مسابقات احکام

کسب مقام سوم مسابقات احکام شهرستان کاشان توسط معین حکاک زاده به خانواده و اولیای مدرسه تبریک عرض می نماییم

اگراینترنت قطع شد

بعضی اوقات ممکن است شما اینترنت داشته باشید و به سایت های مختلف دسترسی داشته باشید اما به صندوق پست الکترونیک و یا سایت فیش حقوقی دسترسی نداشته باشید . برای حل این مشکل مسیر زیر را طی کنید :

روی دکمه START کلیک کنید گزینه CONTROL PANEL  را بزنید

 آیکن NETWORK CONNECTION را باز کنید

در صفحه باز شده با آیکن LOCAL AREA CONNECTION روبرو می شوید .

ممکن است چند تا آیکن با این نام داشته باشید . آیکنی که فعال است ( آبی رنگ ) و ضربدر قرمز ندارد آیکن اصلی است . روی آن آیکن کلیک راست کرده گزینه PROPERTIES را بزنید .

در وسط صفحه چندتاگزینه تیک دار وجوددارد که آخرین آن INTERNET PROTOCOL است این گزینه همچنان که تیک دار است آبی کنید ( انتخاب شود ) سپس گزینه PROPERTIES زیر آن را بزنید . صفحه ای باز می شود که اگر صفحه را دو قسمت کنیم . قسمت بالایی شامل سه کادر و قسمت پایینی شامل دو کادر می باشد .

 بالای قسمت دو کادری دو گزینه وجود دارد گزینه USE THE FOLLOWING DNS…  را کلیک کنید تا کادرها فعال شود . هر کادر 4 قسمت دارد . در کادر اول عدد 217.219.3.5 و در کادر دوم اعداد 217.219.3.6 را وارد کنید سپس OK کرده و بعد CLOSE را بزنید . ان شا الله صندوق پست الکترونیک و یا فیش حقوقی باز خواهد شد

عادات غذایی صحیح

داشتن عادات غذایی صحیح و توجه به زمان خوابیدن و استراحت برای حفظ سلامت بدن مهم است تا بتواند مواد مغذی را جذب و مواد زائد را دفع کند.
برای سالم زیستن، باید خواب راحت و آرامی داشته باشیم.
به موارد زیر دقت کنید تا اهمیت خوابیدن برای شما روشن گردد:
ساعت 9 تا 11 شب: زمانی است برای از بین بردن مواد سمی و غیر ضروری که این عملیات توسط آنتی اکسیدان ها انجام می شود.
در این ساعت بهتر است بدن در حال آرامش باشد. در غیر این صورت اثر منفی بر روی سلامتی خود گذاشته اید.
ساعت 11 تا 1 شب: عملیات از بین بردن مواد سمی در کبد ادامه دارد و شما باید در خواب عمیق باشید.
ساعت 1 تا 3 نیمه شب: عملیات سم زدایی در کیسه صفرا ، در طی یک خواب عمیق به طور مناسب انجام می شود.
ساعت 3 تا 5 صبح: عملیات از بین بردن مواد سمی در ریه اتفاق می افتد.
بعضی مواقع دیده شده که افراد در این زمان، سرفه شدید یا عطسه می کنند.
ساعت 5 تا 7 صبح: این عملیات در روده بزرگ صورت می گیرد، لذا می توانید آن را دفع کنید.
ساعت 7 تا 9 صبح: جذب مواد مغذی صورت می گیرد، پس بهتر است صبحانه بخورید.
افرادی که بیمار می باشند، بهتر است صبحانه را در ساعت 6 و 30 دقیقه میل کنند.
کسانی که می خواهند تناسب اندام داشته باشند، بهترین ساعت صرف صبحانه برای آنها، ساعت 7 و 30 دقیقه می باشد و کسانی که اصلا صبحانه نمی خورند، بهتر است عادت خود را تغییر دهند و در ساعت 9 تا 10 صبح صبحانه بخورند.
دیر خوابیدن و دیر بلند شدن از خواب، باعث می شود مواد سمی از بدن دفع نشوند.
از نصفه های شب تا ساعت 4 صبح، مغز استخوان عملیات خون سازی را انجام می دهد.
در ایام تعطیل، بسیاری افراد تا دیر وقت بیدار می مانند و بعد از اتمام تعطیلات، با خستگی به سر کار می روند، چون اعمال بدنشان دچار سردرگمی شده است و نمی داند چه باید انجام دهد.
پس همیشه، زود بخوابید و خواب آرامی داشته باشید

 

زندگی بزرگان


A heart that loves is always young.

قلبی که عشق می ورزد همیشه جوان است

Greek Proverb

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

The hardest thing to do is watch the one you love, love someone else.

سخت ترین چیز این است که ببینی کسی را که دوست داری عاشق فرد دیگری است

Anonymous

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

We were given: Two hands to hold. To legs to walk. Two eyes to see. Two ears to listen. But why only one heart? Because the other was given to someone else. For us to find.

به ما دو دست داده شده است برای نگهداشتن. دو پا برای راه رفتن. دو گوش برای شنیدن. اما چرا تنها یک قلب؟ چون قلب دیگر به فرد دیگری داده شده است که ما باید پیدا کنیم

Unknown

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

If you love me, let me know. If not, please gently let me go.

اگر دوستم داری بهم بگو و گرنه بزار برم

Anonymous

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Give her two red roses, each with a note. The first note says For the woman I love and the second, For my best friend.

به او دو گل رز بده رو هر گل هم نوشته ای بزار. رو اولین نوشته بنویس به زنی که عاشقشم و روی دومی بنویس به بهترین دوستم

Anonymous

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Pleasure of love lasts but a moment, Pain of love lasts a lifetime.

لذت عشق لحظه ای طول می کشد اما غم و رنج آن یک عمر

Bette Davis

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

I get the best feeling in the world when you say hi or even smile at me because I know, even if its just for a second, that I’ve crossed your mind.

بهترین احساس زمانی به من دست می دهد که به من سلام می کنی یا لبخندی میزنی حتی اگر برای ثانیه ایی، چرا که می فهمم یرای لحظه ای به ذهنت خطور کرده ام

UNKNOWN

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

They say loving you gives pains and full of sacrifices But I’ll rather take pains and lots of sacrifices than not to be love by you.

مردم بهم می گن دوست داشتنت درد و رنج ِ فقط و کلی از خود گذشتگی

میخاد، من ترجیح میدم درد بکشم و از خود گذشتگی کنم اما نبینم تو دوستم نداری

Aaron

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Falling in love is awfully simple, but falling out of love is simply awful.

عاشق شدن تا حدودی آسان است اما ترک عشق وحشتناک است

Anonymous

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Absence makes the heart grow fonder

دوری باعث می شود قلب اشتیاق بیشتری پیدا کند

william shakespeare

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Love is like a war:Easy to begin Hard to end!

عشق همچون جنگ است: آسان شروع می شود سخت تمام می شود

ancient Proverbs

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

I dont know why they call it heartbreak. It feels like every part of my body is broken too.

من نمی دانم چرا می گویند قلب انسان می شکند. گویی تمام وجودم شکسته است

Chloe Woodward

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Love is blind — marriage is the eye-opener.

عشق چشم را می بندد اما ازدواج چشم را باز می کند

Pauline Thomason

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Anyone can be passionate, but it takes real lovers to be silly.

همه می توانند پر احساس باشند اما فقط عاشقان واقعی حماقت می کندد

Rose Franken

زندگی سعدی شیرازی

تهیه کننده: محمد سبزی

 سعدی تخلص و شهرت «مشرف الدین» ، مشهور به «شیخ سعدی» یا «شیخ شیراز» است. درباره نام و نام پدر شاعر و هم چنین تاریخ تولد سعدی اختلاف بسیار است. سال تولد او را از 571 تا 606 هجری قمری احتمال داده اند و تاریخ درگذشتش را هم سالهای 690 تا 695 نوشته اند. سعدی در شیراز پای به هستی نهاد و هنوز کودکی بیش نبود که پدرش در گذشت. آنچه مسلم است اغلب افراد خانواده وی اهل علم و دین و دانش بودند. سعدی خود در این مورد می گوید:
همه قبیله ی من، عالمان دین بودند ------- مرا معلم عشق تو، شاعری آموخت
سعدی پس از تحصیل مقدمات علوم از شیراز به بغداد رفت و در مدرسه نظامیه به تکمیل دانش خود پرداخت. او در نظامیه بغداد که مهمترین مرکز علم و دانش آن زمان به حاسب می آید در درس استادان معروفی چون سهروردی شرکت کرد. سعدی پس از این دوره به حجاز، شام و سوریه رفت و در آخر راهی سفر حج شد. او در شهرهای شام (سوریه امروزی) به سخنرانی هم می پرداخت ولی در همین حال، بر اثر این سفرها به تجربه و دانش خود نیز می افزود. سعدی در روزگار سلطنت "اتابک ابوبکر بن سعد" به شیراز بازگشت و در همین ایام دو اثر جاودان بوستان و گلستان را آفرید و به نام «اتابک» و پسرش سعد بن ابوبکر کرد. برخی معتقدند که او لقب سعدی را نیز از همین نام "سعد بن ابوبکر" گرفته است. پس از از بین رفتن حکومت سلغریان، سعدی بار دیگر از شیراز خارج شد و به بغداد و حجاز رفت. در بازگشت به شیراز، با آن که مورد احترام و تکریم بزرگان فارس بود، بنابر مشهور به خلوت پناه برد و مشغول ریاضت شد.

 سعدی، شاعر جهاندیده، جهانگرد و سالک سرزمینهای دور و غریب بود؛ او خود را با تاجران ادویه و کالا و زئران اماکن مقدس همراه  می کرد. از پادشاهان حکایتها شنیده و روزگار را با آنان به مدارا می گذراند.
سفاکی و سخاوتشان را نیک می شناخت و گاه عطایشان را به لقایشان می بخشید. با عاشقان و پهلوانات و مدعیان و شیوخ و صوفیان و رندان به جبر و اختیار همنشین می شد و خامی روزگار جوانی را به تجربه سفرهای مکرر به پختگی دوران پیری پیوند می زد.

سفرهای سعدی تنها جستجوی تنوع، طلب دانش و آگاهی از رسوم و فرهنگهای مختلف نبود؛ بلکه هر سفر تجربه ای معنوی نیز به شمار می آمد. سنت تصوف اسلامی همواره مبتنی بر سیر و سلوک عارف در جهان آفاق و انفس بود و سالک، مسافری است که باید در هر دو وادی، سیری داشته باشد؛ یعنی سفری در درون و سفری در بیرون. وارد شدن سعدی به حلقه شیخ شهاب الدین سهروردی خود گواه این موضوع است.
ره آورد این سفرها برای شاعر، علاوه بر تجارب معنوی و دنیوی، انبوهی از روایت، قصه ها و مشاهدات بود که ریشه در واقعیت زندگی داشت؛ چنان که هر حکایت گلستان، پنجره ای رو به زندگی می گشاید و گویی هر عبارتش از پس هزاران تجربه و آزمایش به شیوه ای یقینی بیان می شود. گویی، هر حکایت پیش از آن که وابسته به دنیای تخیل و نظر باشد، حاصل دنیای تجارب عملی است.
شاید یکی از مهم ترین عوامل دلنشینی پندها و اندرزهای سعدی در میان عوام و خواص، وجه عینی بودن آنهاست. اگرچه لحن کلام و نحوه بیان هنرمندانه آنها نیز سهمی عمده در ماندگاری این نوع از آثارش دارد. از سویی، بنا بر روایت خود سعدی، خلق آثار جاودانی همچون گلستان و بوستان در چند ماه، بیانگر این نکته است که این شاعر بزرگ از چه گنجینه ی دانایی، توانایی، تجارب اجتماعی و عرفانی و ادبی برخوردار بوده است.
آثار سعدی علاوه بر آن که عصاره و چکیده اندیشه ها و تأملات عرفانی و اجتماعی و تربیتی وی است، آیینه خصایل و خلق و خوی و منش ملتی کهنسال است و از همین رو هیچ وقت شکوه و درخشش خود را از دست نخواهد داد

پنج اصل اقلیدس

تهیه کنندگان: سیدابوالفضل ساجدی نژاد ابوالفضل مفیدی

 ١_چیزهایی که با یک چیز مساوی اند ، با یکدیگر نیز مساوی اند

٢_اگر چیزهای مساوی به چیزهای مساوی اضافه شوند کلها مساوی اند

 ٣_اگر چیزهای مساوی از چیزهای مساوی کم شوند ، باقیمانده ها مساوی اند

 ۴_چیزهایی که بر یکدیگر منطبق شوند با یکدیگر مساوی اند

 ۵_کل از جزء بزرگتر است

پنج اصل موضوع هندسی از اقلیدس

1-  ) از هر نقطه میتوان خط مستقیمی به هر نقطۀ دیگر کشید

2-  ) هرخط مستقیم متناهی را میتوان روی همان خط به طور نامحدود امتداد داد

3- ) میتوان دایره ای با هر نقطۀ دلخواه به عنوان مرکز آن و با شعاعی مساوی هر پاره خط رسم شده از مرکز آن ترسیم کرد

4- ) همۀ زوایای قائمه با هم مساوی اند

5- ) اگر خط مستقیمی دو خط مستقیم را قطع کند به طوری که مجموع زاویای داخلی یک طرف آن کمتر از دو قائمه باشد این دو خط مستقیم اگر به طور نامحدود امتداد داده شوند ، در طرفی که دو زاویه مجموعا از دو قائمه کمترند ، همدیگر را قطع خواهند کرد

دانش آموز ۱۰ ساله مولکول جدید خلق کرد

به گزارش مهر، "کلارا لاِزن" دانش آموز ۱۰ ساله کانزاسی در کلاس علوم خود توانست "تترانیتراتاکسی کربن" را کشف کند، مولکولی که از اکسیژن، نیتروژن و کربن ساخته شده است.

این مولکول می توان در مواد منفجره و یا مخازن انرژی استفاده کرد. اکنون نام لاِزن به عنوان یکی از نویسندگان مقاله ای که درباره این مولکول منتشر شده، ذکر شده است."کنت بوئر" معلم علوم کلارا در کلاس علوم گلوله ها و میله های مدل سازی مولکول را که برای مدلسازی مولکولهای ساده به کار گرفته می شوند، در اختیار دانش آموزانش قرار داد و کلارا بلافاصله اتمهای اکسیژن، نیتروژن و کربن را به شکلی پیچیده و گیج کننده در کنار یکدیگر قرار داده و از معلم خود پرسید که آیا یک مولکول واقعی ساخته است؟

بوئر که از دیدن چنین ساختار پیچیده ای شگفت زده شده بود از این مدل مولکولی عکسبرداری کرد و آن را برای یکی از دوستان شیمیدان خود در دانشگاه هامبولد ارسال کرد و وی نیز این مولکول را به عنوان مولکولی کاملا جدید و قابل قبول اعلام کرد.بر اساس گزارش پاپ ساینس، این مولکول جدید در طبیعت وجود ندارد از اینرو باید آن را در آزمایشگاه به وجود آورد که نیازمند زمان و تلاش فراوان است، از اینرو دوست شیمیدان بوئر، "رابرت زولنر" مقاله ای درباره این مولکول نوشت و نام دانش آموز ۱۰ ساله را نیز به عنوان یکی از نویسندگان همکار در آن به ثبت رساند.

نامه بی نقطه به حاکم

نوشته اي كه ذيلا از نظر تان مي گذرد نامه اي است كه مرحوم ميرزا محمد الويري به مرحوم احمدخان امير حسيني سيف الممالك فرمانده فوج قاهر خلج رقمي داشته كه شروع تا خاتمه نامه تمام از حروف بي نقطه الفبا انتخاب و در نوع خود از شاهكارهاي ادب زبان پارسي به شمار مي آيد.انگيزه نامه و موضوع آن قلت درآمد و كثرت عائله و تنگي معيشت بوده است.اين نامه در زمان ناصرالدين شاه بوده.

بسمه تعالي

سر سلسله امرا را كردگار احد، امر و عمر سرمد دهاد. دعا گو محمد ساوه ای در كلك و مداد ساحرم و در علم و سواد ماهر. ملك الملوك كلامم و معلم مسائل حلال و حرام. در كل ممالك محروسه اسم و رسم دارم. درهرعلم معلم و در هراصل موسسم .در كلك عماد دومم درعالم، درعلم وحكم مسلم كل امم سرسلسله اهل كمالم اما كوطالع كامكار و كو مرد كرم؟

دلمرده آلام دهرم. كوه كوه دردها در دل دارم. مدام در دام وام، و علي الدوام در ورطه آلام دهرم هر سحر و مسا در واهمه و وسواس كه مداح که گردم و كرا واسطه كار آرم كه مهامم را اصلاح دهد و دو سه ماهم آسوده دارد.
مكرر داد كمال دادم و در هر مورد مدح معركه ها كردم. همه گوهر همه در، همه لاله همه گل، همه عطار روح همه سرور دل، اما لال را مكالمه و كررا سامعه و كور را مطالعه آمد. همه را طلا سوده در محك ادراك آورده احساس مس كردم و لامساس گو آمدم. اما علامه دهرم، ملولم و محسود و عوام كالحمار محمود و مسرور ... لا اله الا الله وحده وحده دلا در گله مسدود دار در همه حال كه كارهاي همه عكس مدعا آمد علاوه همه دردها و سرآمد كل معركه ها عروس مهر در آرامگاه حمل در آمد.

عالم و عام لام و كرام، صالح و طالح، صادر و وارد، كودك و سالدار، گدا و مالدار، همه در اصلاح اهل و اولاد و هر كس هر هوس در معامله و سودا دارد آماده و اطعمه و هر سماط گرد آورده، حلوا و كاك، سركه و ساك، كره و عسل، سمك و حمل، گرمك و كاهو، دلمه و كوكو، امرود و آلو، الي كلم كدو، همه در راه، مكر دعاگو كه در كل محرومم و در حكم كاالمعدوم.

اگر موهوم و معلول معدل سه صاع و دو درم ارده گردد حامد و مسرورم. مگر كرم سر كار اعلي كه سرالولد و سرالوالد در او طلوع كرده و دادرس آمده، درد ها دوا، وامها ادا و كامها روا گردد.
له طول عمر كطول المطر سواء له الدرهم، و كه المدر دهد مرد را كام دل كردگار همه عمر آسوده و كامكار دل آرا همه كار و كردار او ملك در سما مادح كار او طول الله عمره و دمره حاسده، هلك اعدانه، اعطه ماله، اصلح احواله و اسعد اولاده مدام السماء

 

ظرفیتهای ایمیل را نامحدود کنید

اکنون که به لطف ظهور Gmail، شرکت یاهو ظرفیت ایمیل های رایگان خود را به نامحدود افزایش داده است، بد نیست تا جهت استفاده بهینه از این سرویس دهنده محبوب با بعضی از قابلیت ها و امکانات جانبی آن آشنا شویم.

ساخت و مدیریت فولدرها

ظرفیت بی نهایت صندوق پستی تان به شما این اختیار را خواهد داد تا ایمیل های دریافتی را جهت مراجعه های بعدی در آن حفظ کرده و آنها را پاک نکنید. ولی قطعاً نگهداری تعداد زیادی ایمیل در فولدر Inbox و در کنار یکدیگر معقول و منطقی به نظر نمی رسد. چاره کار در ساخت فولدر نهفته است. در ایمیل یاهو این امکان تعبیه شده است تا شما برای دسته بندی ایمیل ها آنها را در فولدرهای مجزا نگهداری کنید. حداقل ساخت چند فولدر شما را از سردرگمی در میان انبوهی از ایمیل ها رهایی بخشد.

