در قرن دوازدهم به غرب رسید. جداول طلیطلی (تولدویی) یکجا قرار گرفتند و به توسط ژرارکرمونایی در اواخر قرن یازدهم به لاتینی ترجمه شدند، از مقبولیت گسترده تری در غرب برخوردار شدند و دست کم یکصد سال بسیار متداول بودند از کارهای دیگر خوارزمی تهیه اطلسی از نقشه آسمان و زمین و همچنین اصلاح نقشه های جغرافیایی بطلمیوس بود. جغرافیای وی تا اواخر قرن نوزدهم در اروپا ناشناخته ماند، دیگر از کتب مهم خوارزمی در حدود سال ۸۴۸ میلادی مطابق با ۲۳۲ هجری قمری درگذشت

زیست بوم

تهیه کننده: رضا عمورمضانزاده

زیست بوم چیست؟

مناطق زندگی تمام گیاهان ، حیوانات و سایر موجودات با شرایط طبیعی محیط در یک منطقه ویژه  بنام زیست بوم شناخته شده است . یک زیست بوم با انواع حیات گیاهی مشخصی با توجه به موقعیت ، شرایط آب وهوائی ، عرض جغرافیائی و ارتفاع تعیین می شود .

  یک زیست بوم از اکوسیستم های زیادی با جمعیت اندکی از گیاهان و جانوران به همراه شرایط محیط زندگی شان (‌قسمت های طبیعی موثر در آنها ) ساخته شده است . در حالی که مرزهای یک زیست بوم بوسیله آب وهوا تعیین شده مرزهای  جمعیتی یک اکوسیستم با ویژگی های طبیعی مانند : رشته کوهها یا دیواره بالائی رودخانه‌ها از همدیگر جدا هستند . یک اکوسیستم با زیست بوم ویژه به داشتن اشکال رشد همانند گیاهان و حیوانات با عادت غذایی مشابه گرایش دارد .

زیست بومهای اصلی دنیا کجاست؟

        زیست بوم های اصلی کره زمین شامل : جنگل های بارانی استوائی ، جنگلهای مخروطی شمال ، توندرا ، بیابان ، مراتع ساوان و بلوط کوتاه قد است . اگر چه بعضی اوقات بصورت اختیاری اصطلاح زیست بوم در مورد محیط های وابسته به دریا بکاربرده شده که بیانگر مناطق زیســت دریائی مانند منطــــــقه ساحــلی وآب کم عمق ، منطقه آبهای آزاد اقیانــوس های باز ومنطقه عمیق کف اقیانوسی است .  

  جنگل های باران‌های استوائی پیچیده ترین زیست بوم ‌های جهان است .  این زیست بوم در ارتفاعات پایین منطقه استوائی پیدا می شود جائی که همیشه گرم ومرطوب است . درختان جنگلهای بارانی توسط سایه شاخ و برگ متراکم بالائی و در هم تنیدگی درختان جنگلی متمایز می شوند .  ارتفاع این سایبانها ممکن است به بیش از 50 متر ( 160 فوت  )برسد . سایبانهای ضخیم به نور آفتاب و باران بندرت اجازه می دهند که به کف جنگل که پوشش کم تراکمی دارند نفوذ نمایند . خاک آنها مواد غذائی ناچیـــزی دارد و بسـیاری از گیاهان قادر هستـــند اندک مواد غـــذائی موجـــود را جذب و ذخیره نمایند .

گیاهان زیست بوم

    جنگل های مخروطی شمالی را بنام تایگای روسیه می شناسیم ، نواری در امتداد  آلاسکا ، کاندا ، روسیه ، و چین یافت شده ودر جاهایی که زمستانهایی با دوره سرمای طولانی هستند . مخروطیان عبارتند از : صنوبر ،کاج سیاه ، شاه درخت و گیاهان غالب حتی گل سنگ ها و همچنین خزه‌ها  زیادی  که در تمام مانداب ها و باتلاق های تمام مناطق رشد می کنند .    توندرای مناطق جلگه‌ای فاقد درخت است ودر نیمکره شمالی در قسمت شمال جنگل های مخروطی و در نیمکره جنوبی در پنینسولای قطب جنوب قرار دارد . در این زیست بوم درختان به دلیل برودت ، یخبندان دائمی و وجود یک لایه یخ زده در زیر خاک نمی توانند جان سالم ببرند .

زیست گیاهی تمایل اندکی به رشد ونمو در سطح زمین دارد . در تابستان تعداد زیادی از پرندگان به توندرا مهاجرت می کنند تا از حشرات آن تغذیه نمایند . جانوران دیگر یافت شده در این منطقه شامل : گوزن شمالی ، گرگ ، روباه و موش های آبی است. یک زیست بوم مشابهی بنام زیست بوم کوهستانی نامیده می‌شود که در مناطق بلند کوهستانی در نقاط مختلف  جهان یافت شده است .   گیاه بعلت شرایط طاقت فرسای دارای رشد پایینی در علفزارهای مناطق کوهستانی است .    زیست بوم کویر  با بارش 254 میلیمتر ( 10 اینچ) در سال و درجه حرارت بالا تعریف شده است .  گیاهان بیابانی برای مقابله با کمبود رطوبت و حفظ آب دارای ویژگی های از قبیل رنگ روش ، برگهای کوچک ، ضخیم و یا مومی هستند .  اغلب حیواناتی که در بیابان زندگی می کنند به همراه محیطشان دارای رنگ روشنی هستند . و بدلیل حرارت بالای روز معمولا در شب فعال‌تر هستند .