برای شروع کار ابتدا وارد صفحه ایمیل خود شده و از ناحیه سمت چپ روی گزینه Add در جلوی عبارت Folder کلیک کنید. در پنجره ای که ظاهر خواهد شد نام فولدر مورد نظر را تایپ کرده و روی OK کلیک کنید. پس از چند لحظه و Refresh شدن صفحه یاهو، فولدر مورد نظر در ناحیه پایین فولدرهای استاندارد یاهو و در ناحیه My Folders ساخته خواهد شد. جهت ساختن فولدرهای دیگر همین مراحل را تکرار کنید. کلیک روی علامت فلش کنار My Folders باعث مخفی شدن نام فولدرهای ساخته شده گردیده و با کلیک مجدد بر روی آن می توان آنها را از حالت پنهان خارج ساخت. پس از ساخت فولدرهای مورد نظر جهت انتقال ایمیل ها به فولدر ساخته شده، وارد Inbox شده و ایمیل های مورد نظر را انتخاب کنید (با کلیک روی کادر مربعی کنار نام فرستنده). سپس روی فلش رو به پایین واقع روی دکمه Move کلیک کرده و از لیست ظاهر شده فولدر مربوطه را انتخاب کنید. با این عمل کلیه ای میل های انتخاب شده به فولدر مورد نظر انتقال داده خواهد شد. همین عملیات را می توانید برای انتقال ایمیل های دیگر به سایر فولدرهای ساخته شده انجام دهید. از این پس می توانید برای دسترسی به فولدرهای ساخته شده به راحتی روی نام آنها در ناحیه My Folders کلیک کنید تا به ایمیل های موجود در آن دسترسی داشته باشید. نحوه کار با این فولدرها دقیقاً همانند Inbox خواهد بود.

قرنطینه کردن آدرس مزاحمان

در صورتی که از اشخاص یا موسسات خاصی ایمیل دریافت می کنید که مایل به دریافت و خواندن آنها نیستید، قطعاً پاک کردن مکرر آنها دردی را دوا نخواهد کرد. در سایت یاهو این امکان تعبیه شده است تا بتوانید آدرس های ناخواسته را Block کرده تا در صورتی که از همان آدرس ها برای شما ایمیلی ارسال شد، آن ایمیل در Inbox قرار نگیرد. به این منظور وارد صفحه ایمیل خود شده و در بالای سمت راست صفحه روی عبارت Mail Options کلیک کنید. در صفحه ای که ظاهر خواهد شد، از ناحیه سمت چپ روی گزینه Spam کلیک کنید. جهت Block کردن یک آدرس فقط کافی است آدرس مورد نظر را در کادر Blocked Email Addresses تایپ کرده و روی دکمه Add کلیک کنید. در صورتی که مایل به Block کردن آدرس های متعدد هستید، همین مرحله را برای سایر آدرس ها نیز تکرار کنید. امکان قرنطینه کردن حداکثر ۵۰۰ آدرس وجود دارد. ایمیل های بلاک شده در کادر مستطیلی وسط صفحه به نمایش در خواهد آمد. در صورتی که از Block کردن یک آدرس منصرف شده و مایل به برداشتن قرنطینه از آدرس فوق باشید، مجدداً وارد همین صفحه شده، آدرس مورد نظر را از لیست انتخاب کرده و روی دکمه Remove Block کلیک کنید. آدرس مورد نظر از لیست قرنطینه خارج شده و مجدداً ایمیل های ارسال شده از طرف این آدرس به Inbox شما سرازیر خواهد شد

 

تنظیمات عمومی ماوس

به طور کلی تنظیمات عمومی ماوس از این روش استفاده کنید .

از منوی start ......control panel   ......... ……….. mouse button ........... switch primary and مربوط به تنظیم ماوس برای افراد چپ دست است.با انتخاب این گزینه جای کلیکهای راست و چپ تغییر  می کند و کار با ماوس برای افراد چپ دست بسیار اسان می شود

تنظیم سرعت دابل کلیک ماوس

در قسمت دوم   double click speed گزینه ( speed ) مربوط به افزایش و یا کاهش سرعت ماوس است . اشاره گر را بر روی فلشی که در بین   slow , fast قرار دارد ببرید و به سمت مورد نظر بکشید با کشیدن این فلش به سمت                    راست   fast سرعت  ماوس افزایش و با بردن فلش به سمت چپ slow   سرعت ماوس به صورت چشمگیری

کاهش می یابد ( بهتر است همیشه سرعت ماوس در حد وسط این دو قرار گیرد .)

تنظیم قفل کردن کلیک ( چسبندگی کلیک )

قسمت سوم turn on click lock   از تب button   مربوط به قفل کردن کلیک ماوس است  این گزینه را علامت بزنید و در قسمت رو به رو دگمه   setting را کلیک کنید در پنجره باز شده اشاره گر ماوس را بر روی فلش برده و انرا به سمت دلخواه short , long   بکشید و کلیک کنید و در پایان کادرها را   ok کنید( برای روشن شدن بیشتر این مطلب وارد محیط   word شوید چند خط تایپ کنید ودر پایان خطوط یک یا دو کلمه را انتخاب کرده و ماوس را بدون کلیک کردن به سمت بالا یا پایین بکشانید خواهید دید تمام مطلب شما انتخاب میشود. اما اگرفلش را به سمت long   بکشانید این مدت زمان قفل کلیک را افزایش می دهد .

یا

یک پنجره را باز کنید مثلا پنجره my document   سپس برروی نوار عنوان ان (نوار ابی رنگ در بالای پنجره ) کلیک کنید و ماوس را به حرکت در اورید خواهید دید که اشاره گر ماوس به پنجره چسبیده و تا زمانی که کلیک نکرده اید از ان جدا نخواهد شد .

تغییر شکل اشاره گر ماوس

در تب   pointer شما میتوانید شکل ماوس را در حالتهای مختلف تغییر دهید برای این کاردر قسمت scheme   یک نام را برای مدل خود انتخاب کنید واگر هیچ کدام از نامهای راکه ارائه داده است   نمی پسندید بر روی save as   کلیک کنید در قسمت   save schem می توانید یک نام جدید بنویسید و ok کنید تا نام ثبت شود.

در کادر پایین ( customize ) یکی از اشکال را انتخاب کرده ( این شکل در کادر بالا هم نمایش داده میشود ) سپس در قسمت پایین کادر دگمه browse   را انتخاب کنید و در پنجره ای که برایتان باز میشود یکی از شکلها را مطابق میل خود انتخاب کنید و کادرها را   ok کنید .

فعال کردن سایه اشاره گر ماوس

اگر در قسمت pointer گزینه   enable pointer show shadow را علامت بزنید اشاره گر ماوس شما سایه دار خواهد شد .

 

افزایش یا کاهش سرعت ماوس

برای اینکه سرعت ماوس خود را افزایش یا کاهش دهید تب سوم یعنی ( pointer option ) را انتخاب کنید و در قسمت motion   اشاره گر ماوس را بر روی فلش ببرید و به سمت fast   یا   slow حرکت دهید توجه داشته باشید که قسمت Enhance pointer precision   بایدفعال باشد تا بتوانید سرعت را افزایش یا کاهش دهید .

قرار دادن اشاره گر به صورت اتوماتیک

اگر میخواهید که هنگام باز کردن یک پنجره اشاره گر به صورت اتوماتیک بر روی دگمه فعال یعنی ( ok ) قرار گیرد این گزینه( automatically move pointer ) را از قسمت   snap to انتخاب کنید و کادر را ok کنید

. دنباله دار کردن اشاره گر

برای دنباله دار کردن اشاره گر در قسمت   visibility اولین گزینه ( display pointer  trials ) را علامت بزنید

مخفی کردن اشاره گر

هنگام تایپ یک متن وجود اشاره گر در محیط مزاحم است برای بر طرف کردن این مشکل  از قسمت visibility   گزینه دوم hide pointer while typing   را علامت بزنید.

مشخص کردن محل اشاره گر

وقتی گزینه   hide pointer while typing را علامت زدید اشاره گر در محیط متن مخفی میشود برای اینکه بتوانید به راحتی انرا بیابید از قسمت visibility   گزینه سوم را   show location of pointer علامت بزنید و کادر را ok   کنید حالا به محیطی که متن را در ان تایپ میکنید برگردید و دگمه ctrl   را فشار دهید محل اشاره گر به چند دایره

مشخص میشود.

تنظیم دگمه scroll  

دگمه scroll   به دگمه ای که در وسط ماوس قرار دارد گفته میشود . در تب wheel   و در قسمت scrolling   دو دگمه رادیویی وجود دارد که اگر دگمه اول یعنی ( the following number of lines at a time ) را علامت بزنید و عدد دلخواه خود را انتخاب یا تایپ کنید تعداد خطوطی که باید بگذرد را مشخص میکند مثلا در محیط   با هر بار بالا و پایین کردن دگمه   scrol l تعیین میکنید که چند خط به بالا یا پایین برود . و با علامت زدن دگمه دوم ( one screen at a time )با هر بار scroll یک صفحه را رد میکند.

 

ورزش، عملکرد درسی کودکان را  بهبود می بخشد.

 ورزشهای گروهی و اختصاص زمان زیاد به دویدن نه تنها برای سلامت جسمی بلکه برای سلامت روحی کودکان نیز مفید است.

 سندی اسلاتر استاد دانشگاه شیکاگو میگوید:«یافته های علمی نشان میدهد که قرار دادن کودکان در معرض فعالیتهای جسمانی چقدر برای آنها مفید است.سالهاست که می دانیم فعالیتهای فیزیکی برای سلامتی مفید است اما بهبود عملکرد تحصیلی کودکان دلیل دیگری برای تشویق آنها به ورزش است.»

آمیکا سینگ استاد دانشگاه می گوید: مدارس باید هم ورزش و هم تدریس را در اولویت قرار دهند وخانواده ها نیز در خانه باید به این موضوع توجه بیشتری نشان دهند. او گفت: « دانش آموزان در کلاس درس باید هر نیم ساعت از جای خود برخیزند و کار دیگری انجام دهند. باید دانش آموزان را به رفتن به مدرسه با دوچرخه تشویق کنیم .
هرنوع فعالیت جسمانی برای کودکان مفید است.»

سینگ و همکارانش فعالیتهای جسمانی کودکان را با نمرات ریاضی، زبان و تستهای حافظه آنها مقایسه کردند. در این تحقیق مشخص شد دانش آموزانی که زمان بیشتری را با فعالیتهای جسمانی اختصاص می دادند عملکرد بهتری در کلاس درس داشتند و نمرات بهتری کسب می کردند.
این تحقیق همچنین نشان داد دانش آموزان آمریکایی که بیش از نود دقیقه در هفته ورزش می کردند در امتحان دیکته، خواندن و ریاضی عملکرد بهتری در مقایسه با سایر دانش آموزان داشتند. به گزارش پایگاه اینترنتی هبث نیوز دات کام، محققان می گویند علت این امر آنست که ورزش کردن با بهبود جریان گردش خون در مغز سبب می شود دانش آموزان بتوانند بهتر تمرکز کنند.

چهارحکایت از زندگی خواجه نصیرالدین طوسی

تهیه کننده: سیدهادی حسینی

 نا امیدی خردمندان را هم به زمین می زند
خواجه نصیر الدین طوسی پس از مدت ها وارد زادگاه خویش طوس شد. سراغ دوست دانای دوران کودکی خویش را گرفت مردم گفتند او حکیم شهر ماست اما یک سال است تنها نفس سرد از سینه اش بیرون می آید و نا امیدی در وجودش رخنه نموده است. خواجه به دیدار دوست گوشه نشین خویش رفت و دید آری او تمام پنجره های امید به آینده را در وجود خویش بسته است.

به دوست خویش گفت تو دانا و حکیمی اما نه به آن میزان که خود را از دردسر نا امیدی برهانی، دوستش گفت دیگر هیچ شعله امیدی نمی تواند وجودم را در این جهان رو به نیستی گرما بخشد، خواجه گفت اتفاقا هست دستش را گرفت و گفت می خواهم قاضی نیشابور باشی، و می دانم از تو کسی بهتر نخواهم یافت.می گویند یک سال پس از آن عده ایی از بزرگان طوس به دیدار قاضی نیشابور رفتند و با تعجب دیدند هر داستانی بر زبان قاضی می آید امیدوارانه و دلگرم کننده است.

اندیشه و انگاره ای که نتواند آینده ای زیبا را مژده دهد ناتوان و بیمار است.

 احترام به شایستگان
خواجه نصیر الدین توسی در ابتدای وزارت خویش بود، که تعدادی از نزدیکان بدو گفتند ایران مدیری هم چون شما نداشته و تاریخ هم چون شما کمتربه یاد دارد. یکی از آنها گفت، نام همشهری شما خواجه نظام الملک طوسی هم به اندازه نام شما بلند نبود. خواجه نصیر سر به زیر افکنده و گفت : خواجه نظام الملک باعث فخر و شکوه ایران بود آموخته های من برآیند تلاش های انسان های والا مقامی هم چون اوست. حرف خواجه به جماعت فهماند که او اهل مبالغه و پذیرش حرف بی پایه و اساس نیست.
شاید اگر خواجه نصیر الدین طوسی هم به آن سخنان اعتنا می نمود هیچ گاه نمی توانست گام های بلندی در جهت استقلال و رشد میهنمان بردارد.

شایستگان، بالندگی و رشد خود را در نابودی چهره دیگران نمی بینند.

 بهترین جای عالم از دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی
عطاملک‌ جوینی‌ که‌ یکی‌ از وزیران‌ دربارهلاکو می‌باشد و کتاب‌ تاریخ‌ جهانگشای‌ او معروف ‌است‌ به خواجه نصیرالدین طوسی گفت اکنون که ایران در زیر یوغ اجنبی است و هیچ جای نفس کشیدن نیست بهترین جای دنیا برای اقامت گزیدن کجاست تا از برای رشد و حفظ جان به آن جا در آییم؟

خواجه خنده ایی کرد و گفت بهترین جا ایران است و از برای شخص خود من زادگاهم توس. شما را دیگر نمی دانم مختارید انتخاب کنید و عزم سفر نمایید. عطاملک پاسخ داد برای دانشمندانی نظیر ما بستر آرامش دروازه های باشکوه تری به روی آیندگان خواهد گشود و خواجه به طعنه گفت البته اگر آینده ی باشد!

چرا که فرار اهل خرد، نفع شخصی عایدشان می کند و در این حال دیار مادری هم چنان خواهد سوخت امروز مهم ترین وظیفه ما ایستادن و خرد را به کار بردن برای رفع ایستیلای اجنبی است و اگر این کار نتوانیم دیگر فایده ایی برای زنده بودن نمی بینم.
عطاملک جوینی در حالی که به زمین می نگریست به خواجه نصیر الدین طوسی گفت برای من بزرگ ترین نعمت همین است که در کنار آزاده مردی هم چون شما هستم.

آن که به سرنوشت میهن و مردم سرزمین خویش بی انگیزه است ارزش یاد کردن ندارد.

 تاسف خواجه نصیرالدین طوسی بر حال عباسیان

خواجه نصیرالدین طوسی را گفتند آنگاه که خلافت 525 ساله عباسیان را سرنگون نمودی بر چه حال آن ها بیشتر متاسف شدی؟

گفت این که هر چه دفتر و دیوان بود به پیش خاندان آن ها تقسیم گشته و از اهل اندیشه هیچ آن جا ندیدمی. حکومت داری با خویشان ره به سوی نیستی بردن است. دودمان عباسیان زنجیره ایی از خویشاوندان در هم تنیده بود که با تدبیر ایرانیان ( ابومسلم خراسانی ) برای مهار تازیان بر روی کار آمده و از آن جای که به سرکشی و ظلم روی آورد با تدبیر ایرانی ( خواجه نصیر الدین توسی ) نابود گشت.

به کار گیری آشنایان در یک گردونه کاری برآیندی جز سرنگونی زود هنگام سرپرست آن گردونه را به دنبال نخواهد داشت.

تاثیرات عاطفی والدین

 

عوامل عاطفي و رفتاري خانواده

رفتار والدين با يکديگر و تعامل آنها با کودک و به طور کلي ، محیط عاطفي خانواده به عنوان يکي از مهمترين عوامل مؤثر در رفتار و سازگاري کودک به شمار مي رود . پذيرش يا طرد کودک از جانب والدين و رابطه فرزندان با يکديگر ، بهداشت رواني کودک را تحت تأثير قرار مي دهد . کودکي که در خانواده احساس تبعيض و طردشدگي و ناامني مي کند ممکن است از نظر بهداشت رواني مورد تهديد قرار گيرد .

و اين امر ، به تدريج باعث مي شود که کودکان انگيزه يادگيري را از دست بدهند و اکثر آنها به گروه مردودشدگان و شکست خوردگان تحصيلي مي پيوندند . در خانواده هايي که جو عاطفي سالم در آنها وجود دارد و روابط عاطفي والدين با بچه ها و همچنين روابط اجتماعي مناسبي بين افراد خانواده برقرار است کودک احساس امنيت مي کند چنين کودکي از سلامتي رواني و پختگي عاطفي و رشد اجتماعي بهتري برخوردار است که طبعاً در سازگاري او با مدرسه و يادگيري و پيشرفت تحصيلي وي تأثير تعيين کننده دارد

 

روایت آزادگی

خطبه هایی که امام آزادگان در مسیر کربلا برای بیداری همه عصرها و نسلها به یادگار گذاشت:


همانا سخاوتمندترین مردم آن كسى است كه كمك نماید به كسى كه امیدى به وى نداشته است. بخشنده ترین افراد آن شخصى است كه(نسبت به ظلم دیگرى با آن كه توان انتقام دارد) گذشت نماید. صله رحم كننده ترین مردم و دید و بازدید كننده نسبت به خویشان، آن كسى ست كه صله رحم نماید با كسى كه با او قطع رابطه كرده است.

نهج الشّهادة: ص 39، بحارالأنوار: ج 75، ص 121، ح 4

 

*************************

افراد جامعه بنده و تابع دنیا هستند و مذهب، بازیچه زبانشان گردیده است و براى إمرار معاش خود، دین را محور قرار داده اند ـ و سنگ اسلام را به سینه مى زنند. پس اگر بلائى (همانند خطرـ مقام و ریاست، جان، مال، فرزند و موقعیّت، ...) انسان را تهدید كند، خواهى دید كه دین داران واقعى كمیاب خواهند شد.

محجّة البیضاء: ج 4، ص 228، بحارالأنوار: ج 75، ص 116، ح 2

**********************************
كارها و أمور خود را همانند كسى تنظیم كن و انجام ده كه مى داند و مطمئن است كه در صورت خلاف تحت تعقیب قرار مى گیرد و مجازات خواهد شد. و در صورتى كه كارهایش صحیح باشد پاداش خواهد گرفت.

بحارالأنوار: ج 2، ص 130، ح 15 و ج 75، ص 127، ح 10

***********************************.
اى بندگان خدا، خود را مشغول و سرگرم دنیا ـ و تجمّلات آن ـ قرار ندهید كه همانا قبر، خانه اى است كه تنها عمل ـ صالح ـ در آن مفید و نجات بخش مى باشد، پس مواظب باشید كه غفلت نكنید.

 نهج الشّهادة: ص 47

***********************************
سخنى ـ كه ناراحت كننده باشد ـ پشت سر دوست و برادر خود مگو، مگر آن كه دوست داشته باشى كه همان سخن پشت سر خودت گفته شود. 

 نهج الشّهادة: ص 47

**********************************
هركس لباس شهرت - و انگشت نما از هر جهت - بپوشد، خداوند او را در روز قیامت لباسى از آتش مى پوشاند.

بحار الأنوار: ج 44، ص 192، ضمن ح 4، و ص 381، ضمن ح 2

********************************
هركس خداوند متعال را با صداقت و خلوص، عبادت و پرستش نماید; خداى متعال او را به بهترین آرزوهایش مى رساند و امور زندگیش را تأمین مى نماید. 

   تنبیه الخواطر: ص 427، س 14، بحارالأنوار: ج 68، ص 183، ح 44

******************************
اى فرزند آدم، بیاد آور لحظات مرگ و خواب گاه خود را در قبر، همچنین بیاد آور كه در پیشگاه خداوند قرار خواهى گرفت و اعضاء و جوارحت بر علیه تو شهادت خواهند داد، در آن روزى كه قدم ها لرزان و لغزان مى باشد.

   نهج الشّهادة: ص 59

*******************************
همنشینى با اشخاص پست و رذل سبب شرّ و بد یختى خواهد گشت; و همنشینى و مجالست با معصیت كاران موجب شكّ و بدبینى خواهد شد.     

 نهج الشّهادة: ص 47، بحارالأنوار: ج 78، ص 122، ح 5

********************************
براى هر غم و دردى درمان و دوائى است و جبران و درمان گناه، طلب مغفرت و آمرزش از درگاه خداوند مى باشد.

وسائل الشّیعة: ج 16، ص 65، ح 20993، كافى: ج 2، ص 439، ح 8

********************************
هركس گره اى از مشكلات مؤمنى باز كند و مشكلش را برطرف نماید، خداوند متعال مشكلات دنیا و آخرت او را اصلاح مى نماید.   

   مستدرك الوسائل: ج 12، ص 416، ح 13، بحارالأنوار: ج 75، ص 121، ح 4

******************************
هركس از روى نافرمانى و معصیتِ خداوند، كارى را انجام دهد، آنچه را آرزو دارد سریع تر از دست مى دهد و به آنچه هراسناك و بیمناك مى باشد مبتلا مى گردد

    اصول كافى: ج 2، ص 373، ح 3، وسائل الشّیعة: ج 16، ص 153، ح 3

*******************************
بینش و عقل و درك انسان تكمیل نمى گردد مگر آن كه ـ أهل حقّ و صداقت باشد و ـ از حقایق، تبعیّت و پیروى كند.

نهج الشّهادة: ص 356، بحارالأنوار: ج 75، ص 127، ح 11

********************************
دو چیز مردم را هلاك و بیچاره گردانده است:    یكى ترس از این كه مبادا در آینده فقیر و نیازمند دیگران گردند. و دیگرى فخر كردن ـ در مسائل مختلف ـ و مباهات بر دیگران است.

   بحارالأنوار: ج 75، ص 54، ح 96

*********************************
هر شخصى كه حقّ والدینش محمّد (صلى الله علیه وآله وسلم) ، و علىّ (علیه السلام) را كه با شرافت و با فضیلت ترین انسان ها هستند، بشناسد و ـ در تمام امور زندگى ـ از ایشان تبعیّت و اطاعت كند; در قیامت به او خطاب مى شود: هر قسمتى از بهشت را كه خواستار باشى، مى توانى انتخاب كنى و در آن وارد شوى.

نهج الشّهادة: ص 293، تفسیرالامام العسكرى: ص 330، بحار: ج 23، ص 260، ح 8

*********************************
یكی از نشانه های جهل و نادانی ، نزاع و جدال با غیر اهل فكر است.   

 بحار الانوار، ج 78، ص 119

*********************************
شیعیان و پیروان ما (اهل بیت عصمت و طهارتعلیهم السلام) آن كسانى هستند كه افكار و درون آن ها از هر گونه حیله و نیرنگ و عوام فریبى سلامت و تهى باشد.   

       ، بحارالأنوار: ج 65، ص 156، ح 11

********************************
جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار ، یا صاحب مروت ، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد.

تحف العقول ، ص 251

***********************************
هر که خدا را ، آن‌گونه که سزاوار اوست ، بندگی کند ، خداوند بیش از آرزوها و کفایتش به او عطا کند

. بحار الأنوار، ج 71، ص 26 

**********************************
كسی كه بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد ، دیرتر به آرزویش می رسد و زودتر به آنچه می ترسد گرفتار می شود.

بحار الانوار، ج 78، ص 120

*********************************
عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند.     

    بحارالانوارج/ 93 ص/ 294 

*********************************
هیچ کس در قیامت در امان نیست ! مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشته باشد.

  مناقب ابن شهر آشوب ج 4 ، ص 69

***********************************
بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است.

  فرهنگ سخنان امام حسین ص/ 476

*********************************
کسی که برای جلب رضایت و خوشنودی مردم ، موجب خشم و غضب خداوند میشود ، خداوند او را به مردم وا می گذارد.

بحارالانوار،ج78،ص126

***********************************
چیزى را بر زبان نیاورید که از ارزش شما بکاهد.   

   جلاءالعیون،ج۲ص۲۰۵

***********************************
خداوند قائم ما را از پس پرده غیبت بیرون مى‏آورد و آنگاه او از ستمگران انتقام مى‏گیرد.

  إثباة الهداة ، ج 7 ، ص138

***************************************
نیاز مردم به شما ، از نعمتهای خدا بر شما است، از این نعمت افسرده و بیزار نباشید.

  بحار الأنوار، ج 74، ص 205

****************************************
اى بندگان خدا، خود را مشغول و سرگرم دنیا نکنید كه همانا قبر، خانه اى است كه تنها عمل(صالح) در آن مفید و نجات بخش مى باشد، پس مواظب باشید كه غفلت نكنید

.    نهج الشّهادة: ص47

*****************************************
بار خدایا ! كارى كن كه از تو چنان بترسم كه گویى مى بینمت و باتقوا و ترس از خودت خوشبختم گردان و با معصیت و نافرمانیت بدبختم مكن. 

       بحارالانوار ج :٩٨/ ٢١٨ /٣

*****************************************
از كسانی نباشید كه بر گناه بندگان بیم دارند و خود از عقوبت گناه خویش آسوده خاطرند! 

 تحف العقول ص239

******************************************
بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.

  الدره الباهره ، ص24

*********************************************
چه دارد آن كس كه تو را ندارد؟ و چه ندارد آن كه تو را دارد؟ آن كس كه به جای تو چیز دیگری را پسندد و به آن راضی شود، مسلما زیان كرده است .

    دعای عرفه ، بحار الانوار، ج 98، ص 228

*****************************************
به درستی كه من بیهوده ، گردنكش ، ستمگر و ظالم حركت نكردم ، بلكه برای اصلاح در امت جدم محمد (صلَّی الله علیه و آله) حركت كردم و می خواهم امر به معروف و نهی از منكر كنم و به روش جدم محمد (صلَّی الله علیه و آله) و پدرم علی بن ابی طالب (علیه السلام) رفتار كنم. 

    بحار الانوار، ج 44، ص 329

***************************************
كسی كه تو را دوست دارد، از تو انتقاد می كند و كسی كه با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می كند.

 

 

ابوذر غفاری

تهیه کننده: ابوالفضل طاهری نوش آبادی

ابوذر غفاری»با نام "جندب بن جناده" از قبیله غفار و از پیشگامان در اسلام بود. او را چهارمین یا پنجمین مسلمان تاریخ می‌دانند.
ابوذر از ساکنین شهر مکه نبود بلکه در اطراف آن شهر می‌زیست. وقتی خبر ظهور حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را شنید به مکه شتافت و اسلام آورد، سپس به میان قوم خود بازگشت و حتی در جنگ‌های بدر و احد و خندق نیز شرکت نکرد. او پس از جنگ خندق به مدینه هجرت کرد.
پیامبر اسلام در مورد او فرمود:«خداوند ابوذر را مورد رحمت خویش قرار دهد. او تنها زندگی می‌کند، تنها می‌میرد و تنها محشور می‌شود.»
و نیز درباره صراحت و صداقتش فرمود:«در زیر آسمان آبی و بر روی زمین خاکی راستگوتر و صریح‌تر از ابوذر نیست.»
ابوذر پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از طرفداران امیرمومنان علی علیه السلام شد و از جمله چند نفری بود که از بیعت با ابوبکر خودداری کرد. می گویند او در فتح بیزانس (روم شرقی) و قبرس در سال 23 قمری شرکت کرده و جزو سپاهیان مسلمانان بوده است.
در دوره خلافت عثمان و حیف و میل و بذل و بخشش‌های حکومت به بنی امیه، ابوذر به انتقاد و افشاگری علیه حکومت روی آورد. به همین دلیل به شام و سپس به ربذه تبعید شد. امام علی و امام حسن و امام حسین علیهم السلام و عمار و عبدالله بن جعفر او را به هنگام تبعید به ربذه مشایعت کردند.
ابوذر در سال 31 یا 32 قمری در ربذه در حالی که غیر از همسرش کسی در آن بیابان در کنارش نبود وفات یافت و عبدالله بن مسعود که با چند تن از افرادش از آنجا عبور می‌کرد، بر او نماز خواند و او را در همان جا به خاک سپرد.

پیامبر(ص) به اباذرغفاری فرمود: بترس ازغیبت کردن پشت سر دیگران

خلاصه قوانین فوتسال

تهیه کننده: علی سیفی زاده  ***مربی تربیت بدنی

قانون یکم:

زمین بازی؛ که خلاصه مشخصات و نکات قابل توجه با رسم شکل توضیح داده شد.

o    تذکر:

o     ورود و خروج بازیکنان در موقع تعویض بایستی از محدوده مشخص شده انجام گیرد.

  • قانون دوم:

توپ؛ محیط آن حداقل ۶۲ و حداکثر ۶۴ سانتیمتر وزن توپ ۳۹۰ الی ۴۳۰ گرم

(توپ نمره ۴) شناسایی استاندارد هنگامی که توپ از ارتفاع ۲ متری به زمین رها می‌شود نباید بیشتر از ۶۵ و کمتر از ۵۵ سانتیمتر از زمین مسابقه جهش نماید.

  • قانون سوم:

تعداد بازیکنان؛ یک مسابقه با شرکت دو تیم نباید بیش از ۵ بازیکن باشد که یکی از آنها دروازه بان با لباس مشخص است در شروع مسابقه حداقل بازیکن باید ۵ نفر باشد در صورت اخراج بازیکن هر تیم کمتر از دو نفر مسابقه باید تعطیل شود.

۱- حداکثر بازیکن ذخیره ۷ نفر می‌باشد. ۲- تعداد تعویض سیار نامحدود است حتی دروازه بان (رنگ لباس دروازه بان متمایز از بازیکنان) ۳- عمل تعویض زمانی خاتمه می‌یابد که بازیکن جانشین وارد زمین شود ۴- چنانچه در جریان بازی تعویض سیار بازیکن جانشین قبل از اینکه بازیکن تعویضی کامل زمین را ترک کند وارد زمین شود. داور بازی را قطع (با رعایت آوانتاژ به تیم حریف) بازیکن تعویضی را بیرون بفرستد به بازیکن جانشین اخطار و بازی با یک ضربه آزاد غیر مستقیم به نفع تیم مقابل از محل توقف توپ زده می‌شود.

  • قانون چهارم:

وسایل بازیکن؛ استفاده از کفش مخصوص برای بازیکن اجباری است - نقص این قانون بازیکن خاطی از زمین خارج فرستاده با تکمیل وسایل با اجازه داوران حتماً در هنگام توقف بازی وارد زمین شود

  • قانون پنجم:

برای اداره بازی یک داور اصلی یا سر داور؛ تعیین می‌گردد. قدرت او که قانون به او تفویض نموده است از هنگام شروع بازی تا هنگام اتمام بازی، هر مورد مرتبط با بازی نتیجه نهایی تصمیم با اوست در صورت عدم حضور وقت نگهدار این مسؤولیت به عهده اوست

 

.

  • قانون ششم:

کمک داور (داور دوم)؛ بایستی برای هر مسابقه تعیین شود طرف مقابل داور اصلی انجام وظیفه می‌کند همان قدرت اجرایی را دارد به جز (همه وقایعی را که قبل در حین یا بعد از بازی می‌افتد ثبت و گزارش کند) در صورت نبودن وقت نگهدار وظیفه دارد دو دقیقه اخراجی بازیکنان و تایم یک دقیقه را محاسبه نماید و تعویض سیار صحیح انجام گرفته است. در صورت دخالت بی مورد از جانب کمک داور، داور اصلی بایستی او را از وظیفه آن معاف شخصی دیگری جانشین وی موضوع را گزارش کند.

    • تذکر:

در صورت وجود اختلاف نظر بین داور اصلی و کمک داور سرداور (داور اصلی) حاکم خواهد بود.

  • قانون هفتم:

وقت نگهدار؛ در خارج از بازی در امتداد خط میانی در منطقه تعویض بازیکنان قرار گیرد. وظایف او نگهداری وقت بازی ۲ دقیقه اخراجی یادداشت تایم اوت‌ها و دادن علامت تایم اوت به داوران اعلام زمان بازی با صوت به داوران و یادداشت ۵ خطای اول هر تیم در هر نیمه که توسط داوران اعلام شده - ثبت شماره گلزنان و بازیکنان اخراجی و اخطاری و تایم اوت‌ها آن‌ها می‌باشد.

  • قانون هشتم:

مدت بازی؛ مدت بازی دو وقت ۲۰ دقیقه‌ای و زمان بین دو نیمه استراحت ۱۵ دقیقه‌ای می‌باشد - هر تیم می‌تواند در هر نیمه یک تایم درخواست کند (در بازی‌های حذفی در وقت اضافی تایم اوت وجود ندارد).

  • قانون نهم:

شروع بازی، برنده قرعه اختیار انتخاب زمین و بازنده قرعه ضربه شروع بازی را می‌زند. ضربه شروع به داخل زمین حریف با علامت داور اصلی خواهد بود که فاصله بازیکن مقابل با توپ ۳ متر خواهد بود - از ضربه شروع مستقیماً گل به دست می‌آید.

  • قانون دهم:

توپ در بازی و خارج از بازی؛ وقتی توپ خارج از بازی به طور کامل از خط طولی یا عرضی چه از هوا و زمین گذشته باشد. برخورد توپ به سقف سالن اوت اعلام شده و ادامه آن روی خط طولی نزدیکتر می‌باشد که توسط حریف زده می‌شود.

  • قانون یازدهم:

روش به دست آمدن گل؛ تمام توپ از خط دروازه بین تیرهای عمودی و افقی عبور کرده به شرطی که بازیکن مهاجم توپ را با دست یا بازو و پرتاب حمل یا هل نداده باشد

 

.

  • قانون دوازدهم:

خطاها و رفتارهای ناشایست؛ هرگاه بازیکنی سهواً یا از روی بی احتیاطی یا نیروی نامتعادل یا بیش از اندازه ۱۱ خطای زیر را مرتکب شود یک ضربه آزاد مستقیم -یک ضربه پنالتی- به نفع تیم مقابل (اگر داخل محوطه جریمه باشد) گرفته می‌شود: لگد زدن -پشت پا زدن - پریدن روی حریف - تنه شدید و خطرناک - تنه از پشت به حریف - تف انداختن - زدن حریف - گرفتن حریف - هل دادن حریف - با شانه به حریف حمله کردن - تکل کردن.

هفت خطای منجر به اخطار: ۱ - مرتکب رفتار غیر ورزشی ۲- با گفتار و کردار به تصمیم داور اعتراض نماید. ۳- مکرراً قوانین بازی را نقص نماید. ۴- شروع مجدد بازی را به تأخیر اندازد. ۵- هنگام شروع مجدد بازی، ضربه آزاد و ضربه کرنر فاصله لازم رعایت نکند. ۶- بدون اجازه داور وارد زمین شود. ۷- بدون اجازه داور زمین را ترک کند. هفت خطای منجر به اخراج: ۱- مرتکب خطای شدید بازی شود. ۲- مرتکب برخورد با زننده شود. ۳- روی حریف یا هر فرد دیگر تف بیندازد ۴- عمداً با دست زدن به توپ، حریف را از یک گل یا موقعیت گل محروم نماید. ۵- موقعیت آشکار گل حریف به سمت دروازه در داخل پیشروی با خطای آزاد مستقیم سلب نماید. ۶- کلمات توهین آمیز بر زبان بیاورد. ۷- در یک مسابقه اخطار دوم بگیرد. تذکر مهم: بازیکنی که اخراج می‌گردد توسط داور بازی حتماً باید به رختکن هدایت شود و بعد از ۲ دقیقه تیم می‌تواند بازیکن دیگر جایگزین نماید.

  • قانون سیزدهم:

ضربه آزاد؛ تحت عنوان دو دسته ضربه آزاد مستقیم و ضربه آزاد غیر مستقیم می‌باشد. در ضربه آزاد مستقیم می‌توان مستقیماً به حریف گل زد

  • قانون چهاردهم:

خطاهای جمع شده؛ در صورتی که خطاهای یک تیم در هر نیمه به ۵ رسیده (از خطاهای ۱۱ گانه آزاد مستقیم)، (کلیه خطاها قانون ۱۲) از آن به بعد اگر یکی از خطای قانون ۱۲ را مرتکب شود خطای ششم یک ضربه آزاد مستقیم (از نقطه پنالتی دوم) یا محل وقوع خطا (اگر محل خطا بین نقطه پنالتی دوم و دروازده حریف باشد) بدون تشکیل دیوار دفاعی به صورت مستقیم زده می‌شود. مهاجمین و مدافعین باید فاصله ۵ متر را رعایت کنند. (خط فرضی نقطه پنالتی فاصله رعایت گردد).

    • تذکر:

اگر خطای ششم عقبتر از نقطه پنالتی دوم بود، مستقیم به نقطه پنالتی دوم منتقل شده ضربه زده می‌شود (حق پاس دادن را ندارد).

  • قانون پانزدهم:

ضربه پنالتی؛ از نقطه پنالتی زده می‌شود. زننده ضربه باید مشخص باشد. ضربه حتماً باید به طرف جلو (دروازه حریف) زده شود.

  • قانون شانزدهم:

ضربه اوت؛ هرگاه تمام توپ از خط طولی چه از روی زمین چه از هوا بگذرد توپ بایداز محلی که خارج شد توسط تیم مقابل با پا به داخل زمین زده شود. زننده ضربه توپ ساکن روی خط طولی یا خارج از زمین خط طولی باشد بازیکنان تیم مقابل حداقل ۵ متر از محله ضربه باید فاصله داشته باشد از ضربه اوت نمی‌توان مستقیم گل زد.

  • قانون هفدهم:

پرتاب اوت دروازه پرتاب؛ پرتاب اوت دروازه مادامی در بازی است که توپ توسط دروازه بان با دست بیرون از محوطه جریمه قرار گیرد. پرتاب اوت دروازه خطای ۴ ثانیه ندارد. برگشت اوت دروازه دوباره به دروازه بان توسط مدافع (با دست لمس کردن یا کنترل) یک ضربه آزاد غیر مستقیم از محل ۶ متری انجام می‌گیرد. با پرتاب اوت دروازه نمی‌توان مستقیم گل زد.

  • قانون هجدهم:

ضربه کرنر؛ از ضربه کرنر می‌توان مستقیم گل زد. ۴ ثانیه دارد، اگر ضربه کرنر به طور صحیح زده نشود ضربه تکرار خواهد شد. در موقع زدن خطاها توپ باید ساکن باشد. همشه برنده قرعه سکه صاحب زمین بازی یا زننده پنالتی یا انتخاب رنگ پیراهن می‌باشد. تیمی می‌تواند تایم استراحت بگیرد که صاحب توپ باشد مثل ضربه کرنر، پرتاب اوت، ....... دروازه بان می‌تواند در زمین حریف بیش از ۴ ثانیه بازی کند. دروازه بان نمی‌تواند در جریان بازی مستقیم توپ را با دست وارد دروازه حریف کند . پاس عقب مادامی محسوب می‌شود که توپ از ضربه مچ پا به پایین زده شود (فقط از ناحیه کفش). در زدن اوت پا روی خط نباشد

تیم‌های برتر جهان در این رشته: ایران برزیل اسپانیا ایتالیا روسیه اوکراین آرژانتین

 

گاهشمار عاشورا

پنج‌شنبه دوم محرم سال 61 هجري

کاروان امام حسين (ع) در محاصره سپاه هزار نفري ابن زياد به فرماندهي حر بن يزيد تميمي به حرکت خود استمرار بخشيد تا به منزل عذيب‌الهجانات رسيدند. از آنجا نيز بگذشت تا به قصر بني‌مقاتل رسيد و در آنجا فرود آمد و شب را در آنجا ‌گذراندند. پس از نماز بامداد، امام (ع) دستور فوري داد تا کاروان راه خود را به سوي مدينه پيش گيرد. سپاه ابن زياد مانع شد. با اجبار سپاهيان کوفه، کاروان به نينوا رسيد و در آنجا فرود آمد. در اين اثنا فرستاده عبيدالله بن زياد رسيد و فرمان جديد امير کوفه را به فرمانده سپاه (حر) تسليم کرد و اين به تاريخ دوم محرم سال 61 هجري بود.سپاه چهار هزار نفري ابن زياد به فرماندهي عمر بن سعد بن ابي و قاص به سپاه حر اضافه شد.

دوم تا پايان روز ششم محرم سال 61 هجري

بعد از ورود عبيدالله ابن زياد به کوفه، اين شهر تبديل به يک پادگان نظامي شده بود. ابن‌زياد براي رسيدن به مقصود خود، به ارتش کوفه انسجام بخشيده و علاوه بر آن جاسوسان خود را براي دستگيري انقلابيوني که مترصد فرصت بودند تا به امام حسين (ع) بپيوندند، آنان را شناسايي، دستگير و به حبس محکوم مي‌کردند.