ساوان چیست؟

   ساوانهای مناطق استوائی بوسیله مراتع و درختان منفرد و قابل گسترش هستند . بزرگترین و مشهور ترین ساوانهای جهان ساوان افریقا است که قسمت جنوبی قاره تا بیابان صحرا پوشانده است. در ساوانهای افریقا  گله‌هایی از حیوانات در چمن های آن به چرا مشغول بوده وزرافه‌ها هم از بالای درختان تغذیه می کنند .  ساوانهایی استوائی دیگری در امریکای جنوبی و هند و استرالیا یافت شده است .  

   زیست بوم بلوطهای کوتاه قد با بیشه های از برگ های کوچک بوته های همیشه سبز را احاطه کرده است .  ویژگی های آن تابستانهای گرم و خشک و زمستانهای خنک و مرطوب دارد .  این زیست بوم در ارتاعات پای کوهی کالیفرنیا و مناطق آب وهوائی مدیترانه‌ای یافت می شود .  گیاهان بلوط با آتش سوزهای فراوان ناشی از رعد وبرق و شرایط خشک سازگاری پیدا کرده‌اند.

منبع:http://geography-dept.talif.sch.ir

 

رشد و تکامل انسان در چیست؟

تهیه کننده: حسین علی اکبری

 سيستم عصبي در جريان تكامل حيوانات به وجود آمد و رشد كرد و در مهره‌داران مخصوصا" در پستانداران عالي كه مغز پيچيده‌اي دارند به حد كمال رسيد. سلسله موجودات تكاملي از چند شكل ساده تا اشكال پيچيده و گوناگون دائم‌التزايدي كه امروزه مي‌بينيم و به انسان مي‌رسد، با در نظر گرفتن سيماهاي اصلي‌شان ثابت و مشخص شده‌اند. به علت اين امر نه تنها امكان‌پذير شده است كه جانداران طبيعت را توجيه كنيم، بلكه مي‌توانيم پايه‌هايي نيز براي اساس ماقبل تاريخ مغز انسان فراهم سازيم تا مراحل مختلف تكامل آن را، از پروتوپلاسم ساده پست‌ترين موجودات كه فاقد ساختمان بوده ولي حساسيت داشته‌اند، تا انسان متفكر كنوني تعقيب كنيم.

     عوامل مختلفي در تكامل مغز دخالت داشته‌اند اما كار و همراه آن تكلم دو عامل محركه‌ي اصلي هستند كه تحت تاثير آن‌ها ميمون آدم‌نما رفته‌رفته به مغز انسان تبديل شد؛ مغزي كه علي‌رغم همه شباهت‌هايش به ميمون، بسيار بزرگ‌تر و كامل‌تر از آن است. با تكامل مغز تكامل وسائل كاملا" وابسته به آن، يعني دستگاه عصبي نيز، تكامل يافت.

     در عين حال عوامل ديگري كه اهميت زيادي داشته‌اند بدين قرار است: تاثير شيوه‌ي جديد زندگي زميني، انتقال به حركت قائم، خوردن گوشت و مخصوصا" مغز استخوان، عادات زياد به زندگي گله‌اي، و بالاخره استعمال ابزار كه با استفاده از سنگ و چوب براي بدست آوردن غذا و دفاع در مقابل حملات جانوران درنده شروع مي‌شود.

  رشد پيشرونده‌ي مغز و تغيير و جهش متقابل جمجمه را تسهيل كرد. اما نيروي محركه‌ي نهايي در تحول قطعي و قابل ملاحظه‌ي تاريخ انسان هنگامي صورت گرفت كه اجداد ما از ابزار استفاده كردند و فعاليت واقعي كار برقرار شد و سپس عوامل تكاملي نيرومند جديدي يكي پس از ديگري ظاهر گرديد.

     بنابراين بدين‌طريق حركت قائم حتي اگر غير مستقيم هم باشد، رشدمغز انسان‌هاي اوليه را تسهيل كرد، مخصوصا" به علت اين كه راه رفتن قائم دست‌ها را از وظيفه حمل بدن آزاد ساخت و در نتيجه طرز گرفتن و زدن، جديد و خاصي را براي دست‌ها فراهم آورد؛ و موجب تكميل و ظريف شدن دستگاه حسي پوست به شكل خطوط و نقاط برجسته روي دست‌ها و پاها گرديد.

     بينايي قوي‌تر شد و وسعت ميدان ديدش، در جهاتي كه محاصره‌اش كرده بود، افزود. تمام اين‌ها براي دستگاه عصبي ساختمان و وظايف جديدي فراهم كرد؛ و اين امر به نوبه‌ي خود تغييري در قشر مغز و تا اندازه‌اي در سازمان كلي بدن پيش انسان‌ها به وجود آورد.

     در هنگام زايمان، مغز جنين چنان داراي شيارها و شكنج‌هاي آشكار و تكامل يافته‌اي است كه مي‌توان آن را به عنوان يك نمونه مغز پيش از بلوغ انسان تلقي كرد. اما جنين هنوز بيست سال وقت دارد تا از طريق بزرگ شدن ابعاد و پيچيده‌تر شدن سطح و ظهور شيارهاي اضافي از نوع دوم و سوم تكامل يابد. مغز نوزاد انسان در حدود يك چهارم زمان بلوغ است در حالي كه مغز نوزاد ميمون آدم‌نما در حدود نصف و حتي دو سوم بالغ آن است.

     وزن نسبي مغز زن قدري از وزن نسبي مغز مرد بيشتر است، زيرا مرد به طور متوسط 8 تا 9 كيلوگرم از زن سنگين‌تر است، و حد متوسط طول قد مرد در حدود ده سانتي‌متر بزرگ‌تر از حد متوسط طول قد زن است. اين امر در ميمون‌هاي آدم‌نمايي مانند گوريل و اورانگوتان نيز صادق است. نرها از ماده‌ها سنگين‌تر هستند و وزن نسبي مغز ماده‌ها بيشتر از نرهاست.

     از خصوصيات ويژه‌ي مغز انسان كه قابل ملاحظه است عدم وجود تقارن در شكل و ساختمان نيم‌كره‌هاي مغزي است. اشخاص "راست دست" نيم‌كره‌ي مغزي سمت چپ‌شان از سمت راست‌شان بيشتر رشد كرده و ناحيه تكلم آن‌ها در سمت چپ است.

     بنابراين براي ظهور انسان و تكامل بعدي او بايستي رشد و تكامل پيش‌رونده‌ ساختمان عمومي اعصاب و عضلات دست و ظرافت سازندگي قسمت‌هاي مربوط به دستگاه اعصاب مركزي، و عضو بينايي، دائما" صورت بگيرد. دست و مغز متقابلا" بر يكديگر اثر گذاشتند و در جريان كاري‌كه اجتماعا" انجام مي‌شد تكامل پيدا كردند.

     اجداد بلافصل انسان ميمون‌هاي آدم‌نمايي بودند كه به طور غير معمول تكامل يافته‌اند، آن‌ها از لحاظ شعور و سازش با محيط نسبت به ديگران فوق‌العاده پيش افتاده‌اند. سازش از طريق قشر مغز، به كيفيات عمومي بيولوژيكي و تشريحي و فيزيولوژيكي سازمان بدن كاملا" مربوط است، اما "ذيشعوري" را بايد با فعاليت خود قشر مغز همراه با نواحي مناطق مركزي دستگاه‌هاي حواس مربوط دانست.

     "نوع رفتار و اعمال در انسان و حيوان نه تنها با خصوصيات مادرزادي سيستم عصبي مربوط است، بلكه به اثرات محيط كه در دوره‌ي زندگي فردي در موجود تاثير كرده، و هنوز هم دائما" تاثير مي‌كند، مربوط مي‌شود؛ و به معني وسيع كلمه به تعليم و تربيت مداوم مربوط است. اين بدان سبب است كه مهم‌ترين خصيصه سيستم عصبي، يعني قابليت انعطاف آن دائما" و هم‌زمان با خصوصيات مذكور در بالا عمل مي‌كند." پاولوف

 

 

رشد و تكامل چيست و آيا تكامل وجوددارد ؟

تهیه کننده: مصطفی بدیعی

تكامل يعني ديروز، امروز و فرداي شما. اين كه مي پرسيد، هر نوع تغيير و تحول و دگرگوني را تكامل مي گويند، يك انسان از مادر متولد مي شود اين يك تحول است وزنش مي كنند سه كيلو كمتر يا بيشتر است در حالي كه روز اول يك تك سلولي بوده و الان ميليونها، ميليارد سلول است. هيچ عاقلي نمي تواند بگويد كه اين نوزاد كامل نشده.

اينطور بايد بگوئيم كه آيا خود طبيعت متحول است و آيا تكامل ذاتي و باطني خودش را احساس مي كند؟ و به زبان عوامانه آيا خدا مي داند كه رشد مي كند؟ در جواب مي گوئيم: چون ما خدا نيستيم نمي دانيم ولي يك راه داريم و آن اين است كه به نفس خودمان رجوع كنيم.

"من عرف نفسه فقد عرف ربه" هر كس خود را بشناسد به تحقيق خداي خود را مي شناسد. رجوع كنيم به نفس خودمان، ببينيم آيا تكامل خود را احساس مي كنيم يا خير؟ اگر اين را فهميديم مي توانيم حكم بدهيم كه آيا خدا رشد و تكامل خود را حس مي كند يا نه؟ به نفس خود رجوع كنيد و ببينيد آيا مي توانيد به ياد  بياوريد كه ده دقيقه پيش از حالا نادانتر بوده ايد و حالا كاملتر شده ايد؟ مطمئنا" نه، آيا مي دانيد چرا نمي توانيد به ياد بياوريد؟ جوابش خيلي آسان است زيرا ديروز هم همين احساس امروز را داشتيد و خيال مي كرديد كه كاملترين هستيد و همينطور يك سال پيش.

قطعاً جامعه امروز بهتر از جامعه زمانهاي پيش است. اگر بگوئي محسوسات ما چيز ديگري مي گويد و ما ويراني مي بينيم، مي گويم اگر دست به تخريب و ويراني زده شده براي اين است كه ساختمان احتياج به تجديد بنا داشت و اين تجديد بنا جز با تخريب باقيمانده امكان پذيرنبود. حالا اگر خراب تر از ديروز شده آيا مي داني كه اين مقدمه يك آبادي و حالت جديد و نقشه نوي است؟ پس اين ويراني درست است و به يكباره نمي توان بناي جديد را روي بناي كهنه ساخت، اما بايد دانست از گذشت دوران تخريبي دوران باز سازي شروع مي شود.

بيماري در جسم انسان نوعي تحول است. البته سلامتي قبل از بيماري بهتر از بيماري امروز شماست، اما اين بيماري شما مقدمه بهبودي بهتري است و بعد از آن تحول و دگرگوني، بازسازي صورت مي گيرد. از مجموع سخنانم نفياً و اثباتاً اگر نتيجه گيري كرده باشيد بايد قبول كرده باشيد كه تكامل بطور نسبي وجود دارد. ما اين تحولات را تكامل ناميده ايم و تكامل  به طرف عقب و قهقرا وجود ندارد بلكه  به طرف رشد و بقاست.