تمامي راه‌هاي منتهي به کوفه و خروجي‌هاي شهر در يد قدرت نگهبانان و سربازان ابن زياد به فرماندهي حصين بن نمير تحت کنترل دقيق قرار گرفته بودند.

ابن زياد تمامي فرماندهان را فراخواند و به صراحت اعلام داشت، به هر حال حسين بن علي (ع) را بايد کشت. کيست از شما که قبول خدمت بکند و او را بکشد و در مقابل، هر شهر و ولايت که بخواهد، بدو بدهم؟ هيچ‌کس جواب نداد.

گرچه وظيفه يک سرباز دفع فتنه و فرمانبرداري از امير است اما چرا در اين جمع کسي آمادگي خود را اعلام نمي‌کند،

عمر سعد يکي از حاضران جلسه ابن زياد بود. او که حکم ولايت ري را در دست داشت اينچنين مورد خطاب ابن زياد قرار گرفت و بدو گفت: اي عمر ديدي که کسي به جنگ حسين بن علي (ع) رغبت نکرد. مصلحت آن است که اين مهم را تو ساخته کني و به جنگ حسين روي و بعد از آنکه دل ما را از جانب او فارغ گرداني، روي به ايالت شهر ري نهي.

 عمر سعد مهلت خواست تا در اين کار تامل کند. مشاورين همه او را از اينکار نهي کردند. فرداي آن روز نزد ابن زياد شد.

عمر سعد مخالفت خود را درکارزار با امام حسين (ع) اعلام داشت و به عبيدالله گفت: اي امير انعامي فرمودي (حکم ولايت ري) پيش از آنکه مبحث حسين (ع) در ميان آيد و مردمان مرا تهنيت گفتند. اگر امروز، مثال (حکم ولايت ري) از من بازستاني خجل شوم!

عمر سعد آنگاه اشراف کوفه را بر شمرد. از پسر زياد خواست او را از قتال با حسين(ع) معاف کند. اين گفتگو ابن زياد را خوش نيامد و زبان تهديد و ارعاب را بکار گرفت و گفت: اگر نروي و با حسين بن علي جنگ نکني و فرمان من در کار او به امضاء نرساني، بفرمايم تا گردن تو بزنند و سراي تو غارت کنند.وي با چهارهزار سوار ملازم به سمت کربلا حرکت کرد.

اهتمام عبيدالله بن زياد بر اين بود که مبادا دچار حيله و غدر کوفيان گردد. لذا نامه‌هايي که از معرکه کربلا مي رسيد وي را بر آن داشت تا همچنان بر تعداد نيروهاي حاضر در خاک کربلا بيفزايد. بدين منظور به مسجد جامع کوفه در آمد و بر منبر رفت. حمد و ثنايي گفت و بر محمد مصطفي(ص) درود فرستاد. پس از آن به تمجيد آل ابوسفيان پرداخت و از حسن سيرت انصاف و عدالت‌ورزي يزيد سخن گفت. در پايان گفت: « امروز مثال او (فرمان يزيد) رسيده و مرا فرموده که در حق شما شفقت کنم و در مواجب و ارزاق شما صد دينار بيفزايم و به تمام برسانم و شما را به جنگ دشمن او حسين بن علي بفرستم. بشنويد و مطيع باشيد. والسلام»

و بدينگونه در ششم محرم سال 61 هجري لشکريان مقابل خيمه گاه امام حسين(ع) آرايش نظامي به خود گرفتند.

هفتم محرم سال 61 هجري

ابن زياد مدام نامه مي‌فرستاد و عمر سعد را بر کشتن با امام (ع) تشویق مي‌کرد. در اين زمان طي نامه‌اي تاکيد کرد تا آب را بر ذريه بتول ببندند. «ميان حسين و يارانش و ميان آب حائل شو تا اينکه يک قطره آب نچشند؛ چنانچه با آن مرد تقي و زكي، عثمان بن عفان چنين رفتار شد.» آنگاه عمر سعد در اجراي فرمان امير کوفه، عمرو بن حجاج الزبيدي را مامور اين کار کرد.

نهم محرم سال 61 هجري

واپسين روز پنجشنبه نهم محرم عمر سعد فرمان يورش به خيمه گاه امام حسين (ع) را صادر کرد. امام (ع) از تصميم نهايي سپاه يزيد مطلع گشته بيست تن ازاصحاب خود را به فرماندهي حضرت عباس (ع) به نزد لشکريان مهاجم فرستاد. عباس (ع) فرمود: چه مي خواهيد و چه اراده داريد؟ گفتند: فرمان از امير رسيده که به حکم او تن داده و تسليم شويد يا با شما جنگ کنيم. 74 مطلب به اطلاع امام (ع) رسيد و آن حضرت آن شب را تقاضاي مهلت کرد. عمر سعد موافقت کرد و جنگ موقتاً متوقف گرديد. شمر بن ذي الجوشن امان‌نامه‌اي را از طرف ابن‌زياد براي حضرت عباس (ع)، عون و جعفر آورد که با عکس‌العمل شديد آن بزرگواران روبرو گرديد و برگشت.

دهم محرم سال 61 هجري

اختلافات قومي، نزاع‌هاي عشيره‌اي و جاهليت اموي سپاهي را تشکيل داد تا در مقابل فرزند پيامبر که به شورش و خروج متهم گرديده قد علم کند و جز به کشتن وي و يارانش قانع نمي‌شود. اما حوادث اين روز:

شيخ مفيد عليه‌الرحمه به نقل از علي بن حسين (ع) مي گويد: صبح روز عاشورا، امام (ع) به مناجات با خدا پرداخت و اين در حالي بود که سپاه دشمن در اطراف خيمه‌ها به جولان پرداختند. امام (ع) اصحاب خود را از شروع جنگ باز مي‌داشت و مي‌فرمود: «‌من خوش ندارم آغاز به جنگ با ايشان کنم»

 امام (ع) به مقابل لشگر کوفه آمد و خود را معرفي کرد. ابتدا از اصل و نسب خود گفت. و حديث رسول خدا (ص) را يادآورشان شد که فرمودند: اين دو سرور جوانان اهل بهشت هستند. پس اگر سخن مرا تصديق بکنيد حق همان است به خدا از روزي که دانسته‌ام خدا دروغگو را دشمن دارد دروغ نگفته ام، و اگر به دروغم نسبت دهيد پس همانا در ميان شما کساني هستند که اگر از آنان بپرسيد شما را به آنچه آگاهي دهند....

 امام(ع) در ادامه خطاب به لشکريان با صداي بلند فرمود: ... اي شبث بن ربعي! اي حجار بن ابجر، اي قيس بن اشعث و اي يزيد بن حارث! آيا شما به من ننوشتيد که ميوه‌ها رسيده و باغ‌ها سرسبز شده و تو بر لشکري آماده‌ي ياريت وارد خواهي شد؟!

اتفاق مهم ديگر اين روز «پيوستن حر بن يزيد» به سپاه امام (ع) بود. او پس از اينکه از عمل زشت خود عذرخواهي کرد و بدرگاه خدا توبه نمود به سپاه امام پيوست.»

عمر بن سعد اولين تير را به طرف اصحاب امام انداخت و بدنبال آن جنگ شعله ور گرديد. سپاه اندک ولي مقاوم، معتقد و مومن امام حسين (ع) شجاعانه جنگيدند و به درجه شهادت رسيدند. سپاه کوفه از چپ و راست بر امام حسين (ع) هجوم بردند. حر بن يزيد، نافع بني هلال ، مسلم بن عوسجه، يکي پس از ديگري به شهادت رسيدند. حنظله بن سعد، شوذب غلام شاکر و عابس بن شبيب شاکري هر يک پس از پند و اندرز به سپاه کوفه با کشتن تعدادي از سپاهان شيطان به شهادت مي رسيدند. علي بن حسين (ع) پس از رشادت‌ها به دست قوم جهول به شهادت رسيد. مدتي نگذشت که ياران امام (ع) به شهادت رسيدند و امام (ع) در بين آن همه لشگر تنها ماند.

تيرهاي زيادي بر بدن شريف آن حضرت زدند. اما هر سو به امام هجوم بردند. زرعه بن شريک ضربتي به شانه چپ آن بزرگوار زده آن را جدا کرده، سنان بن انس نيزه به بدن آن مظلوم زد  و سر آن امام همام توسط شمر از پيکرش جدا گرديد.

در اينجا بطور فهرست‌وار خلاصه‌اي از اتفاقات ايام عاشورا، که در کتب متعدد ذکر آن رفت بر مي‌شمريم:

-« پريشان‌حالي حضرت زينت (س) پس از شنيدن اشعار «يا دهر اف لک من خليل...» از امام حسين (ع).»

-« اقدام امام (ع) به حفر چاه، پس از آنکه آب را بر روي امام بستند و آگاهي عبيدالله از آن.

جريان موفقيت عباس جهت آوردن آب براي اصحاب به همراهي سي تن از جنگاوران امام حسين (ع). و لقب يومئذ العباس السقاء.»

-« اظهار وفاداري سعد بن عبدالهل حنفي، بريد بن خضير و زهير بن قين نسبت به امام (ع) و پيشنهاد مذاکره با عمر سعد و پذيرش آن حضرت.»

-« گفتگوي امام (ع) با سپاه دشمن و پاسخ شمر بن ذي الجوشن که ما نمي فهميم تو چه مي گويي و حبيب ابن مظاهر گفت: خدا دل تو را از پذيرش سخن حق مهر کرده است»

-« استمهال امام حسين (ع) از لشکر دشمن در روز عاشورا.»

-« يادآوري وقت نماز ظهر به امام عليه السلام توسط يکي از يارانش به نام ابوثمامه صائدي.»85 و دعاي امام در حق او.

-« خواندن نماز ظهر در قالب نماز خوف و به شهادت رسيدن تعدادي از يارانش مانند سعيد بن عبدالله حنفي.»

-« غارت خيمه‌هاي امام حسين (ع) توسط سپاه کوفه و عدم توجه به مذاکرات عمر سعد.»

-« اسب‌تازي بر پيکر شهدا و جدا کردن راس شريفشان از ابدان مطهرشان.»

-« عبور دادن اسرا از قتلگاه شهيدان.»

راز موفقیت در زندگی

تهیهکننده: محمد عنایتی شایان -   رضا رمضانزاده

 ادب؛ کارنامه‌ی کامیابی و موفقیت

ادب تاج عزت و بزرگی و کارنامه کامیابی و موفقیت است که انسان را به اوج سربلندی و بلندای مجد و سعادت سوق می‌دهد. ادب را جایگاه رفیعی در قاموس انسانیت است که حکایت از اهمیت بسیار آن در راستای ساختار ابعاد درونی و بیداری روحی انسان دارد. ادب در حقیقت رشد و شکوفایی شخصیت یک فرد است.
هرکس که بر مدارج کمال و کامیابی گام نهاده است، سرمنشأ آن رعایت ادب بوده و هرکس از مرتبه‌ای سقوط کرده است. یقینا درنتیجه بی ادبی بوده است.
ما انسان‌ها از کجا به کسی می‌گوییم که فلانی بی‌ادب است؛ چون رفتارهایی دارد که از ادب به دور است و این رفتار از گذشته‌گان برای ما به اثبات رسیده است و در کشاکش روزگار ادب‌های جدیدی اختراع شده است. اما یکی از شرط‌های لازم برای انسانیت، ادب است.
اینجاست که اقبال می‌گوید:
دین سراپا سوختن اندر طلب
انـتهـایــش عشـــق آغــازش ادب
آدمـیت احـــترام آدمی‌
باخــبر شـــو از مـقام آدمــی
ادب چیزی نیست که با رعایت آن ضرری بکنیم، بلکه این بی‌ادبی است که برای ما ضرر دارد. پس اگر من ادب را رعایت می‌کنم، ساده‌ترین و ابتدایی‌ترین توجیه، خوب بودن آن برای خودم است

دانش آموزی که با یک سخن به‌جا و بیانی شیوا سئوالش را مطرح می‌کند، آن‌چنان ارتباط زیبائی با معلم برقرار می‌کند که معلم در پاسخ نه‌‌تنها احساس رفع تکلیف نمی‌کند، بلکه گوئی  فرزند خودش را دیده و سئوال‌های او را با جان و دل پاسخ می‌دهد و نه تنها از توضیح‌های مفصلی که به او می‌دهد، خسته نمی‌شود، بلکه بسیار هم لذت می‌برد.
این خاصیت دانش آموزان موفقی است که موفقیت خود را از راه ایجاد ارتباطی خوب به‌دست می‌آورند. به‌همین دلیل است که ارتباط‌ها را ”کلید طلائی موفقیت“ انسان در عرصه‌ی زندگی می‌نامند. موفقیت‌های بزرگ انسان‌ها از مسیر ارتباط‌های انسانی می‌گذرد

می توانم به دیگران مهر بورزم

وقتی که دیگران خشمگین هستند تنفر دارند انتقاد می کنند یا مهاجم به نظر می رسند می توانم آن لحظه آنان را چنان که به نظر می رسند ببینم و یا هراسیده و نیاز مند کمک به عشق. وقتی که با خشم نفرت انتقاد و تهاجم واکنش نشان ندهم آنگاه می توانم به درون خود روم و برکت عشق خویش را دریابم.بدین سان می توانم برگزینم که با عشق ومهربانی ونه از دیدگاه ترس واکنش نشان دهم

حفظ اصول اخلاقی

شما وقتی برای تفریح به پارک می روید تا ساعاتی را خوش بگذرانید آیا مجاز هستید برای لذت بیشتر به پارک آسیب برسانید؟ برای آشنایی با میراث فرهنگی کشورمان به موزه می روید آیا اگر حتی نگهبان موزه هم متوجه نباشد شما مجاز به آسیب رساندن به اشیای موزه هستید؟ مسلما پاسخ شما منفی می باشد . ما برای زندگی و امرار معاش و تفریحات خود از امکانات این کشور که بهر شکل متعلق به همه افراد مملکت است استفاده می کنیم . آیا ما مجاز هستیم در این راه هر کاری که دوست داریم انجام دهیم و هر خسارتی را به این اموال وارد کنیم؟آیا مجاز هستیم برای بدست آوردن سود محیط زیست را نابود کنیم؟ اصول اخلاقی و شخصیت افراد و فرهنگ جامعه نیز از سرمایه های این مملکت است . ما مجاز نیستیم برای رسیدن به اهداف خود هر روشی را بکار گیریم و اصول اخلاقی مقبول جامعه را زیر پا بگذاریم .
قبول کنید که عدم رعایت آن صدمات جدی در دراز مدت به ساختار اجتماعی ما وارد می کند . وقتی شما برای رسیدن به اهداف خود به هر روش ناپسند و غیر اخلاقی توسل می جویید . بنیانها و سرمایه های فرهنگی را نابود می کنید .. حفظ اصول اخلاقی از اولین مشخصه های یک فرد است . اصول اخلاقی و فرهنگی ستونهای این بنا است آنها را ویران نکنیم . نگهبانهای این میراث فرهنگی و اخلاقی چه کسانی هستند ؟ آیا جز خود ما؟ پاسدار این بنای اخلاقی جامعه مان باشی

خودت باش

آن‌قدر قوی باش که بتوانی با روزگار روبه‌رو شوی.
آن‌قدر ضعیف باش تا قبول کنی که نمی‌توانی همه کارها را به تنهائی انجام دهی.
در مقابل کسانی‌که به کمک تو احتیاج دارند، بخشنده باش.
در مورد نیازهای شخصی‌ات صرفه‌جو و قانع باش.
آن‌قدر عاقل باش تا قبول کنی که در مورد همه چیز آگاهی نداری.
آن‌قدر ساده باش که به معجزه اعتقاد داشته باشی.
شادی‌هایت را با دیگران تقسیم کن.
در غم و اندوه دیگران شریک شو.
راهنمای افرادی باش که راه خود را گم کرده‌اند.
هنگامی‌که تردید داری پیرو کسانی باش که به موفقیت رسیده‌اند.
اولین کسی باش که از رفیق شکست خورده‌ات انتقاد می‌کنی.
برای این‌که دچار اشتباه نشوی، از جائی‌که قدم بعدیت را می‌گذاری مطمئن شو.
از مقصد و هدفت خاطرجمع شو تا مبادا راه غلط را بروی.
با کسانی‌که به تو عشق می‌ورزند، مهربان باش.
و بالاتر از همه، خودت باش.

 بخشیدن دیگران چه زیباست

بسیاری از افراد تصور می کنند که داشتن روحیه گذشت و بخشایش، دلیل سستی اراده و تزلزل است؛ به طور مثال فکر می کنند اگر فردی را به خاطر خلق بد و رنج آورش نبخشوده اند، کار درستی انجام داده اند زیرا این مشکلی بوده که خودش ایجاد کرده و خودش هم چوب اخلاق و رفتارش را می خورد و باید بخورد!
حال آن که این را نمی توان مشکل آن فرد محسوب کرد بلکه مشکل خود اوست! هنگامی که ما فکر گذشت و عفو را از سرمان خارج می کنیم، این مشکلی است که خود برای خویشتن به وجود می آوریم و رنج و عذاب زیادی را برای خود ایجاد می کنیم. بیشتر اوقات، شخصی را که ما مقصر قلمداد کرده ایم، آسوده و آرام به زندگی خویش ادامه می دهد و کم ترین اعتنایی هم به ما نمی کند چون در اصل خبر ندارد که در سر ما چه می گذرد و ما چگونه در محکمه ذهنی خویش او را متهم و محکوم ساخته ایم.
این ما هستیم که حرص و جوش خواهیم خورد و زخم معده می گیریم و خواب خوش را بر خود حرام می کنیم و اوقاتمان تلخ می شود.اگر روحیه عفو و گذشت نداشته باشیم و به این گفته زیبا توجه نکنیم که: کسانی را که نسبت به شما تعدی روا می دارند، عفو کنید و از گناه آنان در گذرید بالطبع در رنج، عذاب، بدخلقی و ناراحتی زندگی را سر خواهیم کرد و همواره بهانه ای برای قهر کردن و از مردم بریدن خواهیم داشت.
داشتن روحیه گذشت سبب می شود که ما از نظر روانی، شاد و راحت باشیم و اطرافیان، نزدیکان و آشنایان خود را با ملامت از خود دور نکنیم.
فکر ناسالم و بیمار جسم را نیز ناتوان و بیمار خواهد کرد و تا زمانی که مردم دیگری را مسئول و مقصر گرفتاری ها، بدبختی ها و غم و غصه خود به شمار آورند، از زیر بار مسئولیتی که در قبال خویش و زندگی خود دارند، شانه خالی خواهند کرد. دیگران را سرزنش و شماتت کردن، باری از دوش ما بر نخواهد داشت.
هنگامی که تصمیم می گیریم دست از مقصر شناختن دیگران برداریم، به طور ناگهانی متوجه می شویم که اوضاع و احوال رو به راه و کارها بهتر می شود. ایراد گرفتن و سرزنش کردن، عذر و بهانه ای است تا هیچ کاری در مورد واقعیت انجام ندهیم و دستاویزی است تا وارد عمل نشویم و از مقابله با حقیقت سر باز زنیم. شخصی که می گوید: من شما را می بخشایم، ولی نمی توانم فراموش کنم. در واقع می گوید: من شما را تا حدودی می بخشم، اما خطایی را که مرتکب شده اید، هم چنان در ذهن نگاه می دارم تا بعدا سر فرصت به حسابتان برسم. عفو و گذشت واقعی چنین نیست، بلکه پاک کردن حساب ها با خود و دیگران است.
درک این نکته از اهمیت خاصی برخوردار است که باید تا آن جا که می توانیم به بهترین وجه زندگی کنیم و بدانیم چگونه می توانیم این مهم را به انجام برسانیم.
ما اغلب در راهی که طی می کنیم دچار اشتباهات کوچک و بزرگی می شویم و گاهی اوقات به سبب سوء تفاهم و اطلاعات نادرستی که کسب می کنیم، از مسیر درست زندگی به بیراهه می افتیم و یا دست به کارهای احمقانه می زنیم، با این حال برای شناخت بهترین راه نباید از هیچ تلاش و کوششی خودداری کنیم.

زمانی که از دیگران می گذریم، سطل زباله ای را که درون آن پر از کینه، حسادت دلخوری ها، توهین ها و بالاخره تمام چیزهایی است که به صورتی باعث ناراحتی ما شده را از وجود خود جدا می سازیم و دیگر مجبور به حمل آن در تمام لحظات زندگیمان نیستیم زیرا بیشترین کسی که از بوی این سطل زباله در عذاب است خودمان هستیم.
با صفت گذشت یاد می گیریم که در زمان حال زندگی کنیم و زندگی پر از شادی و سرور و زیبایی را برای خود ترسیم کنیم و متوجه این موضوع می شویم که همه مرتکب اشتباه می شویم و با این حال همه ما شایسته مهر و محبت هستیم

به خودتان اهمیت بدهید

ابتدا به خودتان اهمیت داده و از خود مراقبت کنید. از قدیم گفته اند تا زمانیکه یک صفت اخلاقی را در خود نداشته باشید، نمی توانید انتظار آن را از طرف مقابل داشته باشید. تا زمانیکه احساس آرامش و شادی در وجود خودتان حکمفرما نباشد، قارد نخواهید بود تا آرامش و شادکامی را در روابط خود وارد کنید.
اگر احساس کنید که این نوع مسائل اهمیت خاصی ندارند و برای بهبود روابط خود یک مرتبه به حل مشکلات بپردازید، احتمال تخریب و واپاشی ارتباط را تا حد بسیار زیادی افزایش می دهید. به همین دلیل باید بدانید که پیش از حل هر گونه مشکلی ابتدا باید خصوصیات اخلاقی خودتان را تثبیت کنید. پیش از مواجهه با مقوله های هسته ای ارتباط ابتدا این دو مورد را در نظر داشته باشید تا به موفقیت بالاتری دست پیدا کنید.
۱) به خودتان قول بدهید که هر اتفاقی هم که بیفتد شما خوب هستید
خودتان را جزء متعلقاتتان بدانید و به خود قول دهید که تحت هر شرایطی از خودتان محافظت خواهید نمود.
اگر این نوع نگرش را داشته باشید که خوشحالیتان به شدت وابسته به حضور دیگران می باشد، باید بدانید که نه تنها با این نوع نگرش قدرت وجودی خود را کاهش می دهید، بلکه ترس و وحشت را نیز در وجود خود حکمفرما می سازید. از اینرو خودتان را درگیر رفتارهای مخرب، نظیر دادخواهی، شفاعت و یا به عبارتی گدایی محبت نکنید.
نکته دیگری که باید به آن توجه داشته باشید، این است که نباید به طور کامل خود را مسئول خوشحالی طرف دیگر بدانید. بیشتر افراد زمانی که صحبت از یک چنین مسائلی به میان می آید، معمولاً ترجیح می دهند حرفی در این مورد به میان نیاورند.
۲) حتی اگر احساس خوشایندی ندارید، زندگی را برای خود شاد کنید
برای خود برنامه ریزی کنید و به انجام فعالیت های سرگرم کننده بپردازید. می توانید در کلاس های آموزشی شرکت کنید. می توانید لیستی از مکان هایی که در شهر خود و یا شهرهای اطراف وجود دارد، تهیه کنید و به مرور زمان از آنها دیدن نمایید. مهارت های جدیدی را آموزش ببینید و دنیای خود را گسترش دهید.
زمانی که مشغول به فعالیت بوده و سرگرم باشید، خوشحال تر خواهید بود. افرادی که خوشحال تر هستند، به طور طبیعی در نظر دیگران جذاب تر جلوه کرده و زیباتر به نظر می رسند.


کم گوی و گزیده گوی

تهیه کننده: مرتضی قبوری                 

وای کلافه شدم  خدایا این بابا چقدر حرف زد .سرم رفت .مخم هنگ کرد...اینقدر وراجی کرد که اصلا نفهمیدم چی گفت..."

بله شاید شما هم پس از رهایی ازچنگ یک آدم پرحرف و وراج عباراتی از این دست را به زبان رانده باشید ویا از ذهنتان گذشته باشد.پرحرفی عادت ناپسند و نکوهیده ای است که متاسفانه خیلی از ما دانسته یا ندانسته گرفتار آن هستیم. برخی از این خصلت مذموم بعنوان آفت بزرگ سخن و آسیب گفتار یاد کرده اند.

بی اعتباری کلام از نخستین پیامد های دراز گویی است. بی شک وقتی که سخن بی اعتبار گردد مخاطب و شنونده اندک می شود. پس پرگویان بیش از آنکه به دیگران صدمه بزنند به خود آسیب می رسانند.از منظر علی (ع) بهترین سخن ها گفتار های کوتاه ومستدل است (خیرالکلام قل ودل). زمانی که کلام کوتاه و موجز شود واز پشتوانه عقلی و علمی برخوردار باشدبه یقین نافذ و تاثیر گذار می شود.سعدی(علیه الرحمه)چه زیبا سروده است:

کم گوی و گزیده گوی چون در                    تا زاندک تو جهان  شود   پر

میانه روی وپرهیز از زیاده روی در هر کاری پسندیده وصواب است وفراوان گویی ودراز نفسی از مصادیق بارز اسراف در گفتار بشمار می رود.برای این که سخن بدرازا نکشد باکلامی از سقراط حکیم در همین زمینه مطلب را بپایان می برم: اگر خاموش باشی تا دیگران به سخنت آرند بهتر از آنست که سخن چندان گویی که دیگران خاموشت کنند

 کساني که اسلوب سخن را به خوبي مراعات مي‌کنند ولي به مکاني که در آن سخنراني مي شود و يا زماني که در اختيار سخنور قرار مي‌گيرد، توجهي نمي‌کنند، نمي‌توانند به خوبي مفهوم و مطلب را به مخاطب تفهيم کنند. علت اين مساله، غالبا ناشي از خستگي مخاطب و يا احساس بي فايده بودن نشأت مي‌گيرد. براي توضيح مطلب بخوانيد:

 عده‏اى از خطبا، افرادى هستند عالم و لايق و از مدارج عالى علمى برخوردارند. گفته‏هاى آنان فصيح و مستدل است، اما در كرسى سخن زياد حرف مى‏زنند و به مقتضيات مجلس توجه نمى‏كنند. مثلاً، يكى از زائرين بيت‏الله الحرام، از سفر حج برمى گردد.مجلس ضيافتى در منزل خود تشكيل مى‏دهد. جمعى از دوستان را دعوت مى‏نمايد و يكى از آن خطباى تحصيل كرده را دعوت مى‏كند تا در آن مجلس سخن بگويد. واعظ عالم، درباره عبادت حج و فوايد دنيوى و اخروى آن مطالعه بسيار دارد و مى‏تواند چندين ساعت پيرامون آن صحبت كند و سخنانى خوب و آموزنده بگويد، ولى آن مجلس، به قدر يك ربع ساعت و حداكثر بيست دقيقه گنجايش سخن دارد. اما آن واعظ عالم، كه به طول كلام عادت كرده، سه ربع ساعت در آن مجلس حرف مى‏زند. همه را خسته مى‏كند و خود گمان دارد كه به اختصار سخن گفته است.آن كس كه سخن خود را به درازا مى‏كشد، با اين كار، خويشتن را در معرض ملامت قرار مى‏دهد.على (عليه السلام) به چنين خطبايى هشدار داده و خاطرنشان ساخته است كه اينان با پرحرفى و طول كلام، خويشتن را در معرض سرزنش و ملامت اين و آن قرار مى‏دهند.

گروهى از خطبا اشخاصى هستند تحصيل كرده و عالم. سخنانشان صحيح و قابل استفاده است، ولى با كمترين مناسبت، از موضوع بحث خارج مى‏شوند، هدف خود را گم مى‏كنند، با مطالب متفرق، كلامشان به طول مى‏انجامد و براى مستمعين ملال‏آور مى‏شود.

مثلاً، خطيبى مى‏خواهد درباره قوميت عربى و تعصب آنان نسبت به عربيت سخن بگويد. موادى را در ذهن خود تنظيم نموده، از آن جمله، اين حديث است كه در كتب روايات از امام باقر (عليه السلام) نقل شده:

 امام باقر (عليه السلام) فرمود: سلمان فارسى با جمعى از قريش در مسجد نشسته بود. آنان به افتخارات نسبى و رفعت خانوادگى آغاز سخن كردند و هر يك خود را معرفى نمودند، تا به سلمان رسيد. عمر به وى گفت: بگو تو كيستى؟

پدرت كيست و اصلت از كجاست؟ سلمان گفت: من، فرزند بنده خدا هستم.گمراه بودم. خداوند، به وسيله حضرت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم )، مرا هدايت نمود. فقير بودم. خداوند توسط حضرت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم)، مرا غنى ساخت. برده بودم. خداوند به وسيله پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) مرا آزاد نمود. اين است حسب و نسب من.

از هدف بحث خارج شدن، سخنان زائد به ميان آوردن، و كلام را به درازا كشاندن، مستمع را خسته مى‏كند و از مطلب مورد علاقه‏اش باز مى‏دارد. به علاوه، اين قسم سخن گفتن خلاف بلاغت است.

 

سیره نبوی

تهیه کننده: سیدمحمد سیدنژاد

لباس نو

حضرت امام صادق (علیه السلام) مى فرماید : پیراهن رسول خدا (صلى الله علیه وآله) کهنه شده بود ، مردى خدمت رسول خدا (صلى الله علیه وآله) آمد و دوازده درهم به حضرت هدیه داد . حضرت به على (علیه السلام) فرمود : این دوازده درهم را بگیر و براى من پیراهنى بخر تا بپوشم .

على (علیه السلام) فرمود : به بازار رفتم و پیراهنى به دوازده درهم براى حضرت خریده ، آن را نزد پیامبر بردم ، پیامبر (صلى الله علیه وآله) نگاهى به آن انداخت ، فرمود : براى من جز این محبوب تر است . گمان مى برى که صاحبش این داد و ستد را به هم بزند و اقاله کند ؟ على (علیه السلام)گفت : نمى دانم ، پیامبر (صلى الله علیه وآله) فرمود : ببین اگر قبول کرد به هم بزن .

نزد صاحب مغازه رفته ، گفتم : پیامبر (صلى الله علیه وآله) این پیراهن را نمى پسندد و از آن ناخشنود است ، پیراهن ارزان قیمتى را مى خواهد ، این معامله را به هم بزن .

صاحب مغازه دوازده درهم را به من باز گرداند و من آن را براى رسول خدا (صلى الله علیه وآله)بردم ، حضرت همراه من روانه بازار شد تا پیراهنى بخرد ، در طول راه نگاهش به کنیزى افتاد که در راه نشسته ، گریه مى کند ، حضرت فرمود : ترا چه شده ؟ گفت : خانواده ام چهار درهم به من دادند تا آنچه را نیاز دارند بخرم ، چهار درهم گم شد و من جرات بازگشت به سوى آنان را ندارم .

حضرت ، چهار درهم به او عطا کرد و فرمان داد که به سوى خانواده اش بازگردد آنگاه به بازار آمد و پیراهنى به چهار درهم خرید و پوشید و خدا را سپاس گفت .

پیامبر (صلى الله علیه وآله) از بازار بیرون رفت که ناگاه مردى را عریان دید که مى گوید : اگر کسى مرا بپوشاند خدا او را از لباس بهشت خواهد پوشانید ! حضرت پیراهن تازه خریده را از تن بیرون آورد و به نیازمند پوشانید سپس به بازار برگشت و با چهار درهم باقى مانده پیراهنى دیگر خرید و پوشید و خدا را سپاس گفت و به سوى منزلش بازگشت .

در مسیر راه آن کنیز را دید که هنوز میان راه نشسته ، به او فرمود : چرا نزد خانواده ات بازنگشتى ؟ گفت : رفتنم به تاخیر افتاده مى ترسم به خانه باز گردم و مورد آزار قرار بگیرم ، پیامبر (صلى الله علیه وآله) فرمود : همراه من بیا و مرا نزد خانواده ات ببر که از تو شفاعت کنم .

پیامبر (صلى الله علیه وآله) تا درِ خانه آمد سپس گفت : درود بر شما اى اهل خانه ! ولى پاسخى نشنید ! دوباره درود فرستاد ، باز پاسخش را ندادند ، بار سوم سلام کرد پاسخش را دادند ، فرمود : چرا بار اول و دوم جوابم را ندادید ؟ گفتند : اى پیامبر خدا ! سلامت را شنیدیم ولى دوست داشتیم چند باره بشنویم ، حضرت فرمود : این کنیز آمدنش به تاخیر افتاده او را مواخذه نکنید ، گفتند : اى رسول خدا ! ما او را به خاطر قدم هایت که به سوى خانه ما آمد در راه خدا آزاد کردیم !

پس پیامبر (صلى الله علیه وآله) گفت : خدا را سپاس ، من دوازده درهمى با برکت مانند این دوازده درهم ندیدم ! دو عریان را پوشانید و انسانى را از قید بردگى آزاد کرد.

 پنج برنامه اخلاقى از پیامبر (صلى الله علیه وآله)

امام باقر (علیه السلام) از رسول خدا (صلى الله علیه وآله) روایت مى کند که آن حضرت فرمود :

پنج چیز است که تا لحظه مرگ ترک نمى کنم : پوشیدن لباس پشمى ، سوار شدن بر الاغ بى پالان ، غذا خوردن با بردگان ، بافتن کفش با دستانم و سلام کردن به کودکان ; تا پس از من سنّت شود.

 یهودى با اخلاق پیامبر (صلى الله علیه وآله) مسلمان مى شود

حضرت امام موسى بن جعفر (علیهما السلام) از پدران بزرگوارش از امیرالمومنین (علیه السلام)روایت مى کند : شخصى یهودى چند دینار از رسول خدا (صلى الله علیه وآله) طلب داشت ، اداى آن وام را از حضرت درخواست کرد ، پیامبر (صلى الله علیه وآله) فرمود : نمى توانم طلبت را بپردازم ، یهودى گفت : تا نپردازى تو را رها نمى کنم ، حضرت فرمود : در این صورت کنارت مى نشینم و کنار او نشست تا جایى که نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا و صبح را همان جا خواند .

اصحاب رسول خدا (صلى الله علیه وآله) در مقام تهدید و ترساندن او برآمدند ، حضرت به آنان نظر انداخته ، فرمود : مى خواهید در حق او چه کنید ؟ گفتند : اى رسول خدا ! یک یهودى تو را این گونه نزد خود حبس کند ؟ حضرت فرمود : پروردگارم مرا به ستم بر اهل ذمه و غیر اهل ذمه مبعوث ننموده است .

هنگامى که روز به نهایت رسید ، یهودى گفت : « اشهد ان لا اله الاّ اللّه و اشهد انّ محمّداً عبده و رسوله » و بخشى از ثروتم را در راه خدا  بخشیدم  ، اى پیامبر ! به خدا سوگند ! در حق تو این سخت گیرى را روا نداشتم جز اینکه ببینم تو همان کسى هستى که در تورات وصف شده اى ؟ من در تورات در وصف تو خوانده ام : محمّد بن عبداللّه محل ولادتش مکه و محل هجرتش مدینه است . درشت خوى و خشمگین و فریادزن نیست وسخنش را به زشت گویى وگفتارش را به فحش نمى آلاید . من به وحدانیت خدا و نبوت تو شهادت مى دهم و این ثروت من است ، در آن به قانونى که خدا نازل کرده است فرمان بران.

 وام بى بهره براى رفع نیاز حاجتمند

حضرت امام صادق (علیه السلام) از پدر بزرگوارش حضرت امام محمّد باقر (علیه السلام)روایت مى کند : نیازمندى به محضر پیامبر خدا (صلى الله علیه وآله) آمد و از حضرت درخواست کمک کرد ، پیامبر (صلى الله علیه وآله) فرمود : آیا کسى هست که وام بى بهره اى در دستش باشد ؟ مردى از انصار از عشیره بنى حُبلى برخاسته ، گفت : من چنین وامى را دارم ، حضرت فرمود : چهار ظرف خرما به این نیازمند بپرداز .

آن مرد انصارى چهار ظرف خرما را پرداخت . مرد انصارى بعد از مدتى نزد پیامبر (صلى الله علیه وآله) آمد و پرداخت وامش را از پیامبر (صلى الله علیه وآله) درخواست کرد ، حضرت فرمود : ان شاء اللّه در آینده پرداخت مى شود .پس از مدتى نزد پیامبر (صلى الله علیه وآله) آمد ، حضرت باز هم فرمود : ان شاء اللّه در آینده پرداخت مى شود و چون بار سوم آمد حضرت فرمود : ان شاء اللّه در آینده پرداخت مى شود ،  او به پیامبر (صلى الله علیه وآله)  عرضه داشت : یا رسول اللّه ! این ان شاء اللّه آینده را فراوان به من گفتى !

حضرت تبسم کرده ، فرمود : آیا مردى هست که وام بى بهره در اختیارش باشد ؟ مردى برخاسته ، گفت : یا رسول اللّه ! در اختیار من هست ، فرمود : چه مقدار در اختیار دارى ؟ گفت : هر چه بخواهى ! فرمود : هشت ظرف به این مرد بپرداز ، مرد انصارى گفت : فقط چهار ظرف طلبکارم ، حضرت فرمود : چهار ظرف دیگر هم براى تو.

تهیه کننده: علی عبدالهی

  غذا خوردن با تهیدستان

حضرت امام صادق (علیه السلام) از پدر بزرگوارش روایت مى کند : در زمان پیامبر (صلى الله علیه وآله)تهیدستان به خاطر نداشتن خانه ، شب ها را در مسجد به صبح مى رساندند .

پیامبر (صلى الله علیه وآله) شبى در مسجد کنار منبر در ظرفى سنگى با آن تهیدستان افطار کرده ، و هم غذا شد و آن شب از برکت وجود پیامبر (صلى الله علیه وآله) سى نفر از غذایى که در آن دیگ سنگى بود خوردند و باقى مانده غذا به همسرانش برگردانده شد.

 زهد و قناعت

حضرت امام رضا (علیه السلام) از پدران بزرگوارش روایت مى کند که رسول خدا (صلى الله علیه وآله)فرمود : فرشته اى نزد من آمده ، گفت که : اى محمّد ! پروردگارت به تو درود فرستاده ، مى فرماید اگر بخواهى ، پهن دشت پر از ماسه و شن منطقه مکه را برایت طلا کنم ، ولى آن حضرت سر به سوى حق برداشته ، گفت : پروردگارا ! یک روز سیر مى مانم تا تو را سپاس و حمد گویم و یک روز گرسنه تا از تو درخواست و گدایى کنم ! 

تواضع و فروتنى شگفت انگیز

ابن عباس مى گوید : پیامبر (صلى الله علیه وآله) همواره روى زمین بدون فرش مى نشست ، بر روى زمین غذا مى خورد و خود شیر گوسپند را مى دوشید و دعوت بردگان را بر سفره نان جوین مى پذیرفت.

 غم مردم داشتن

در زمان رسول خدا (صلى الله علیه وآله) در میان اهل صفّه مومنى بود تهیدست و سخت نیازمند و محتاج ، او همه نمازهایش را به رسول خدا (صلى الله علیه وآله) اقتدا مى کرد و هیچ یک از نمازهایش را بدون جماعت نمى خواند ، پیامبر بزرگوار (صلى الله علیه وآله) دلش به حال او مى سوخت و غربت و نیاز او را زیر نظر داشت .پیامبر بزرگوار (صلى الله علیه وآله) پیوسته به او مى فرمود : اى سعد ! اگر چیزى به دست من برسد تو را بى نیاز مى کنم .

دیر زمانى گذشت و پیامبر (صلى الله علیه وآله) چیزى بدست نیاورد از این رو غم و اندوه حضرت براى سعد زیاد شد . خداى مهربان که ناظر حال پیامبر (صلى الله علیه وآله) نسبت به سعد بود مى دانست ، خداوند متعال جبرئیل را با دو درهم فرو فرستاد ، جبرئیل به پیامبر (صلى الله علیه وآله) فرمود : خداوند به غم و اندوه تو نسبت به سعد آگاه بود ، آیا دوست دارى سعد را بى نیاز کنى ؟ فرمود : آرى ، عرضه داشت : این دو درهم را به او بده و بگو که با آن تجارت کند .

حضرت دو درهم را گرفته ، براى اداى نماز ظهر از خانه بیرون آمد در حالى که سعد در انتظار پیامبر کنار در حجره هاى وى ایستاده بود .

پیامبر (صلى الله علیه وآله) به او فرمود : تجارت و داد و ستد را دوست دارى ؟ گفت : دوست دارم ، ولى مایه و سرمایه اى ندارم ، حضرت دو درهم را به او داد و فرمود : با این پول تجارت کن و رزق و روزى الهى را به دست آر . پیامبر (صلى الله علیه وآله) پس از خواندن نماز به سعد فرمود : از این لحظه دنبال کار و تجارت برو  که من اندوه تو را داشتم .