پس هر نوع تحول و دگرگوني به طرف رشد و كمال است. اين كه مي گويند اين انقلاب به ضرر دين اسلام بوده كاملاً اشتباه مي كنند. اين نهضت مقدمه تكامل علم و دين هر دو است و خوب است. پس خميني مامور خداست. او از جانب حق آمده كه دين اسلام را تجلي بدهد و شيعه را ختم نمايد، خميني امام زمان شيعه بود كه آمد و دفتر تشيع را بست. پس اين نهضت اسلامي يك تحول اسلامي است خداوند مقدر دانسته كه اسلام ترقي كند.

خواجه نصیرالدین طوسی

تهیه کننده: حمیدرضا زارع زاده

محمد بن حسن جهرودی طوسی، مشهور به خواجه نصیر‌الدین طوسی، در تاریخ ۱۵ جمادی الاول سال ۵۹۸ هجری قمری در طوس ولادت یافته است. او به تحصیل دانش علاقه زیادی داشت و از دوران جوانی در علوم ریاضی و نجوم و حكمت، سرآمد شد و از دانشمندان معروف زمان خود گردید. طوسی یکی از سرشناس‌ترین و با نفوذترین چهره‌های تاریخ اسلامی است. 

علوم دینی و علوم عملی را زیر نظر پدرش و منطق و حكمت را نزد خالویش بابا افضل ایوبی كاشانی آموخت. تحصیلاتش را در نیشابور به اتمام رسانید و در آنجا به عنوان دانشمندی برجسته، شهرت یافت. خواجه نصیر‌الدین طوسی را دسته‌ای از دانشوران، خاتم فلاسفه و گروهی او را عقل حادی‌عشر (یازدهم) نام نهاده‌اند. علامه حلی كه یكی از شاگردان خواجه نصیر‌الدین طوسی می‌باشد، درباره‌ی استادش چنین می‌نویسد: خواجه نصیر الدین طوسی، افضل عصر ما بود و از علوم عقلیه و نقلیه، مصنفات بسیار داشت. او اشرف كسانی است كه ما آن‌ها را درك كرده‌ایم. خدا ضریح او را نورانی كند.

خواجه‌ در سال‌ 597 هجری‌ و 1201 میلادی‌ در طوس‌ خراسان‌ زاده‌ شد و در 672 هجری‌ و 1274 میلادی‌ در بغدا مرد و در مشهد كاظمین،‌ پای‌ قبر امام‌ موسی‌الكاظم(ع) دفن‌ شد. 

‌اصل‌ خواجه‌ از جهرود [چاه‌ رود] قم‌ بوده‌ و چون‌ نیاكانش‌ به‌ طوس‌ رفته‌ و در آنجا توطن‌ اختیار كرده‌ بودند، خواجه‌ هم‌ آنجا از مادر زاییده شد و از این‌ رو «طوسی» مشهور گشت. 

‌پدر خواجه‌ «محمدبن‌ حسن»، خود از فقیهان‌ فرقه‌ی‌ امامیه‌ و از محدثان‌ معروف‌ طوس‌ بود و همو بود كه‌ مبادی‌ صرف‌ و نحو و اشتقاق‌ و اقسام‌ علوم‌ ادبی‌ و قرآن‌ مجید را به‌ پسر هوشمند خویش‌ تعلیم‌ كرد. پس‌ از چندی‌، خواجه‌ پیش‌ خالوی خویش‌، به‌ اكتساب‌ منطق‌ و مبانی‌ علوم‌ عقلی‌ پرداخت. همچنین‌ گفته‌اند: جزء سوم‌ از كتاب‌ الغنیه‌ ابی‌المكارم‌ بن‌ زهره‌ی الحلبی‌ را پیش‌ معین‌الدین‌ سالم‌ بن‌ بدران‌ المازنی‌ المصری‌ خواند و در سال‌ 619 هجری‌ از او اجازه‌ یافت.
 ‌خواجه‌ پس‌ از آنكه‌ در طوس،‌ پیش‌ خالوی‌ خویش،‌ مقدمات‌ حكمت‌ و حساب‌ و هندسه‌ و جبر را تعلیم‌ گرفت، برای‌ تكمیل‌ معلومات‌ در اوایل‌ جوانی،‌ رهسپار نیشابور شد.

‌در نیشابور، خواجه‌ به‌ محضر فریدالدین‌ داماد نیشابوری‌ رسید و كتاب‌ اشارات‌ ابن‌سینا را از او استماع‌ كرد؛ بدین‌ ترتیب‌، خواجه‌ به‌ پنج‌ واسطه،‌ شاگرد ابن‌سینا می‌شود. 

 خواجه‌ نصیر در دژ اسماعیلیان‌ (زندانی‌ سیاسی) 

چون‌ نیشابور مورد تاخت‌ و تاز و غارت‌ قرار گرفت، هر كس‌ كه‌ می‌توانست‌، به‌ فكر چاره‌ برآمد و از آنجا كوچ‌ كرد و خود و زن‌ و فرزند را از ورطه‌ بلا خلاص‌ كرد. خواجه‌ نیز در این‌ میان،‌ حیرت‌زده‌ و سرگردان‌ و مبهوت‌، پی ‌مأمنی‌ می‌گشت، از قضا محتشم‌ قهستان‌ ناصرالدین‌ عبدالرحیم‌ بن‌ ابی‌ منصور اسماعیلی‌ او را به‌ قهستان‌ دعوت‌ كرد و در اكرام‌ و احترام‌ او بسیار كوشید. به‌ دستور همین‌ ناصرالدین‌ محتشم‌ قهستان‌ بود كه‌ خواجه‌ كتاب‌ الطهاره‌ ابن‌ مسكویه‌ رازی‌ (در گذشته‌ 421 ه' .ق) را از عربی‌ به‌ فارسی‌ ترجمه‌ كرد و به‌ نام‌ همو «اخلاق‌ ناصری» نامید.