سعد به فرمان پیامبر (صلى الله علیه وآله) دنبال تجارت رفت ، جنسى را به یک درهم مى خرید و به دو درهم مى فروخت و به دو درهم مى خرید و مردم با اشتیاق از او به چهار درهم مى خریدند .

به همین صورت دنیا به سعد رو آورد و مال و متعاش زیاد شد وتجارت او چشمگیر گشت تا اینکه بر در مسجد جایى را به چنگ آورد و تجارت خود را در آن گردآورى کرد تا جایى که بلال اذان مى گفت و پیامبر (صلى الله علیه وآله) براى اداى نماز به مسجد مى آمد ولى سعد مشغول خرید و فروش بود ، فرصت وضو گرفتن و آمدن به مسجد از دستش رفته بود ، سعد دیگر سعد گذشته نبود .

حضرت روزى به او فرمود : اى سعد ! آن چنان دنیا تو را مشغول کرده که از نماز باز مانده اى آن هم نماز با پیامبر ! آن حال و وضع گذشته کجا رفت ؟ آن سیر و سلوک چه شد ؟ ! عرضه داشت : چه کنم ، مالم را تباه کنم ؟ چاره اى ندارم ، به این یکى مى فروشم باید بهایش را از او بگیرم و از آن یکى مى خرم باید بهایش را به او پرداخت کنم . حضرت از این وضعى که براى سعد پیش آمده بود غصه دار شد ، غصه اى بیش از روزهاى تهیدستى او !

جبرئیل به محضر پیامبر (صلى الله علیه وآله) آمده ، گفت : اى محمد ! خداوند غمت را از جهت سعد مى داند آیا روزگار گذشته سعد را بیشتر دوست دارى یا وضع فعلى او را ؟ فرمود : روزگار گذشته اش را بیشتر دوست دارم ، اکنون در وضعى قرار گرفته که دنیا دارد آخرتش را از بین مى برد ، جبرئیل گفت : آرى ، این گونه عشق به دنیا و اموال و ابزارش چیزى جز فتنه و باز دارنده از آخرت نیست ، عرضه داشت : به سعد بگو دو درهمت را که به اودادى باز گرداند ، وقتى آن را باز گرداند به روزگار اوّلش برمى گردد .

پیامبر (صلى الله علیه وآله) از خانه بیرون آمده ، نزد سعد رفت و با محبتى خاص به او فرمود : اى سعد ! نمى خواهى دو درهم ما را باز گردانى ؟ عرضه داشت : چرا ، همراه با دویست درهم ! حضرت فرمود : اى سعد چیزى جز آن دو درهم نمى خواهم !

سعد دو درهم را تقدیم پیامبر (صلى الله علیه وآله) کرد ، به تدریج وضعش عوض شد تا جایى که هرچه فراهم آورده بود از دستش رفته ، به حال اول بازگشت.

 نیکى بسیار در برابر ناسپاسى مردم

حضرت امام موسى بن جعفر (علیهما السلام) از پدرانش از امیرالمومنین (علیهم السلام) روایت مى کند که پیامبر خدا (صلى الله علیه وآله) همواره و پیوسته بسیار نیکوکار و احسان کننده اى بود که نیکى و احسانش از سوى مردم سپاس گزارى نمى شد و نیکى او نسبت به قریش و عرب و عجم فراگیر بود و ما اهل بیت هم بسیار نیکوکار و احسان کننده اى هستیم که نیکى ما سپاس گزارى نمى شود و مومنان برگزیده نیز مانند ما هستند.

 

تهیه کننده: علیرضا اسماعیلی

اوج بندگى

ابوبصیر از حضرت امام صادق (علیه السلام) روایت مى کند : رسول خدا (صلى الله علیه وآله) همواره مانند عبد و بنده غذا مى خورد و مانند عبد و بنده روى زمین مى نشست و دانا به این حقیقت بود که عبد و بنده است.

 درمان و علاج همیشگى

حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمود : زنى بدوى و بیابان نشین بر رسول خدا (صلى الله علیه وآله)گذشت در حالى که حضرت روى خاک زمین نشسته ، غذا مى خورد !  خطاب به پیامبر (صلى الله علیه وآله)  : اى محمّد ! به خدا قسم مانند عبد و بنده غذا مى خورى و مانند عبد و بنده مى نشینى ؟ !

پیامبر (صلى الله علیه وآله) فرمود : واى بر تو ! چه بنده اى بنده تر از من است ؟ زن گفت : لقمه اى از غذایت را به من بده ! حضرت لقمه اى به او داد ، زن گفت : نه ، به خدا سوگند  قبول نمى کنم  مگر آنکه لقمه اى که در دهان دارى به من عطا کنى ! حضرت لقمه دهانش را بیرون آورده ، و به او داد ، او هم لقمه را خورد . امام صادق (علیه السلام)مى فرماید آن زن تا از دنیا رفت دردى به او نرسید.

 احترام ویژه به بزرگ زاده

حاتم طایى از بزرگان عرب و مردى بسیار با سخاوت و بلند نظر و با مردم مهربان بود .او روزى یک شتر طبخ مى کرد تا هر کس از هر کجا برسد از سفره کریمانه اش بهره مند شود . این کار را از صمیم قلب و نیتى خالصانه انجام مى داد . حاتم پیش از آنکه محضر نورانى و پربرکت پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) را درک کند از دنیا رفت .پس از او ریاست قبیله و عشیره اش به فرزندش ، عدى رسید . عدى در بذل و بخشش و سخاوت آیینه پدر بود .

مى گویند : روزى شخصى از او صد درهم خواست ، گفت : به خدا سوگند ! این مقدار درهم بسیار ناچیز است تا بیشتر نخواهى نمى پردازم !وقتى شاعرى به او گفت : تو را مدح گفته ام ، گفت : صبر کن آنچه مى خواهى به تو بپردازم سپس مدیحه را بخوان .

سال نهم هجرت ، پیامبر (صلى الله علیه وآله) گروهى را به سرپرستى امیرمومنان (علیه السلام) به قبیله طى فرستاد تا آنان را به اسلام دعوت کند . آنان بدون تحقیق از فرستادگان پیامبر (صلى الله علیه وآله) که براى چه هدفى آمده اند با مومنان جنگیدند و در آن جنگ شکست خوردند .

بسیارى از افراد قبیله همراه با غنائم قابل توجهى به اسارت در آمدند . عدى که کیش نصرانى داشت به شام گریخت ولى خواهرش به نام سَفّانه اسیر شد .

پیامبر (صلى الله علیه وآله) براى تعیین تکلیف اسیران به مسجد آمد . دختر حاتم از جاى برخاسته ، گفت : یا رسول اللّه ! پدرم از دنیا رفته ، سرپرستم که برادر من است به شام گریخته ، بر من به آزادى من منت گذار . حضرت رسول (صلى الله علیه وآله) فرمان داد لباس قابل توجهى به او دادند و وى را با احترام به شام فرستاد .عدى از دیدن خواهر با آن همه عزت و احترام شگفت زده شد . جریان کار را از او جویا گردید ، خواهر هنگامى که برخورد کریمانه پیامبر (صلى الله علیه وآله) را به عدى گفت ، عدى پرسید : تکلیف ما با او چیست ؟ پاسخ داد : صلاح در این است که هرچه زودتر نزد او بروى ، اگر پیامبر باشد ، افتخار ، در ایمان آوردن به اوست و اگر پادشاه باشد به عزت مى رسى .

عدى به سرعت حرکت کرد و در مدینه در میان مسجد ، خود را به پیامبر (صلى الله علیه وآله)معرفى نمود ، حضرت او را به خانه دعوت کرد .

در هنگام عبور به سوى خانه پیرزنى به پیامبر (صلى الله علیه وآله) رسیده ، حاجت خود را اظهار داشت و با زیاده گویى و پُر حرفى پیامبر (صلى الله علیه وآله) را ایستاده نگاه داشت ، پیامبر (صلى الله علیه وآله) هم با کمال حوصله و بردبارى به همه سخنان او گوش داد ! عدى نزد خود گفت : این راه و رسم پادشاهان نیست که با حاجتمندى به این صورت برخورد کنند .

هنگامى که به خانه رسیدند ، حضرت عدى را روى گلیم نشانید و خود در برابرش روى زمین نشست ، عدى گفت : براى من ناگوار است که من روى گلیم بنشینم و شما روى زمین باشید ، حضرت فرمود : تو میهمان مایى ! سپس فرمود : از اینکه مومن به اسلام نمى شوى آیا به خاطر فقر و تهى دستى ما و دشمنان فراوان ماست ؟ بى تردید دنیا این گونه نمى ماند . عدى با کمال رغبت ایمان آورد ، و پس از پیامبر (صلى الله علیه وآله) از اهل بیت (علیهم السلام) دفاع کرد و تا پایان عمر ثابت قدم ماند .

او در جنگ جمل و صفین و نهروان در رکاب امیرالمومنین (علیه السلام) براى خدا شمشیر زد ، در جنگ جمل یک چشم خود را از دست داد و سه فرزندش ( طریف و طارف و طرفه ) در نبرد جبهه حق علیه باطل به شرف شهادت رسیدند.

 بردبارى شگفت انگیز

انس بن مالک مى گوید : مردى بیابانى به محضر رسول خدا (صلى الله علیه وآله) آمده ، رداى پیامبر را با دست گرفت و چنان کشید که کناره ردا بر گردن مبارک رسول خدا نقش انداخت ، سپس گفت : فرمان بده از مال خدا که نزد توست به من ببخشند ! حضرت به او توجه فرمود و تبسّم کرد و فرمان داد آنچه را لازم دارد به او ببخشند ! 

 نرمى و مداراى با امت

وجود مبارک رسول خدا (صلى الله علیه وآله) هرگاه یکى از برادران دینى را سه روز نمى دید احوالش را مى پرسید ، چنانچه در منطقه نبود به او دعا مى کرد و اگر بود به دیدارش مى شتافت و اگر بیمار بود عیادتش مى کرد.

 احترام به میهمان

روزى رسول خدا (صلى الله علیه وآله) به خانه اش در آمد که به دنبال آن خانه پر از جمعیت شد ، جریر بن عبداللّه جا براى نشستن پیدا نکرد ، به ناچار بیرون خانه نشست . پیامبر (صلى الله علیه وآله) وقتى او را دید پیراهن خود را برداشته ، به هم پیچید و به سوى او انداخت و فرمود : روى آن بنشین ، جریر پیراهن را گرفت ، بر صورت گذاشت و آن را بوسید .

و نیز سلمان مى گوید : بر پیامبر وارد شدم در حالى که بر بالشى تکیه داشت ، بالش را براى من انداخته ، فرمود : اى سلمان ! هیچ مسلمانى بر برادر مسلمانش وارد نمى شود در حالى که به خاطر بزرگداشت او بالش براى او مى گذارد مگر اینکه خدا او را مورد آمرزش قرار دهد.

 تهیه کننده: امیرحسین احمدزاده

 احترام بیشتر به خاطر نیکى بیشتر

حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمود : خواهرى رضاعى براى پیامبر (صلى الله علیه وآله) نزد آن بزرگوار آمد ، چون او را دید خوشحال شد و عبایش را براى او انداخت و وى را بر عبایش نشانید سپس به گفت و شنود به او رو کرد و در چهره اش تبسم مى فرمود .

وى پس از پایان دیدار برخاست و از نزد حضرت رفت سپس برادر او آمد ولى پیامبر (صلى الله علیه وآله) رفتارى دیگر با او داشت ، به پیامبر (صلى الله علیه وآله) گفتند : اى رسول خدا ! چرا رفتارى که با خواهر داشتى با برادر او نداشتى ؟ فرمود : احترام بیشترى که به خواهر گذاشتم به خاطر این بود که خواهر بیش از برادرش به پدرش نیکى مى کرد(16).

 گذشت و عفو از دشمنان

هنگامى که پیامبر (صلى الله علیه وآله) با دوازده هزار نیروى مسلح بدون اینکه مردم مکّه از ورودش به مکه آگاه شوند آن ناحیه باعظمت را فتح کرد چنان با مردم با مهربانى و بردبارى رفتار کرد که تاریخ را به شگفتى انداخت ! براى یک نفر قابل باور نبود که سردارى پیروز با طرف شکست خورده خود این گونه رفتار کند ! !مردم مکه در مسجد الحرام به صف ایستاده بودند تا رهبر اسلام و مسلمانان که از قدرت نظامى شگرفى برخوردار شده بود ، از درون کعبه درآید و حکم لازم را نسبت به مردم مکه که سیزده سال انواع آزارها را به او روا داشته بودند به آن دوازده هزار سپاه تا دندان مسلح اعلام کند .

چون از درون کعبه پس از شکستن بت ها درآمد به اهل مکه خطاب کرد : هان اى مردم ! بد عشیره و همسایگانى براى من بودید ، مرا از این دیار راندید و پس از آن در تعقیب من لشکر کشیدید و بر من تاختید و ناجوانمردانه هجوم آوردید ، از آزردن من و اذیت و تبعید و کشتن دوستانم و یارانم فروگذار نکردید ، عمویم حمزه را کشتید . شما که در حق من که فرستاده خدا بودم چنین کردید بى تردید برایم حق قصاص و انتقام است و برابر این حق باید مردانتان کشته شوند و زن و فرزندانتان اسیر گردند و خانه هایتان خراب شود و اموالتان نصیب نیروى فاتح گردد ولى من حکم و نظر نسبت به شما را به خودتان وا مى گذارم ! شما چه مى گویید و چه گمان مى برید ؟مَاذَا تَقُولُونَ ؟ وَمَاذَا تَظُنُّونَ ؟

 سهیل بن عمرو به نمایندگى از همه مردم مکه گفت :

 نَقُولُ خَیراً وَنَظُنُّ خَیراً ؟ اخٌ کَرِیمٌ وَابنُ اخ کَریم ؟ وَقَد قَدَرتَ .

سخن به خیر مى گوییم و گمان به خیر مى بریم ، تو برادر بزرگوار و کریم و فرزند برادر بزرگوار و کریمى و اکنون بر ما قدرت یافته اى .

 پیامبر بزرگوار اسلام (صلى الله علیه وآله) را از این سخن رقّتى در قلب حاصل شد و اشک در دیده اش نشست . مردم مکه چون حال او را دیدند بانگ به زارى و گریه برداشتند ، آنگاه پیامبر (صلى الله علیه وآله) فرمود :فَانّى اقُولُ کَما قَال اخِى یُوسُفُ : ( لاَ تَثرِیبَ عَلَیکُمُ الیَومَ یَغفِرُ اللّهُ لَکُم وَهُو ارحُمُ الرَّاحِمینَ ).

من همان را مى گویم که برادرم یوسف گفت : امروز گناهى بر شما نیست ، خدا شما را بیامرزد و او مهربان ترین مهربانان است  .

 

بخششى کریمانه

سهل بن سعد ساعدى مى گوید : جبّه اى از پشم سیاه و سپید براى پیامبر بزرگوار اسلام دوختم که حضرت از دیدن آن به شگفت آمد و با دست مبارکش آن را لمس کرده ، فرمود : نیکو جبّه اى است . مردى اعرابى که آنجا حاضر بود گفت : این جبّه را به من عطا کن ! حضرت بى درنگ آن را از تن مبارک برداشت و به او بخشید.

 مواسات با برادر دینى

ابوسعید خرگوشى در کتاب شرف النبى مى نویسد : یکى از یاران پیامبر (صلى الله علیه وآله)در حال نیازمندى ازدواج کرد و از آن حضرت چیزى خواست ، پیامبر (صلى الله علیه وآله) به خانه عایشه رفت و فرمود : چیزى داریم که این صحابى را با آن مواسات کنیم ؟ عایشه گفت : در خانه ما زنبیلى است که مقدارى آرد داخل آن است ، پیامبر (صلى الله علیه وآله)آن زنبیل را با آرد به آن صحابى داد در حالى که براى خود چیزى نداشتند.

 گذشت از مردى بد زبان

کعب بن زهیر ، بت پرستى بود که تا زمان فتح مکه بر آیین جاهلیت قدمى ثابت داشت و از کارهاى بسیار زشت و ناروایش هجو و بدگویى از رسول خدا (صلى الله علیه وآله) به زبان شعر بود .

او بدگویى و سخن به زشتى گفتن را درباره رسول اسلام (صلى الله علیه وآله) به جایى رسانید که پیامبر بزرگ در فتح مکه خون او و چند مشرک دیگر را که در شرکورزى تعصّبى شدید داشتند و جنایات هولناکى را بر ضد دین و پیامبر (صلى الله علیه وآله) مرتکب شده بودند مهدور نموده ، مسلمانان را موظف به کشتن آنان کرد .

کعب بن زهیر هنگامى که دانست رسول خدا (صلى الله علیه وآله) خونش را هدر ساخته و به هر جا بگریزد از شمشیر مسلمانان در امان نخواهد بود ، با توانایى بالایى که در سرودن شعر داشت قصیده اى در مدح پیامبر (صلى الله علیه وآله) گفت و روانه مدینه شد .

هنگامى که به مدینه رسید خود را به ابوبکر معرفى کرد و از او ملتمسانه خواست که او را نزد پیامبر (صلى الله علیه وآله) ببرد شاید حضرت رحمه للعالمین از او گذشت کند .

ابوبکر درخواست او را پذیرفت و وى را در حالى که صورتش را به دامن عمامه اش پوشانیده بود تا کسى او را نشناسد و پیش از ایمان آوردن خونش را بریزد نزد پیامبر (صلى الله علیه وآله) برد و گفت : یا رسول اللّه ! مردى است عرب و مى خواهد به شرط اسلام با تو بیعت کند . پیامبر (صلى الله علیه وآله) دست پیش برد و کعب با اسلام آوردن بیعت کرد و گفت :بِاَبی اَنْتَ وَاُمِّی یا رَسُولَ اللّهِ ، هذا مَقامُ العائذِ بِکَ ، اَنا کَعَبُ بنُ زُهَیْرِ

پدر و مادرم فدایت باد اى رسول خدا ! این جایگاه پناهنده به توست ، من کعب بن زهیر هستم .

 و قصیده اى را که در مدح پیامبر (صلى الله علیه وآله) سروده بود بى درنگ خواند ، چون به پایان قصیده رسید حضرت بُردى یمانى به او جایزه داد و اسلامش را پذیرفت و از او گذشت کرد.

 تهیه کننده: محمدحسین گلسرخی

 رفتارى شگفت آور با رئیس منافقان

عبداللّه بن اُبَى که ریاست منافقان مدینه را به عهده داشت خود و یارانش از هیچ گونه آزارى نسبت به پیامبر (صلى الله علیه وآله) و مسلمانان فروگذارى نکردند و پیوسته بر ضد اسلام و مسلمانان به نفع دشمنان جاسوسى و خبرچینى مى کردند و بر نفاق خود آن چنان اصرار و پافشارى مىورزیدند که بارها آیاتى در قرآن مجید درباره وضع ناهنجار آنان و محرومیتشان از رحمت حق و کیفیت عذابشان در قیامت نازل شد ولى آن بى خبران غافل و بى دردان جاهل ، دست از نفاق برنداشتند و تن به توبه و انابه ندادند .

عبداللّه بن ابى پس از بازگشت رسول خدا (صلى الله علیه وآله) از تبوک در دهه سوم ماه شوال به سختى بیمار شد و در مسیر مرگ قرار گرفت .

بر پایه ( یُخْرِجُ الْحَىَّ مِنَ الْمَیِّتِ )، فرزندش ، مومنى صادق و مسلمانى پاک دل و جوانى شایسته و لایق و مورد محبت پیامبر (صلى الله علیه وآله) و مسلمانان بود .

او از باب ( وَبِالْوَالِدَیْنِ اِحْسَاناً ) به عنوان فریضه دینى و تکلیف ایمانى همه روزه به عیادت پدر مى آمد و به جان به او خدمت مى کرد و به پرستارى اش چون پروانه به دور شمع ، دور وجود پدر مى گشت .

این فرزند فرزانه از پیامبر خدا (صلى الله علیه وآله) درخواست کرد تا از پدرش عیادت کند مبادا آنکه از عیادت نکردن پیامبر (صلى الله علیه وآله) از پدرش به منزلت و مرتبه خانوادگى اش زیان رساند و لکه ننگى و خفّت و عارى بر دامن اهلش بنشیند !

پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) حفظ منزلت آن پسر را که از مومنان حقیقى بود لازم شمرده ، براى عیادت بر بالین پدرش حاضر شدند !

حضرت با کمال محبت و از روى دلسوزى به عبداللّه بن ابى فرمودند : چندان که تو را از دوستى و رابطه با یهودیان معاند و جهودان نابکار منع کردم نپذیرفتى ، آیا اکنون وقت آن رسیده که ریشه مهر و محبت دشمنان خدا را از صفحه دل برکنى یا مى خواهى بر همان عقیده سخیف و محبت باطل و رابطه شیطانى خیمه از دنیا بیرون زنى و به سوى آخرت رهسپار گردى ؟

در پاسخ پیامبر (صلى الله علیه وآله) گفت : اسعد بن زراره دشمن جهودان و خصم یهودان بود و هنگام مردن این دشمنى و خصومت سودى براى او نداشت ! سپس گفت : اکنون وقت سرزنش و ملامت من نیست ، اینک من در ورطه مرگ قرار دارم ، از تو مى خواهم که بر جنازه ام حاضر شوى و بر من نماز گذارى و پیراهنت را به من عطا کنى تا مرا با آن دفن کنند .

پیامبر (صلى الله علیه وآله) با کمال بزرگوارى و کرامت از دو پیراهنى که به تن داشتند پیراهن زبرین را به او عطا کردند . عبداللّه گفت : آن پیراهن را مى خواهم که با بدن مبارکت تماس داشته . پیامبر (صلى الله علیه وآله) درخواستش را اجابت فرمود و پیراهن زیرین خود را به او بخشید .

رسول خدا (صلى الله علیه وآله) پس از مرگ او به فرزندش تسلیت گفت و بر جنازه اش حاضر شد و بر او نماز خواند و در پاسخ اعتراض مردم فرمود : پیراهن و نماز و استغفار من سودى براى او ندارد .

از پى این کرامت و خوش رویى و نرمى و بزرگوارى و فتوّت و جوانمردى رسول خدا (صلى الله علیه وآله) ، هزار تن از قبیله خزرج به شرف مسلمانى سرافراز شدند و به دست پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) ایمان آوردند

مانند قرآن دعا كنيد

 رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله به عيادت بيمارى آمدند و از او احوالپرسى كرده و فرمودند: جريان بيمارى تو چيست؟ عرض كرد: شما نماز مغرب را براى ما خوانديد و در نماز سوره قارعه را قرائت فرموديد پس از آن من گفتم بار خدايا اگر براى من در نزد تو گناهى است كه مى‏خواهى مرا به خاطر آن در آخرت عذاب كنى آن عذاب را زودتر در اين جهان پيش آور و به آخرت نينداز.
با گفتن اين جمله به حال بيمارى و ناراحتى افتادم و به اين حالت در آمدم و اين چنين كه مى‏بينيد شدم. رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: بد چيزى گفتى چرا نگفتى:
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِى الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِى اْلآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النّارِ (2بقره/201) و از ايشان كسانى هستند كه مى‏گويند پروردگارا به ما در دنيا بهره نيك و در آخرت هم بهره نيك عطا فرما و ما را از عذاب دوزخ در امان بدار.
پروردگارا عطا كن بما در دنيا حسنه و در آخرت حسنه و خوبى را و ما را از آتش نگهدارى فرما.
آنگاه پيامبر براى او دعا كردند و آن جوان مريض، بهبودى يافت

ايثار آنها را مى‏ستايد

 ابن عباس گويد: در روز پيروزى بر يهود بنى نضير كه پس از جنگ احد در سال سوم هجرت واقع شد و اموال بسيارى را از بنى نضير بدست مسلمين افتاد و يهود چون بدون جنگ تسليم شدند، اموالشان به عنوان فيى ء كه بخشى از انفال است در اختيار پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله قرار گرفت.
پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله به انصار (مسلمانانى كه اهل مدينه بودند) فرمود: اگر مايل هستيد اموال و خانه‏هايتان از آن شما باشد، ولى از اين غنايم فى‏ء چيزى به شما داده نشود. انصار كه آمادگى تا حدّ ايثار در راه اسلام و مسلمين را داشتند، گفتند: هم اموال و خانه‏هايمان را بين مهاجران تقسيم كنيد، و هم چشمداشتى به غنائم نداريم« و به اين ترتيب: مهاجران را بر خود مقدم داشتند. در اين وقت آيه 9 سوره حشر در فضيلت كار انصار نازل شد كه بخشى از آيه اين است: وَ الَّذينَ تَبَوَّؤُا الدّارَ وَ اْلإيمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إلَيْهِمْ وَ لا يَجِدُونَ فى‏صُدُورِهِمْ حاجَةً مِمّا أُوتُوا وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (59حشر/9) و [براى] كسانى كه پيش از آنان در سراى اسلام [مدينه] جاى گرفتند و ايمان را پذيرفتند، كسانى را كه به سوى آنان هجرت كرده‏اند، دوست مى‏دارند و نسبت به آنچه به ايشان داده شده است، در دل خود احساس نياز نمى‏كنند، و [آنان را] ولو خود نيازمندى داشته باشند، بر خود برمى‏گزينند، و كسانى كه از آزمندى نفس خويش در امان مانند، آنانند كه رستگارند.
مهاجران، انصار را از خود مقدم مى‏دارند، هر چند به آن نياز دارند.
آرى مسلمانان راستين صدر اسلام اين گونه آمادگى در انفاق و تقويت مالى مسلمانان ديگر داشتند كه مسلماً نقش موثرى در پيروزى داشت

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

…. از بیابان بوی گندم مانده است

عشق روی دست مردم مانده است

آسمان بازیچه ی طوفان ماست

ابر نعش آه سرگردان ماست….

باز هم یک روز طوفان می شود

هر چه می خواهد خدا آن می شود

می روم افتان و خیزان تا غدیر

باده ها می نوشم از جوشن کبیر

آب زمزم در دل صحرا خوش است

باده نوشی از کف مولا خوش است

فاش می گویم که مولایم علیست

آفتاب صبح فردایم علیست

هر که در عشق علی گم می شود

مثل گل محبوب مردم می شود

تا علی گفتم زبان آتش گرفت

پیش چشمم آسمان آتش گرفت

…….

آسمان رقصید و بارانی شدیم

موج زد دریا و طوفانی شدیم

بغض چندین ساله ی ما باز شد

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

یا علی گفتیم و دریا خنده کرد

عشق ما را باز هم شرمنده کرد

یا علی گفتیم و گلها وا شدند

عشق آمد قطره ها دریا شدند

یاعلی گفتیم و طوفانی شدیم

مست از آن دستی که می دانی شدیم

یاعلی گفتیم و طوفان جان گرفت

کوفه در تزویر خود پایان گرفت

کوفه یعنی دستهای ناتنی

کوفه یعنی مردهای منحنی

کوفه یعنی مرد آری مرد نیست

یا اگر هم هست صاحب درد نیست

عده ای رندان بازاری شدند

عده ای رسوایی جاری شدند

آن همه دستی که در شب طی شدند

ابن ملجم های پی در پی شدند……..

از سکوت و گریه سرشارم علی

تا همیشه دوستت دارم علی

- دکتر محمود اکرامی فر -کتاب: « دریا تشنه است »

هفده دلیل برای کتاب خواندن

به مناسبت آغاز هفته کتاب

آكادمی كتاب كودك سوئد به ۱۷ دلیل، خواندنِ كتاب ِ كودك را لازم می‌داند. این ۱۷ دلیل عبارتند از:

 ۱. كتاب ما را سرگرم و هیجان‌زده می‌كند و باعث گریه و خنده می‌شود. كتاب به ما آرامش می‌بخشد و راه‌های جدیدی را به ما نشان می‌دهد.

۲. كتاب به ما زبان می‌آموزد و گنجینه‌ لغات‌مان را افزایش می‌دهد.

۳. كتاب ما را به دنیای خیال می‌برد و به ما كمك می‌كند تا تصوراتی خلاق داشته باشیم.

۴. كتاب پلی میان نسل‌هاست، زمانی كه یك كتاب خوب با صدای بلند خوانده شود، هم كودك و هم بزرگسال از آن لذت می‌برند.

۵. هر كتاب پر از سؤال‌های تازه‌ای است كه ما را سرگرم خویش ساخته و به سوی تفكرات نو راهنمایی می‌كند.

۶. كتاب به ما ایده‌های نو داده و دانش ما را نسبت به جهان پیرامون افزایش می‌دهد.

۷. كتاب دانش و آگاهی در مورد سایر كشورها، آداب و رسوم، تاریخ، طبیعت و هر آن‌چه میان آسمان و زمین است به ما می‌بخشد.

۸. كتاب به ما نوع‌دوستی می‌آموزد تا بتوانیم خود را جای دیگران قرار دهیم و آن‌ها را درك كنیم.

۹. كتاب به ما فرصتی می‌دهد تا در رابطه با «خوب و بد» و «درست و غلط» بیندیشیم.

10. كتاب حقایقی را بازگو می‌كند كه ما باید در رابطه با آن‌ها بیندیشیم.

۱۱. كتاب به ما می‌آموزد تا همواره برای یافتن پاسخ یك سؤال راه‌های متعددی را بررسی كنیم.

۱۲. كتاب به ما می‌آموزد تا خودمان را بهتر بشناسیم و بدانیم كه دیگران نیز احساساتی شبیه ما دارند.

۱۳. كتاب به ما كمك می‌كند تا با خواندن آثار سایر نویسندگان، با فرهنگ‌ها و زبان‌های مختلف قضاوت‌های نادرست و پیش‌داوری‌ها را از میان برداریم و تفاوت‌ها را میان انسان‌ها درك كنیم.

۱۴. كتاب دوست انسان به هنگام تنهایی است، همیشه و همه‌جا همراه انسان است و در كتابخانه‌ها به رایگان به امانت داده می‌شود.
۱۵. كتاب بخشی از میراث فرهنگی هر ملت است كه با مراجعه به آن می‌توان تجربیات تازه‌ای پیدا كرد.

۱۶. تهیه‌ كتاب برای كودكان، پدیده‌ای اشتغال‌زاست؛ چراكه نویسنده، تصویرگر، طراح، متصدی چاپ، ویراستار، عكاس، ناشر، كتابدار، كتابفروش و بسیاری از افراد دیگر برای ارایه‌ این محصول فرهنگی تلاش می‌كنند. تلاش این مجموعه به غنای فرهنگی جامعه كمك می‌كند و حضور این محصول در سایر كشورهای جهان معرف فرهنگ كشور تهیه‌كننده‌ كتاب است و برای اقتصاد آن كشور سودآوری می‌كند.

17. اولین رویارویی با ادبیات در كتاب كودك رخ می‌دهد. آشنایی با دنیایی بی‌انتها برای تمام زندگی

 

برای تغییر تصویر سربرگ قالب وبلاگ خود

ابتدا کد قالب وبلاگ مورد نظر را در بخش ویرایش قالب وبلاگ خود قرار دهید

دکمه ی کنترل را از روی کیبورد پایین نگه داشته و دکمه ی F را فشار دهید (Ctrl+F)

اکنون در بخش باز شده عبارت زیر را وارد نمایید

با استفاده از این روش ، شما در کد قالب عبارت فوق را جستوجو و پیدا کردید

اکنون در خط بالایی این عبارت ، کد زیر را وارد نمایید ( دقت نمایید عبارت جستوجو شده پاک نشود و تغییری نکند )

<style>#Header-WS{background:url('HHHHHHHH') no-repeat};style>

پس از درج کد فوق در جای مشخص شده ، بجای عبارت HHHHHHHH آدرس تصویر سربرگ مورد نظر را وارد نماییددقت کنید در هنگامی که آدرس تصویر جدید را وارد میکنید علامت های ' که در طرفین آدرس وجود دارد حذف نشودچنانچه تصویر مورد نظر درون رایانه شما قرار دارد ابتدا باید آن تصویر را در فضایی آپلود کنیدبرای آپلود تصویر لطفا اینجا کلیک کنید

سپس روی دکمه ی Browse کلیک کرده و تصویر مورد نظر خود را از روی کامپیوترتان پیدا و انتخاب کنید

گزینه ی شروع آپلود را زده و منتظر شوید تا تصویر شما آپلود شود

سپس آدرس لینک مستقیم تصویر را کپی کرده و بجای عبارت HHHHHHHH در کد فوق قرار دهید

 

شاه عباس و شیخ بهایی

در تاریخ آمده است ، به رسم قدیم روزی شاه عباس کبیر در اصفهان به خدمت عالم زمانه " شیخ بهائی" رسید پس از سلام واحوالپرسی از شیخ پرسید: در برخورد با افراد اجتماع " اصالت ذاتی ِ آنها بهتر است یا تربیت خانوادگی شان " ؟

شیخ گفت : هر چه نظر حضرت اشرف باشد همان است ولی به نظر من " اصالت " ارجح است .
و شاه بر خلاف او گفت : شک نکنید که " تربیت " مهم تر است !
بحث میان آن دو بالا گرفت و هیچیک نتوانستند یکدیگر را قانع کنند بناچار شاه برای اثبات حقانیت خود او را به کاخ دعوت کرد تا حرفش را به کرسی نشاند .
فردای آن روز هنگام غروب شیخ به کاخ رسید بعد از تشریفات اولیه وقت شام فرا رسید سفره ای بلند پهن کردند ولی چون چراغ وبرقی نبود مهمانخانه سخت تاریک بود در این لحظه پادشاه دستی به کف زد و با اشاره او چهار گربه شمع به دست حاضر شدند وآنجا را روشن کردند !
درهنگام ِ شام ، شاه دستی پشت شیخ زد و گفت دیدی گفتم " تربیت " از " اصالت " مهم تر است ما این گربه های نا اهل را اهل و رام کردیم که این نتیجه اهميت " تربیت " است
شیخ در عین ِ اینکه هاج و واج مانده بود گفت من فقط به یک شرط حرف شما را می پذیرم و آن اینکه فردا هم گربه ها مثل امروز چنین کنند!!!
شاه که از حرف شیخ سخت تعجب کرده بود گفت : این چه حرفیست فردا مثل امروز وامروز هم مثل دیروز!!! کار ِ آنها اکتسابی است که با تربيت وممارست وتمرین زیاد انجام می شود
ولی شیخ دست بردار نبود که نبود تا جایی که شاه عباس را مجبور کرد تا این کار را فردا تکرار کند .
لذا شیخ فکورانه به خانه رفت .
او وقتی از کاخ برگشت بیدرنگ دست به کار شد چهار جوراب برداشت و چهار موش بخت برگشته در آن نهاد.......
فردا او باز طبق قرار قبلی به کاخ رفت تشریفات همان و سفره همان و گربه های بازیگر همان . . . . . .
شاه که مغرورانه تکرار مراسم دیروز را تاکیدی بر صحت حرفهایش می دید زیر لب برای شیخ رجز
می خواند که در این زمان شیخ موشها را رها کرد که درآن هنگام هنگامه ای به پا شد یک گربه به شرق دیگری به غرب آن یکی شمال واین یکی جنوب
............
واین بار شیخ دستی بر پشت شاه زد و گفت : شهریارا ! یادت باشد اصالت ِ گربه موش گرفتن است گرچه
تربیت " هم بسیار مهم است ولی" اصالت " مهم تر !
يادت باشد با " تربيت" ميتوان گربه اهلي را رام و آرام كرد ولي هرگاه گربه موش را ديد به اصل و
” اصالت " خود بر مي گردد و شير ِ نا اهل وناآرام و درنده مي شود

آموزش به مثابه فرهنگ

ي از معلمان، پژوهشگران و كارگزاران آموزشي ژاپن بر اين باورند كه آموزش‌وپرورش، به ویژه پس از جنگ جهاني دوم،تحولات شتابان سیاسی و اقتصادی ملی و جهانی و تأثیر فرهنگ غرب و مشخصاً دخالت‌هاي مستقيم آمريكا تغييرات زيادي كرده است و خوف آن مي‌رود كه از روح ژاپني تهي شود. اما پژوهش های مردم‌نگارانه‌ی بسیاری با ارائه تصويرهايي عيني از تجلي فرهنگ ژاپني در فرايند آموزش و يادگيري در مدارس ژاپن به صورت جذابي استدلال می كند كه مدارس ژاپن به صورت حيرت‌انگيزي آموزش و يادگيري را در قالب "سناريوهاي فرهنگي" مديريت مي‌كنند. این پژوهش ها که بعضاً توسط پژوهشگران غربی انجام شده است نشان می دهد آموزش‌و پرورش ژاپن تا حدود زيادي فرهنگي است و علی رغم تحولات پرشتاب و بسیار زیاد دهه های گذشته و موج های فرهنگی ناشی از جهانی شدن و بین المللی شدن ژاپن امروز، هنوز هم مبتني بر فرهنگ ژاپني است.

پژوهش های مردم نگارانه در آموزش و پرورش ژاپن جلوه‌هاي فرهنگي آموزش و يادگيري را بازشناسي و ريشه‌ها و انديشه‌هاي عميق اجتماعي و فرهنگي كاميابي نظام آموزش مدرسه‌اي در ژاپن را با رويكرد فرهنگي تجزيه و تحليل می کند. اخیراً پژوهش هایی از این دست در حوزه آموزش ترویج می شود و مورد توجه ژاپني‌ها و پژوهشگران آموزشي بسياري در آمريكا و اروپا قرار گرفته است. گسترش این نوع پژوهش ها موجب برگزاری نشست‌هاي علمي بسياري در آمريكا، اروپا و ژاپن برای جستجوی رویکرد فرهنگی به آموزش و نتایج آن شده است واغلب ارتباط آموزش، يادگيري و فرهنگ با توجه به تجربه‌ي‌ شرق در مقایسه با غرب مورد ارزيابي قرار می گیرد. بيش‌تر مباحث اين نشست‌ها در دهه‌ گذشته ناظر به ترويج رويكرد فرهنگي به آموزش‌ و انديشه در نظريه‌هاي آموزش و يادگيري است كه به فرهنگ و محيط زيست طبيعي و اجتماعي خلق نظريه‌هاي تربيتي اهميت بيش‌تري مي‌دهند.

برای مثال فرهنگ آموزش و يادگيري در ژاپن بيش‌تر بر همكاري، مشاركت و فعاليت گروهي تأكيد دارد، حال آن‌كه در آموزش آمريكايي رقابت بيش‌تر جلوه مي‌كند. ژاپني‌ها كم‌تر دست به جداسازي دانش‌آموزان بر اساس آزمون‌هاي هوش و پيش‌رفت تحصيلي‌ مي‌زنند و از ترويج مدارسي كه بر اين اساس شكل مي‌گيرند، مي‌پرهيزند؛ ولي در آمريكا گروه‌بندي دانش‌آموزان بر اساس آزمون‌هاي مختلف تحصيلي، فرهنگ رايج آموزش و يادگيري است. در آمريكا تأكيد بر انتقال بسته‌هاي مشخصي از دانش با توجه به توانايي‌هاي فردي دانش‌آموزان امري مرسوم است؛ در صورتي‌كه در ژاپن فرصت‌هاي يادگيري از طريق تجربه‌ي دانش‌آموزان به صورت گروهي و مشارکتی مورد توجه بيش‌تري است.

ژاپني‌ها بر بازيافت ايده‌ها و داده‌ها تأكيد زيادي دارند، کهنه و نو را با هم می خواهند و علاقه‌ی زيادي به استدلال و تحليل مسائل با زمينه‌ و مناسبات پيشيني آن‌ها نشان مي‌دهند و از گذشته به آينده مي‌رسند؛ در صورتي‌كه در آمريكا، در روند استدلال و تحليل‌‌ مسئله، زمينه‌ و مناسبات پسيني اغلب از اهميت بيش‌تري برخوردارند و از آينده به گذشته مي‌رسند و نو‌به‌نو شدن مداوم و بيرون راندن كهنه را مغتنم مي‌شمارند.