‌خواجه‌ در اثنای اقامت‌ خویش‌ در قهستان‌، قصیده‌ای‌ در مدح‌ مستعصم‌، خلیفه‌ی‌ عباسی‌ ساخت‌ و با نامه‌ای‌ به‌ بغداد فرستاد. ابن‌العلقمی‌ (وفات‌ 656 ه'.ق) وزیر مستعصم‌ كه‌ آوازه‌ی‌ فضل‌ و كمال‌ خواجه‌ را شنیده‌ بود و نزدیكی‌ او را به‌ خلیفه‌ به‌ صلاح‌ خود نمی‌دانست، صورت‌ این‌ حال‌ را به‌ ناصرالدین‌ محتشم‌ اطلاع‌ داد و او از این‌ معنی،‌ بدگمان‌ شد و خواجه‌ را به‌ قلعه‌‌ی الموت‌ قزوین‌، نزد خداوند علاءالدین‌ محمدبن‌ حسن‌ (653-618) برد و به‌ حكم‌ همو خواجه‌ در آنجا ماند و پس‌ از آن‌ در قلعه‌ (میمون‌ دژ) از قلاع‌ رودبار الموت‌ می‌زیست‌ و پیش‌ ركن‌الدین‌ خورشاه‌، آخرین‌ پادشاه‌ اسماعیلی‌ اقامت‌ داشت‌ تا آنكه‌ هولاكو‌خان‌ مغول‌ در سال‌ 654، قلاع‌ اسماعیلی‌ را فتح‌ كرد و خورشاه‌ تسلیم‌ او شد. 

‌خواجه‌ در قلاع‌ اسماعیلیان‌ همچون‌ زندانی‌ سیاسی‌ نگاهداری‌ می‌شده‌ و در این‌ مدت‌، از جمله‌ كارهایی كه‌ انجام‌ داد، شرح‌ كتاب‌ «اشارات» ابن‌سینا است.

وقتی كه هولاكو به فرمانروایی اسماعیلیان در سال ۶۳۵ پایان داد، طوسی را در خدمت خود نگاه داشت و به او اجازه داد كه رصدخانه‌ی بزرگی در مراغه احداث كند. در نزدیكی رصد‌خانه، كتابخانه‌ی بزرگی ساخته شده بود كه در حدود چهارصد هزار جلد كتب نفیس جهت استفاده‌ی دانشمندان و فضلا قرار داده بود كه از بغداد و شام و بیروت و الجزیره به دست آورده بودند. در جوار رصدخانه، یك سرای عالی برای خواجه و جماعت منجمین و مدرسه‌ی علمیه‌ای جهت استفاده‌ی طلاب دانشجویان، ساخته بودند. 

این كارها مدت ۱۳ سال به طول انجامید تا اینكه ایلخان هلاكوی مغولی در سال ۶۶۳ درگذشت. لیكن خواجه تا آخرین دقایق عمر خود اجازه نداد كه خللی در كار آنجا رخ دهد و كوشش بسیار کرد كه آن رصد‌خانه و كتابخانه از بین نرود. 

قسمت اعظم ۱۵۰ رساله و نامه‌های طوسی به زبان عربی نوشته شده است. وسعت معلومات و نفوذ او با ابن‌سینا قابل قیاس است جز آنكه ابن‌سینا، پزشك بهتری بود و طوسی ریاضیدان برتری. از پنج كتابی كه در زمینه‌ی منطق نوشته شده است، اساس‌الاقتباس از همه مهم‌تر است. احتمالاً برجسته‌ترین كار طوسی در ریاضیات، در زمینه‌ی مثلثات بوده است. در كشف‌القناع عن اسرار شكل القطاع، وی نخستین كسی بود كه مثلثات را بدون توسل به قضیه‌ی منلائوس یا نجوم توسعه بخشید و هم او بود كه برای نخستین بار قضیه جیوب را كه رویداد برجسته‌ای در تاریخ ریاضیات است، به روشنی بیان كرد. در نجوم، تذكره فی علم الهیئه وی شاید كامل‌ترین نقد بر نجوم بطلمیوسی در قرون وسطی و معرف تنها الگوی ریاضی جدید حركات سیارات است كه در نجوم قرون وسطی نوشته شده است

خواجه نصیرالدین طوسی

تهیه کننده: محمد گلشن

 محمد بن حسن جهرودی طوسی مشهور به خواجه نصیرالدین طوسی در تاریخ 15 جمادی الاول سال 598 هجری قمری در طوس به دنیا آمد

او به تحصیل دانش علاقه زیادی داشت و از دوران جوانی در علوم ریاضی و نجوم و حکمت سرآمد شد و از دانشمندان معروف زمان خود گردید.

طوسی یکی از سرشناس‌ترین و با نفوذترین چهره‌های تاریخ اسلام است. علوم دینی و علوم عملی را زیر نظر پدرش و منطق و حکمت را نزد خالویش، بابا افضل ایوبی کاشانی آموخت. تحصیلاتش را در نیشابور به اتمام رساند و در آنجا به عنوان دانشمندی برجسته شهرت یافت.

علامه حلّی که یکی از شاگردان خواجه نصیرالدین طوسی است درباره وی می‌گوید: خواجه نصیرالدین طوسی افضل عصر ما بود و از علوم عقلیه و نقلیه مصنفات بسیار داشت. او اشرف کسانی است که ما آنها را درک کرده‌ایم.

وی در سال 611 در مقابل پیشروی مغولان به یکی از قلعه‌های ناصرالدین محتشم فرمانروای اسماعیلی پناه برد. این کار به وی امکان داد که برخی از آثار مهم اخلاقی، منطقی، فلسفی و ریاضی خود از جمله مشهورترین کتابش «اخلاق ناصری» را به رشته تحریر درآورد.

وقتی که هولاکو به فرمانروایی اسماعیلیان در سال 635 پایان داد طوسی را در خدمت خود نگاه داشت و به او اجازه داد که رصدخانه بزرگی در مراغه احداث کند که شروع آن از سال 638 بود.

قسمت اعظم 150 رساله و نامه‌های طوسی به زبان عربی نوشته شده است. وسعت معلومات و نفوذ او با ابن‌سینا قابل قیاس است جز آنکه ابن سینا پزشک بهتری بود و طوسی ریاضیدان برتر.

معروفترین آثار نجومی وی زیج ایلخانی است که در سال 650 نوشته شده و همچنین تذکره فی علم الهیئه. در نجوم تذکره فی علم الهیه وی کاملترین نقد بر نجوم بطلمیوسی در قرون وسطی و معرف تنها الگوی ریاضی جدید حرکات سیارات است که در نجوم قرون وسطی نوشته شده است

در سال 672 هجری قمری نصیرالدین طوسی با جمعی از شاگردان خود به بغداد رفت که بقایای کتاب‌های تاراج رفته را جمع‌آوری و به مراغه بازگرداند اما اجل مهلتش نداد و در تاریخ 18 ذیحجه سال 672 هجری قمری در کاظمین نزدیک بغداد دار فانی را وداع گفت.

نصیرالدین طوسی ستاره درخشانی بود که در افق تاریک مغول درخشید و در هر شهری که پاگذارد آنجا را به نور حکمت و دانش و اخلاق روشن ساخت و در آن دوره تاریک وجود چنین دانشمندی مایه اعجاب و اعجاز بود.

برخی از تألیفات خواجه نصیرالدین طوسی:

  • تحریراقلیدس
  • الرسالة الشافیة عن الشک فی الخطوط المتوازیة
  • تحریر مجسطی
  • کشف القناع عن اسرار شکل القطاع
  • تحریر کتاب مانالاوس فی الاشکال الکرویة
  • تحریراکثرثاوذوسیوس
  • تحریر کتاب مأخوذات ارشمیدس
  • تحریرکتاب المناظراقلیدس

خواجه نصیرالدین طوسی

تهیه کننده: حمیدرضا زارع زاده

محمد بن حسن جهرودی طوسی، مشهور به خواجه نصیر‌الدین طوسی، در تاریخ ۱۵ جمادی الاول سال ۵۹۸ هجری قمری در طوس ولادت یافته است. او به تحصیل دانش علاقه زیادی داشت و از دوران جوانی در علوم ریاضی و نجوم و حكمت، سرآمد شد و از دانشمندان معروف زمان خود گردید. طوسی یکی از سرشناس‌ترین و با نفوذترین چهره‌های تاریخ اسلامی است. 

علوم دینی و علوم عملی را زیر نظر پدرش و منطق و حكمت را نزد خالویش بابا افضل ایوبی كاشانی آموخت. تحصیلاتش را در نیشابور به اتمام رسانید و در آنجا به عنوان دانشمندی برجسته، شهرت یافت. خواجه نصیر‌الدین طوسی را دسته‌ای از دانشوران، خاتم فلاسفه و گروهی او را عقل حادی‌عشر (یازدهم) نام نهاده‌اند. علامه حلی كه یكی از شاگردان خواجه نصیر‌الدین طوسی می‌باشد، درباره‌ی استادش چنین می‌نویسد: خواجه نصیر الدین طوسی، افضل عصر ما بود و از علوم عقلیه و نقلیه، مصنفات بسیار داشت. او اشرف كسانی است كه ما آن‌ها را درك كرده‌ایم. خدا ضریح او را نورانی كند.

خواجه‌ در سال‌ 597 هجری‌ و 1201 میلادی‌ در طوس‌ خراسان‌ زاده‌ شد و در 672 هجری‌ و 1274 میلادی‌ در بغدا مرد و در مشهد كاظمین،‌ پای‌ قبر امام‌ موسی‌الكاظم(ع) دفن‌ شد. 

‌اصل‌ خواجه‌ از جهرود [چاه‌ رود] قم‌ بوده‌ و چون‌ نیاكانش‌ به‌ طوس‌ رفته‌ و در آنجا توطن‌ اختیار كرده‌ بودند، خواجه‌ هم‌ آنجا از مادر زاییده شد و از این‌ رو «طوسی» مشهور گشت. 

‌پدر خواجه‌ «محمدبن‌ حسن»، خود از فقیهان‌ فرقه‌ی‌ امامیه‌ و از محدثان‌ معروف‌ طوس‌ بود و همو بود كه‌ مبادی‌ صرف‌ و نحو و اشتقاق‌ و اقسام‌ علوم‌ ادبی‌ و قرآن‌ مجید را به‌ پسر هوشمند خویش‌ تعلیم‌ كرد. پس‌ از چندی‌، خواجه‌ پیش‌ خالوی خویش‌، به‌ اكتساب‌ منطق‌ و مبانی‌ علوم‌ عقلی‌ پرداخت. همچنین‌ گفته‌اند: جزء سوم‌ از كتاب‌ الغنیه‌ ابی‌المكارم‌ بن‌ زهره‌ی الحلبی‌ را پیش‌ معین‌الدین‌ سالم‌ بن‌ بدران‌ المازنی‌ المصری‌ خواند و در سال‌ 619 هجری‌ از او اجازه‌ یافت.
 ‌خواجه‌ پس‌ از آنكه‌ در طوس،‌ پیش‌ خالوی‌ خویش،‌ مقدمات‌ حكمت‌ و حساب‌ و هندسه‌ و جبر را تعلیم‌ گرفت، برای‌ تكمیل‌ معلومات‌ در اوایل‌ جوانی،‌ رهسپار نیشابور شد.