در ژاپن به فرايندها بيش‌تر از نتايج و پيامدها اهميت داده مي‌شود و پرسش‌هاي كتاب‌ درسي و معلمان بيش‌تر از چگونگي است تا چرايي ؛ در حالي‌كه در مدارس آمريكا نتايج و پيامدها وزن سنگيني‌ دارند و سؤالات كتاب‌هاي درسي و معلمان بيش‌تر از چرايي است تا چگونگي. در ژاپن معلمان بيش‌تر بر فهم مسئله پا مي‌فشارند و حجم اطلاعاتي كه براي فهم مسئله به دانش‌آموزان مي‌دهند، بيش‌ از اطلاعات و راهنمايي‌هايي است كه براي يافتن پاسخ صحيح مسئله لازم است؛ در صورتي‌كه در فرهنگ نتيجه‌گراي آمريكايي بيش‌تر وقت كلاس، اطلاعات كتاب‌هاي درسي و راهنمايي‌هاي معلم براي يافتن پاسخ صحيح مسئله صرف مي‌شود. ژاپني‌ها مي‌كوشند دست‌كم در آموزش عمومي، تعادلي نسبي ميان پرورش "قلب"، "ذهن" و "دست" به‌وجود آورند و بر مهارت‌هاي اجتماعي، زندگي و روابط انساني بسيار تأكيد مي‌ورزند در حالي‌كه در آمريكا پيش‌رفت تحصيلي و مهارت‌هاي شناختي و پايه، در قالب هدف‌ها و فعاليت‌هاي آموزشي بيش‌تر مورد توجه قرار مي‌گيرد. ژاپني‌ها تا حدود زيادي، هدف‌هاي تربيتي كيفي را كه به‌دشواري تن به سنجش و اندازه‌گيري کمی و قابل مشاهده و مقایسه مي‌سپارند، به‌دقت مورد توجه قرار مي‌دهند و مناسبات پیچیده تربيت پنهان را به‌خوبي در انديشه‌ و عمل تربيتي خود لحاظ مي‌كنند؛ در صورتي‌كه فرهنگ غالب در آمريكا بیشتر متوجه هدف‌هاي تربيتي قابل اندازه‌گيري است و در صدر آن‌ها پيش‌رفت تحصيلي قابل ارز‌يابي كمّي و هدف های پیدا و آشکار آموزش مدرسه ای قرار دارد.

تجزیه و تحلیل این تفاوت ها تا حدودی نشان می‌دهد که برخي از رهیافت ها و زمينه‌های اندیشه و عمل تربيتي در علوم اجتماعي و انسانی، همانند دانش تجربي، داراي وجوه جهان‌شمول است؛ ولي دست‌كم برخي از بنيادهاي نظري اين حوزه از دانش بشري، بستر حضور و ظهور خود را از فرهنگ و انديشه‌‌ي غالب جامعه‌ی خود مي‌گيرند و در بستر فرهنگي و اجتماعي خود به بهره‌وري مي‌رسند. بنابراين ميزان اثربخشي آن‌ها در بسترهاي فرهنگي و اجتماعي متفاوت، موضوعي قابل مطالعه است و لازم است كارآمدي نظريه‌هاي تربيتي را با توجه به شرايط و محيط‌هاي فرهنگي و اجتماعي متفاوت مورد نقد و بررسي قرار داد.

اين مباحث در نشست های فرهنگی و علمی متفاوتی در جهان امروز اعم از شرق و غرب در جریان است. برای مثال کتاب"آموزش به مثابه فرهنگ" اثر تازه ای که  توسط موسسه فرهنگی منادی تربیت به بازار نشر آمده است حاصل نشست‌هاي فرهنگی پژوهشگران برجسته ژاپنی با همتایان آمریکایی خوداست. نگارنده بیشتر به منظور ترویج این مباحث در مجامع فرهنگی و علمی ایران این کتاب را با همکاران ژاپنی خود از زبان ژاپنی به فارسی ترجمه کرده است. این اثر نخستين بار در سال 2005 توسط مؤسسه‌ی آموزشي ـ پژوهشي پي‌اچ‌پي به زبان ژاپني منتشر شد. كتاب حاضر از متن ژاپني توسط نگارنده و همکاران ژاپنی او ترجمه شده است.

به منظور تبیین رهیافتی نو پیرامون "رویکرد فرهنگی و تربیتی به آموزش" دراین جا بررسی کوتاهی از محتوا و مباحث این اثر ارئه می شود.

ساختار كتاب و مجموعه مباحثي كه در آن به‌صورت گفت‌وگو مطرح شده است، به بازانديشي در انديشه و عمل تربيتي مي‌پردازد و ويژگي‌هاي فرهنگي آموزش و يادگيري در ژاپن و آمريكا را با هم مقايسه مي‌كند. در برخي از بخش‌ها، گفت‌وگو از تبيين ويژگي‌هاي اصلي فرايند آموزش و يادگيري نيز فراتر مي‌رود و تصويري عيني از فرهنگ آموزش در غرب و شرق ترسيم مي‌كند. موضوع اصلي گفت‌وگوها درباره‌ی آموزش و يادگيري است كه كيفيت فرهنگي دارد و آموزش مدرسه را به مثابه يك فعاليت فرهنگي تجزيه و تحليل مي‌كند.
در اين گفت‌وگوها تعاملي سه جانبه شكل گرفته است.

يكم، خانم لوئيس به عنوان ژاپن‌شناس برجسته در آمريكا و آموزش‌شناسي متخصص، آموزش‌وپرورش را در ژاپن، به مثابه فعاليتي فرهنگي تجزيه و تحليل مي‌كند.
دوم، آقاي دكتر دواي به عنوان آمريكاشناسي برجسته در ژاپن و متخصصي در روان‌شناسي اجتماعي با آثاري پرفروش در ژاپن و آمريكا مي‌كوشد تا دغدغه‌هاي خود را درباره‌ی سرنوشت اصلاحات آموزشي در ژاپن و تأثير نفوذ فرهنگ غرب در آن‌ها با خانم لوئيس در ميان بگذارد و ريشه‌هاي اجتماعي و روان‌شناختي دل‌نگراني خود را تبيين كند.

سوم، خانم سوگا به عنوان مادر كودكاني كه امروزه در ژاپن به مدرسه مي‌روند و در عين حال مدير پژوهشي بنياد انجل و عضو گروه پژوهشي «مطالعات راهبردي براي حمايت از آموزش‌وپرورش كودكان» در توكيو است. او تصويرهاي فرهنگي خانم لوئيس از مدارس ژاپن و آقاي دواي از آموزش‌وپرورش آمريكا را بازبيني مي‌كند و با حضور به‌موقع خود در مباحث تلاش مي‌كند به گفت‌وگوها ژرفاي ادراكي و زيبايي واقعي بيش‌تري ببخشد، جلوه‌هاي دل‌نگراني‌هاي آقاي دواي را نشان دهد و تصويرهاي فرهنگي خانم لوئيس از آموزش ژاپن را تصديق كند. پرسش‌هاي او و مثال‌هايي كه از جهان واقعي زندگي كودكان امروز ارائه مي‌دهد گفت‌وگوها را جذاب‌تر مي‌كند و به روشن‌تر شدن زواياي پنهان فرهنگ آموزش و يادگيري در شرق و غرب ياري مي‌رساند.

اين كتاب شامل پيش‌گفتار مترجمان، پيامي از دكتر تاكه‌او دواي(نویسنده اول کتاب) براي خوانندگان فارسي زبان، پيش‌گفتار نماينده‌ی مؤلفان و بخش هایی به ترتیب زیر است.
بخش اول به بازانديشي در فرهنگ آموزش و يادگيري ژاپن در مقايسه با آمريكا اختصاص دارد و دكتر تاكه‌او دواي ديدگاه‌هاي خود را در ارتباط با تحولات برنامه‌هاي آموزشي و درسی ژاپن به‌ويژه در فرايند مدرن‌سازي ژاپن و دوران پس از جنگ جهاني دوم تجزيه و تحليل مي‌كند و مهم‌ترين دغدغه‌هاي فرهنگي ژاپني‌ها و مسائل آن‌ها را در برای خواننده توضیح مي‌دهد.
بخش دوم به مباحث سه‌جانبه‌ي دكتر دواي، دكتر لوئيس و خانم سوگا اختصاص دارد. مهم‌ترين مبحث اين بخش، پيرامون كيفيت آموزش‌وپرورش ژاپن به مثابه الگويي براي به‌سازي آموزش‌وپرورش جهان است. گفت‌وگوهاي بين فرهنگي اين بخش درباره‌ي آموزش‌وپرورش ژاپن و آمريكا، آموزه‌هاي بسيار اثربخشي


براي معلمان و پژوهشگران آموزشي جهان به همراه دارد.

بخش سوم به گفت‌وگوهاي دكتر لوئيس و خانم سوگا درباره‌ي پژوهش‌هاي مردم نگارانه درباره‌ي آموزش و پرورش قلب‌ها و انديشه‌هاي كودكان با روي‌كردي فرهنگي مربوط است. پژوهش مردم‌نگارانه‌ي دكتر لوئيس درباره‌ي پرورش موزون قلب، ذهن و دست‌هاي كودكان در مدارس ژاپن موضوع اصلي گفت‌وگوهاي اين بخش است و به دليل اثربخشي آموزش‌وپرورش ژاپن، با روي‌كردي فرهنگي به آموزش و يادگيري، تجزيه و تحليل مي‌شود.

بخش چهارم كه به قلم يوكي‌كو سوگا نوشته شده است، به مثابه صورت‌بندي مسائل مطرح شده در بخش هاي پيشين است و پيامدهاي اصلي گفت‌وگوها را جمع‌بندي كرده است. در عين حال بنيادهاي اساسي آموزش كودكان براي پرورش توانايي زيستن را تبيين مي‌كند و با مروري بر چالش‌هاي آموزش‌وپرورش ژاپن در مقايسه با آمريكا چشم‌اندازهاي تازه‌اي براي تجزيه و تحليل فرهنگي فرايند آموزش و يادگيري ارائه مي‌دهد و ايده‌هاي تازه‌اي براي معلمان، كارشناسان و پژوهشگران آموزش‌وپرورش مطرح مي‌كند.

نقد و بررسی اين اثر و ترویج گفتمان هایی از این دست رهیافتی اثربخش برای جستجو و ترویج رویکرد فرهنگی به آموزش است. بنابر این به كارشناسان برنامه‌ريزي آموزشي و درسي، مديران و كارگزاران آموزشي، سياست‌گذاران و تصميم‌سازان آموزش‌وپرورش كشور، پژوهش‌گران تعليم و تربيت، همكاران دانشگاهي و دانشجويان رشته‌هاي علوم تربيتي، راهنمايان تعليماتي و اعضاي گروه‌هاي آموزشي مناطق مختلف آموزش‌وپرورش و معلمان فرهيخته‌اي كه در جست‌وجوي راه‌هاي اثربخش كيفيت‌ بخشي و تحول در آموزش‌وپرورش ايران هستند،توصیه می شود تا با ترویج رویکرد فرهنگی و تربیتی به آموزش برای اعتلای "معلم" و جایگاه تربیتی "معلمی"تلاش کنندو با نقد و بررسی نظریه های آموزش و یادگیری و بازاندیشی در اندیشه و عمل تربیتی رایج به خلق ایده های تازه در آموزش و پرورش بپردازند

منبع : موضوع  " نگاهی به کتاب آموزش به مثابه فرهنگ "-تهیه کننده : دكتر محمدرضا سركار آراني-روزنامه همشهری -31 تیر ۸۸

 

صبح روز سه شنبه 17/12/89 به همراه 35 نفر از مديران سه دوره تحصيلي مدارس كاشان در معيت مدير آموزش و پرورش ، كارشناسان تكنولوژي آموزشي ، پژوهش سراي دانش آموزي و روابط عمومي با حضور در شركت صنايع آموزشي تهران از نزديك با توليدات اين شركترا دیدیم.

 در نشستي در سالن جلسات شركت مدير آموزش و پرورش ضمن تشكر به مناسبت فراهم نمودن زمينه بازديد مديران از اين شركت ، اهميت آشنايي مديران با وسايل آموزشي راخاطر نشان كرد و افزود : « اگر تدريس با وسايل آموزشي همراه شود تعميق و ماندگاري مطالب آموخته شده را به دنبال خواهد داشت.» حسين حنطه اي درادامه با بيان مختصري از تاريخ كاشان اظهار داشت : « شهرستان كاشان با حدود 60 هزار دانش آموز و 4 هزار فرهنگي يكي از شهرستان هاي مؤثر است كه انشاءالله در يك برنامه ريزي همه مديران مدارس را براي بازديد از اين مركز اعزام خواهيم كرد. » مدير عامل شركت نيز ضمن خير مقدم به حاضران اهميت توليدات آموزشي را خاطر نشان كرد و اظهار داشت : « شركت صنايع آموزشي بزرگترين توليد كننده تجهيزات آموزشي آزمايشگاهي وكارگاهي ويژه مراكز آموزشي است كه در سال 1354 با سرمايه گذاري وزارت آموزش و پرورش و سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران فعاليت خودش را آغاز كرد اما از سال 87 به بعد تمام سهام شركت به صندوق ذخيره فرهنگيان واگذار شد . »

مهندس رادمهر در ادامه گفت : « شركت داراي 14 كارگاه و 4 هزار نوع محصول است كه همه محصولات با كيفيت عالي داراي راهنماي استفاده از وسايل و حتي سي دي تصويري نحوه استفاده از وسايل همراه آن مي باشد كه همه مديران مدارس مي توانند مستقيما با مراجعه به نمايندگي هاي فروش در مراكز استانها يا با مراجعه به سايت ، شركت  « www.eei-co.com » به صورت اينترنتي وسايل مورد نياز خود را خريد نمايند پس از آن از نمايشگاه محصولات و كارگاه هاي توليد وسايل بازديد شد . »

گلبرگ پاياني اين سفر آموزشي زيارت حضرت عبدالعظيم حسني در شهرري و حضرت فاطمه معصومه (س) در شهر مقدس قم بود.

پيامك هفته وحدت

 ملاد باسعادت آخرين پيامبر راستي و درستي صلوات الله  عليه و آله   و امام صادق عليه السلام مبارك باد.

پيامبر خدا پيامبر خدا(صلی الله عليه و آله):

بُعِثتُ بِمَكارِمِ الأخلاقِ وقحاسِنِها؛  من براى ترويج   نيكى‏هاى اخلاقى مبعوث شدم.

إذا أحَبَّ أحَدُكُم صاحِبَهُ أو أخاهُ فَلْيُعلِمْهُ؛ هرگاه يكى از شما رفيق يا برادر خود را دوست داشته باشد، آن را به او اظهار كند.

پيامبر خدا(صلی الله عليه و آله):

خِيارُكُم أحاسِنُكُم أخلاقاً الَّذينَ يَألَفُونَ ويُؤلَفُونَ؛ بهترين شما، خوش‏خوترين شماست آنان كه الفت مى‏گيرند و الفت مى‏پذيرند.

 امام صادق علیه السلام:

إنّ الصَّدَقَةَ تَقضي الدَّينَ وتَخلُفُ بالبَركَةِ؛ صدقه، دَين را ادا و بركت را جايگزين مى‏كند.

 

 

بیدرنگ یک ضربه

یک روز گرم شاخه ای مغرورانه و با تمام قدرت خودش را تکاند به دنبال آن برگهای ضعیف جدا شدند و آرام بر روی زمین افتادند شاخه چندین بار این کار را با غرور خاصی تکرار کرد تا این که تمام برگها جدا شدند شاخه از کارش بسیار لذت می برد .
برگی سبز و درشت و زیبا به انتهای شاخه محکم چسبید ه بود و همچنان در برابر افتادن مقاومت می کرد .در این حین باغبان تبر به دست داخل باغ در حال گشت و گذار بود و به هر شاخه ی خشکی که می رسید آن را از بیخ جدا می کرد و با خود می برد .
وقتی باغبان چشمش به آن شاخه افتا د با دیدن تنها برگ آن ا زقطع کردنش صرف نظر کرد بعد از رفتن باغبان مشاجره بین شاخه وبرگ بالا گرفت و بالاخره دوباره شاخه مغرورانه و با تمام قدرت چندین با ر خودش را تکاند تا این که به ناچاربرگ با تمام مقاومتی که از خود نشان می داد از شاخه جدا شد و بر روی زمین قرار گرفت .
باغبان در راه برگشت وقتی چشمش به آن شاخه افتاد و بی درنگ با یک ضربه آن را از بیخ کند شاخه بدون آنکه مجال اعتراض داشته باشد بر روی زمین افتاد.
ناگها ن صدای برگ جوان را شنید که می گفت:
'اگر چه به خیالت زندگی ناچیزم در دست تو بود ولی همین خیال واهی پرده ای بود بر چشمان واقع نگرت که فراموش کنی نشانه حیاتتت من بودم››

تهیه کننده: مهدی غزنوی ** مشاور مدرسه

بهای نومیدی گران است

روايت افسانه‌ها روزي شيطان همه جا جار زد كه قصد دارد از كار خود دست بكشد و وسايلش را با تخفيف مناسب به فروش بگذارد.
او ابزارهاي خود را به شكل چشمگيري به نمايش گذاشت. اين وسايل شامل خودپرستي، شهوت، نفرت، خشم، آز، حسادت، قدرت‌طلبي و ديگر شرارت‌ها بود.
ولي در ميان آنها يكي كه بسيار كهنه و مستعمل به نظر مي‌رسيد، بهاي گراني داشت و شيطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد.
كسي از او پرسيد: اين وسيله چيست؟
شيطان پاسخ داد: اين نوميدي و افسردگي ا‌ست
آن مرد با حيرت گفت: چرا اين قدر گران است؟
شيطان با همان لبخند مرموزش پاسخ داد: چون اين مؤثرترين وسيلة من است. هرگاه ساير ابزارم بي‌اثر مي‌شوند، فقط با اين وسيله مي‌توانم در قلب انسان‌ها رخنه كنم و كاري را به انجام برسانم. اگر فقط موفق شوم كسي را به احساس نوميدي، دلسردي و اندوه وا دارم، مي‌توانم با او هر آنچه مي‌خواهم بكنم..
من اين وسيله را در مورد تمامي انسان‌ها به كار برده‌ام. به همين دليل اين قدر كهنه است

تهیه کننده: مهدی غزنوی * مشاور مدرسه

 

مديريت آموزشي

 مديريت آموزشي يعني مهارت در استفاده از روابط انساني

  يكي ازوظايف مديريت آموزشي،ايجاد محيطي سالم و مطلوب در مدرسه است.

  اساسي ترين راه براي ايجاد محيط مناسب و مطلوب اين است كه مدير آموزشگاه با افرادي كه با او در تماس هستند احترام بگذارد.

  به شخصيت دانش آموزان احترام بگذارد تا يكايك آنها احساس كنندكه وجودشان در آموزشگاه عزيز است.

  اسباب تشويق ديگران وبروز استعداد رهبري را در آنان فراهم سازد.

ايجاد محيطي كه درآنجا كاركنان تمام كوشش خود را وقف آموزش و پرورش كنند .

 يادمان باشد كه...

  درحركت   بهبودكيفيت،اصل برحل ريشه اي مشكلات است نه حل موقت و جابجايي آن واخراجججدانش آموزان ازكلاس،درواقع جابجايي مشكلات است نه حل آن.

 فرآيندبرنامه هاي آموزشي و درسي مدرسه، نيازمند مشاركت همه كاركنان،همراه باصبروشكيبايي و هوشمندي است.مانميتوانيم منتظرنتيجه بمانيم تا عيبهارااصلاح كنيم،كهجاصلاح بعدازخطا ديراست بايداصلاح مستمرودائمي آموزش موردتوجه قرارگيرد.

 یادمان باشد.....

    بايد همه كاركنان، وسايل و تجهيزات آموزشي در جهت به حداكثر رساندن رشد و پرورش دانش آموز به كار گرفته شوند و معلمان نيز به عنوان كساني كه عامل اين باروري يا بهره وري  هستند بايد به حداكثر كارآيي و و اثربخشي در كارشان برسند.

      كار سخت و زياد، به تديج انسان را كم حوصله و خسته ميكند، قدرت گوش دادن و تامل در حرف و نظر ديگران را كاهش ميدهد و پرخاشگري و تندخويي را زياد ميكند و استمرار اين وضع، شما را از پا در مي آورد.

 در حركت روبه بهبود و مديريت تغيير در مدرسه، بيش از آنكه به اتفاق نظر و توافق كاركنان نياز داشته باشيم، به انتقادات آنان احتياج داريم، خواه سازنده باشد خواه غير سازنده.