‌در نیشابور، خواجه‌ به‌ محضر فریدالدین‌ داماد نیشابوری‌ رسید و كتاب‌ اشارات‌ ابن‌سینا را از او استماع‌ كرد؛ بدین‌ ترتیب‌، خواجه‌ به‌ پنج‌ واسطه،‌ شاگرد ابن‌سینا می‌شود. 

 خواجه‌ نصیر در دژ اسماعیلیان‌ (زندانی‌ سیاسی) 

چون‌ نیشابور مورد تاخت‌ و تاز و غارت‌ قرار گرفت، هر كس‌ كه‌ می‌توانست‌، به‌ فكر چاره‌ برآمد و از آنجا كوچ‌ كرد و خود و زن‌ و فرزند را از ورطه‌ بلا خلاص‌ كرد. خواجه‌ نیز در این‌ میان،‌ حیرت‌زده‌ و سرگردان‌ و مبهوت‌، پی ‌مأمنی‌ می‌گشت، از قضا محتشم‌ قهستان‌ ناصرالدین‌ عبدالرحیم‌ بن‌ ابی‌ منصور اسماعیلی‌ او را به‌ قهستان‌ دعوت‌ كرد و در اكرام‌ و احترام‌ او بسیار كوشید. به‌ دستور همین‌ ناصرالدین‌ محتشم‌ قهستان‌ بود كه‌ خواجه‌ كتاب‌ الطهاره‌ ابن‌ مسكویه‌ رازی‌ (در گذشته‌ 421 ه' .ق) را از عربی‌ به‌ فارسی‌ ترجمه‌ كرد و به‌ نام‌ همو «اخلاق‌ ناصری» نامید.

‌خواجه‌ در اثنای اقامت‌ خویش‌ در قهستان‌، قصیده‌ای‌ در مدح‌ مستعصم‌، خلیفه‌ی‌ عباسی‌ ساخت‌ و با نامه‌ای‌ به‌ بغداد فرستاد. ابن‌العلقمی‌ (وفات‌ 656 ه'.ق) وزیر مستعصم‌ كه‌ آوازه‌ی‌ فضل‌ و كمال‌ خواجه‌ را شنیده‌ بود و نزدیكی‌ او را به‌ خلیفه‌ به‌ صلاح‌ خود نمی‌دانست، صورت‌ این‌ حال‌ را به‌ ناصرالدین‌ محتشم‌ اطلاع‌ داد و او از این‌ معنی،‌ بدگمان‌ شد و خواجه‌ را به‌ قلعه‌‌ی الموت‌ قزوین‌، نزد خداوند علاءالدین‌ محمدبن‌ حسن‌ (653-618) برد و به‌ حكم‌ همو خواجه‌ در آنجا ماند و پس‌ از آن‌ در قلعه‌ (میمون‌ دژ) از قلاع‌ رودبار الموت‌ می‌زیست‌ و پیش‌ ركن‌الدین‌ خورشاه‌، آخرین‌ پادشاه‌ اسماعیلی‌ اقامت‌ داشت‌ تا آنكه‌ هولاكو‌خان‌ مغول‌ در سال‌ 654، قلاع‌ اسماعیلی‌ را فتح‌ كرد و خورشاه‌ تسلیم‌ او شد. 

‌خواجه‌ در قلاع‌ اسماعیلیان‌ همچون‌ زندانی‌ سیاسی‌ نگاهداری‌ می‌شده‌ و در این‌ مدت‌، از جمله‌ كارهایی كه‌ انجام‌ داد، شرح‌ كتاب‌ «اشارات» ابن‌سینا است.

وقتی كه هولاكو به فرمانروایی اسماعیلیان در سال ۶۳۵ پایان داد، طوسی را در خدمت خود نگاه داشت و به او اجازه داد كه رصدخانه‌ی بزرگی در مراغه احداث كند. در نزدیكی رصد‌خانه، كتابخانه‌ی بزرگی ساخته شده بود كه در حدود چهارصد هزار جلد كتب نفیس جهت استفاده‌ی دانشمندان و فضلا قرار داده بود كه از بغداد و شام و بیروت و الجزیره به دست آورده بودند. در جوار رصدخانه، یك سرای عالی برای خواجه و جماعت منجمین و مدرسه‌ی علمیه‌ای جهت استفاده‌ی طلاب دانشجویان، ساخته بودند. 

این كارها مدت ۱۳ سال به طول انجامید تا اینكه ایلخان هلاكوی مغولی در سال ۶۶۳ درگذشت. لیكن خواجه تا آخرین دقایق عمر خود اجازه نداد كه خللی در كار آنجا رخ دهد و كوشش بسیار کرد كه آن رصد‌خانه و كتابخانه از بین نرود. 

قسمت اعظم ۱۵۰ رساله و نامه‌های طوسی به زبان عربی نوشته شده است. وسعت معلومات و نفوذ او با ابن‌سینا قابل قیاس است جز آنكه ابن‌سینا، پزشك بهتری بود و طوسی ریاضیدان برتری. از پنج كتابی كه در زمینه‌ی منطق نوشته شده است، اساس‌الاقتباس از همه مهم‌تر است. احتمالاً برجسته‌ترین كار طوسی در ریاضیات، در زمینه‌ی مثلثات بوده است. در كشف‌القناع عن اسرار شكل القطاع، وی نخستین كسی بود كه مثلثات را بدون توسل به قضیه‌ی منلائوس یا نجوم توسعه بخشید و هم او بود كه برای نخستین بار قضیه جیوب را كه رویداد برجسته‌ای در تاریخ ریاضیات است، به روشنی بیان كرد. در نجوم، تذكره فی علم الهیئه وی شاید كامل‌ترین نقد بر نجوم بطلمیوسی در قرون وسطی و معرف تنها الگوی ریاضی جدید حركات سیارات است كه در نجوم قرون وسطی نوشته شده است

مراسم سوگواری اربعین حسینی و شهادت امام رضا در سالن مدرسه برگزار شد.

هزینه های این مراسم توسط خانواده دانش آموز بدیعی تامین شده بود.

 

زندگی سعدی شیرازی

تهیه کننده: محمد سبزی

 سعدی تخلص و شهرت «مشرف الدین» ، مشهور به «شیخ سعدی» یا «شیخ شیراز» است. درباره نام و نام پدر شاعر و هم چنین تاریخ تولد سعدی اختلاف بسیار است. سال تولد او را از 571 تا 606 هجری قمری احتمال داده اند و تاریخ درگذشتش را هم سالهای 690 تا 695 نوشته اند. سعدی در شیراز پای به هستی نهاد و هنوز کودکی بیش نبود که پدرش در گذشت. آنچه مسلم است اغلب افراد خانواده وی اهل علم و دین و دانش بودند. سعدی خود در این مورد می گوید:
همه قبیله ی من، عالمان دین بودند ------- مرا معلم عشق تو، شاعری آموخت
سعدی پس از تحصیل مقدمات علوم از شیراز به بغداد رفت و در مدرسه نظامیه به تکمیل دانش خود پرداخت. او در نظامیه بغداد که مهمترین مرکز علم و دانش آن زمان به حاسب می آید در درس استادان معروفی چون سهروردی شرکت کرد. سعدی پس از این دوره به حجاز، شام و سوریه رفت و در آخر راهی سفر حج شد. او در شهرهای شام (سوریه امروزی) به سخنرانی هم می پرداخت ولی در همین حال، بر اثر این سفرها به تجربه و دانش خود نیز می افزود. سعدی در روزگار سلطنت "اتابک ابوبکر بن سعد" به شیراز بازگشت و در همین ایام دو اثر جاودان بوستان و گلستان را آفرید و به نام «اتابک» و پسرش سعد بن ابوبکر کرد. برخی معتقدند که او لقب سعدی را نیز از همین نام "سعد بن ابوبکر" گرفته است. پس از از بین رفتن حکومت سلغریان، سعدی بار دیگر از شیراز خارج شد و به بغداد و حجاز رفت. در بازگشت به شیراز، با آن که مورد احترام و تکریم بزرگان فارس بود، بنابر مشهور به خلوت پناه برد و مشغول ریاضت شد.

 سعدی، شاعر جهاندیده، جهانگرد و سالک سرزمینهای دور و غریب بود؛ او خود را با تاجران ادویه و کالا و زئران اماکن مقدس همراه  می کرد. از پادشاهان حکایتها شنیده و روزگار را با آنان به مدارا می گذراند.
سفاکی و سخاوتشان را نیک می شناخت و گاه عطایشان را به لقایشان می بخشید. با عاشقان و پهلوانات و مدعیان و شیوخ و صوفیان و رندان به جبر و اختیار همنشین می شد و خامی روزگار جوانی را به تجربه سفرهای مکرر به پختگی دوران پیری پیوند می زد.

سفرهای سعدی تنها جستجوی تنوع، طلب دانش و آگاهی از رسوم و فرهنگهای مختلف نبود؛ بلکه هر سفر تجربه ای معنوی نیز به شمار می آمد. سنت تصوف اسلامی همواره مبتنی بر سیر و سلوک عارف در جهان آفاق و انفس بود و سالک، مسافری است که باید در هر دو وادی، سیری داشته باشد؛ یعنی سفری در درون و سفری در بیرون. وارد شدن سعدی به حلقه شیخ شهاب الدین سهروردی خود گواه این موضوع است.
ره آورد این سفرها برای شاعر، علاوه بر تجارب معنوی و دنیوی، انبوهی از روایت، قصه ها و مشاهدات بود که ریشه در واقعیت زندگی داشت؛ چنان که هر حکایت گلستان، پنجره ای رو به زندگی می گشاید و گویی هر عبارتش از پس هزاران تجربه و آزمایش به شیوه ای یقینی بیان می شود. گویی، هر حکایت پیش از آن که وابسته به دنیای تخیل و نظر باشد، حاصل دنیای تجارب عملی است.
شاید یکی از مهم ترین عوامل دلنشینی پندها و اندرزهای سعدی در میان عوام و خواص، وجه عینی بودن آنهاست. اگرچه لحن کلام و نحوه بیان هنرمندانه آنها نیز سهمی عمده در ماندگاری این نوع از آثارش دارد. از سویی، بنا بر روایت خود سعدی، خلق آثار جاودانی همچون گلستان و بوستان در چند ماه، بیانگر این نکته است که این شاعر بزرگ از چه گنجینه ی دانایی، توانایی، تجارب اجتماعی و عرفانی و ادبی برخوردار بوده است.
آثار سعدی علاوه بر آن که عصاره و چکیده اندیشه ها و تأملات عرفانی و اجتماعی و تربیتی وی است، آیینه خصایل و خلق و خوی و منش ملتی کهنسال است و از همین رو هیچ وقت شکوه و درخشش خود را از دست نخواهد داد